" « لا تدركه الابصار و هو يدرك الابصار و هو اللطيف الخبير »" (1) . در عين اينكه اينها را در آن علو خودش بيان میكند ، در عين حال باز با يك آدم عامی دهاتی ، يك چوپان ، يك ساربان كه دارد حرف میزند ، در آن هم كاملا خداشناسی را با يك زبان ساده و عاميانهای بيان میكند : " « ا فلا ينظرون الی الابل كيف خلقت »" ( 2 ) . اهميت قرآن به اين است . - از خانمها سؤال كردهاند : فرموديد هر مخلوقی در مسير خودش حركت میكند و مسير خودش را از روی آگاهی انتخاب میكند . اولا منظور از آگاهی چيست ؟ ثانيا غير از انسان موجودات ديگر هم آگاهی دارند ؟ استاد : ما هر چه كه در غير مسأله فطری بودن دين بحث كرديم فهرستش را عرض كرديم ، فقط تئوری اين قضيه را ذكر كرديم ، هنوز به بحثش نپرداختهايم ، ولی البته مدعا را عرض میكنيم . مدعا اين است كه همه موجودات . همه مخلوقات اختصاص به انسان ندارد ، انسان كه معنی ندارد اختصاص داشته باشد ، آنهايی هم كه اختصاص گفتهاند اختصاص به جاندار گفتهاند ، اختصاص به جاندار ندارد جاندار و غيرجاندار همه در يك مسير هدايتی قرار گرفتهاند . آن كه قرآن میفرمايد همين است و آن هم كه ما میخواهيم اثبات كنيم همين است . البته در تفسير و توضيحش شايد دو سه جلسه بايد راجع به آن صحبت كنيم . پاورقی : |