شمشير در دست انسان شناس انسان محور
شمشير در دست على بن ابيطالب ( ع ) و پيروان مكتب او كه بر مبناى انسان شناسى و انسان محورى حركت مىكنند . چاقوى عمل جراحى است در دست طبيبى كه شاگرد حق است و مشيت حق را در آن شمشير ، و جان فاسد سرايت كننده را در انسان مورد عمل خود مىبيند . آرى ، ما طبيبانيم شاگردان حق . اين شمشيرى نيست كه در صدد از پاى در آوردن جانى بر آيد كه جلوهگاه عظمت الهى و شعاعى از اشعه ربانى او باشد . اين شمشيرى است كه گلشن جانهاى آدميان را كه مهمانان چند روزه خوان گسترده الهىاند ، از خارهاى زهرآگين پاك نموده آنرا آبيارى مينمايد . بگذاريد مولوى ماهيت اين شمشير را براى ما توصيف نمايد :
گفت من تيغ از پى حق ميزنيم
بنده حقم نه مأمور تنم
شير حقم نيستم شير هوا
فعل من بر دين من باشد گوا
من چو تيغم و ان زننده آفتاب
ما رميت اذ رميت در حراب
رخت خود را من زره برداشتم
غير حق را من عدم انگاشتم
خون نپوشد گوهر تيغ مرا
باد از جا كى برد ميغ مرا
اى مقتول ، :
تو نگاريده كف موليستى
آن حقى كرده من نيستى
نقش حق را هم به امر حق شكن
بر زجاجه دوست سنك دوست زن