درد انسان انسان است ، نيست چون سر يك حيوان مثل گوسفند هم درد میگيرد . اينكه دست و پای انسان درد میگيرد ، از [ نوع ] دردهای حيوانی و عضوی و شخصی است . اما آنها كه صحبت از " درد انسان " و " صاحب درد بودن انسان " میكنند ، مقصودشان اين نيست . آن دردی كه ارزش ارزشها در انسان است ، چيز ديگری است . گروهی - مانند عرفای خودمان - آن دردی را كه در انسان سراغ دارند و دائما آن را تقديس میكنند ، درد خداجوئی است . میگويند اين درد از مختصات انسان است و حتی انسان به اين دليل بر فرشته ترجيح دارد كه فرشته بیدرد است و انسان ، درد دارد . طبق نظر اسلام ، انسان يك حقيقتی است كه نفخه الهی [ در او دميده شده ] و از دنيای ديگری آمده است و با اشيائی كه در طبيعت وجود دارد ، تجانس كامل ندارد . انسان در اين دنيا ، يك نوع احساس غربت و احساس بيگانگی و عدم تجانس با همه موجودهای عالم میكند چون همه فانی و متغير و غير قابل دلبستگی هستند ، ولی در انسان ، دغدغه جاودانگی وجود دارد . اين درد همان است كه انسان را به عبادت و پرستش خدا و راز و نياز و به خدا نزديك شدن و به اصل خود نزديك شدن میكشاند . |