حركت براى پرواز بى بال و پر نتيجهاى جز سقوط ندارد
اين خطبه را بنا به گفته بعضى از شارحين نهج البلاغه ، پس از خلافت ابى بكر ايراد فرموده است داستان اين خطبه چنين بوده است كه هنگامى كه در سقيفه بنى ساعده براى ابو بكر بيعت گرفته شد ، ابو سفيان بن حرب فرصتى پيدا كرد كه براى بر پا كردن جنگ و پيكار در ميان مسلمانان اقدام كند تا آنان به كشتار يكديگر برخيزند و با اين غائله و پيكار دين اسلام از بين برود . لذا به نزد عباس بن عبد المطلب رفت و گفت :
اين گروه ( عدهاى كه به ابو بكر بيعت كردند ) ، امر زمامدارى را از بنى هاشم سلب و در بنى تيم قرار دادند و فردا اين تندخوى بنى عدى ( عمر بن الخطاب ) بر ما حكومت خواهد كرد .
[ 106 ]
برخيز با هم به نزد على ( ع ) برويم و براى زمامدارى با او بيعت كنيم و تو عموى پيغمبرى و من هم مردى هستم كه سخنم در قبيله قريش مورد قبول است . و اگر بخواهند ما را از زمامدارى كنار بزنند ، با آنان به كشتار مىپردازيم .
آنگاه هر دو نزد امير المؤمنين عليه السلام آمدند .
ابو سفيان گفت :
يا ابا الحسن ، از اين امر زمامدارى غفلت مكن ، كى بوده است كه ما به قبيله تيم پست تسليم گشته بوديم ؟
وضع روحى و نيت ابو سفيان روشن بود كه اين سخنان را براى حمايت از دين نمىگويد ، بلكه مقصودش براه انداختن فساد ميان مسلمانان است كه آنرا در اعماق دلش پنهان ساخته بود 1 .
بنابر اين ، جمله مورد تفسير را مىتوانيم از دو جهت تحليل كنيم :
يكم با نظر به داستان مزبور .
دوم با نظر به آن قانون كلى كه جمله مورد تفسير در بردارد .
يكم با نظر به داستان مزبور و جريان شگفت انگيز سقيفه بنى ساعده نتيجهاى كه بدست مىآيد ، اينست كه اصحاب سقيفه با كوشش فراوانى توانسته بودند در كمترين مدتى مسئله زمامدارى ابو بكر را بر عدهاى بقبولانند و سپس براى تثبيت اين امر ، بنا به نقل ابن ابى الحديد از براء بن عازب ، « ابو بكر و عمر و ابو عبيده » از سقيفه به راه افتاده بهر كسى كه مىرسيدند دست او را گرفته براى بيعت به دست ابى بكر مىكشيدند ، بخواهد يا نخواهد من بحكم عقل اين گونه بيعتگيرى را منكر گشتم » 2 . مردم بدين ترتيب احساس كردند كه خليفه و زمامدار براى عموم معين شده است .
امير المؤمنين عليه السلام را چنانكه در خطبههاى آينده خواهيم ديد ، در اقليت
-----------
( 1 ) شرح نهج البلاغه خويى ج 3 ص 137 و مضمون در شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 1 ص 219 .
-----------
( 2 ) مأخذ مزبور ص 219 و 221 .
[ 107 ]
ظاهرى قرار دادند [ 1 ] ، بطورى كه اگر آنحضرت با اين اقليت دست به پيكار مىزد ،
باضافه اينكه كشتار زيادى در حساسترين موقعيت اسلام ( روزهاى وفات پيامبر ) براه مىافتاد ، ساده لوحان كه اكثريت چشمگير را تشكيل مىدادند با راهنمايى زيركان جامعه ابتدايى اسلام را با اين گمان پليد كه « على رياست مىخواهد » تيره و تار نموده اغتشاشات و جنگ و پيكارهاى جاهليت را تجديد مىكردند .
امير المؤمنين ( ع ) از اين آشوب و ارتداد سخت بيمناك بود ، لذا چنانكه در مواردى متعدد از نهج البلاغه مىبينيم ، آن حضرت دست از پيكار مىكشد و در مقام رهبر گروه محافظ اسلام انجام وظيفه مىنمايد .
بنابر اين ، سكوت امير المؤمنين ( ع ) در چنان موقعيتى روى همان اصل بوده كه در جمله « حركت براى پرواز بسوى مقصد ، نياز به بال و پر دارد » ابراز فرموده است . دوم تفسير اصل كلى مزبور :