است دو حيثيت دارد ، يكی اينكه فعليت است مثلا ظالم دارای قوه و نيرو است ، تيغش برنده است ، دارای اراده است و . . . اينها كه فعليت هستند هيچكدام شر نيستند . شريت ظلم از قوه و استعداد مظلوم برای پذيرش ظلم است كه در زمينه اين استعداد ، نيروی ظالم و اراده و تيغش ، منشأ نفی حيات و نفی كمال در مظلوم می شوند . پس ظلم ، شريتش را از منشائيت از عدم دارد . اين قوه شر كه شما میگوئيد از فعليت آن بهتر است ، در واقع عدم آن عدم است و عدم عدم ، وجود است . پس وقتی میگوئيم فعليت شر ، منشأ عدم است و قوه شر بهتر است يعنی عدم عدم كه معنايش وجود است . بنابراين در همين مثال هم شريت به عدم برمی گردد و خيريت به وجود ، و شريت به قوه بر میگردد و خيريت به فعليت ( 1 ) . پاورقی : |