مورد بی مهری و تهمت و افترا بود ؟ مگر هر پولی كه كسی بكسی ميدهدمیخواهد او را بخرد ، پس بايد رسم هديه و بخشش و پيشكش را منسوخ كنند. ريشه قانون مهر كه در قانون مدنی آمده قرآن است . قرآن تصريح ميكند كهمهر عنوانی جز عطيه و پيشكشی ندارد . بعلاوه اسلام قوانين اقتصادی خود راآنچنان تنظيم كرده كه مرد حق هيچگونه بهره برداری اقتصادی از زن ندارد .در اين صورت چگونه ميتوان مهر را بعنوان قيمت زن ياد كرد . ممكن است بگوئيد عملا مردان ايرانی از زنان خود بهرهبرداری اقتصادیميكنند . من هم قبول دارم كه بسياری از مردان ايرانی اينطورند ، ولی اينچه ربطی بمهر دارد ، مردان كه نمیگويند ما بموجب اينكه مهر پرداختهايمبه زنان خود تحكم ميكنيم ، تحكم مرد ايرانی به زن ايرانی ريشههای ديگریدارد . چرا بجای اينكه مردم را اصلاح كنيد قانون فطرت را خراب ميكنيد وبر مفاسد ميافزائيد ؟ در تمام اين گفتهها يك منظور بيشتر نهفته نيست وآن اينكه ايرانی و مشرق زمينی بايد خود را و فلسفه زندگی خود را ومعيارهای انسانی خود را فراموش كند و رنگ و شكل اجنبی بخود بگيرد تابهتر آماده بلعيده شدن باشد . خانم منوچهريان ميگويند " اگر زن از نظر اقتصادی مانند مرد باشد ،ديگر چه حاجت است كه ما برای او نفقه و كسوه و مهر قائل شويم .همچنانكه هيچيك از اين پيش بينيها و محكم كاريها در مورد مرد بمياننمیآيد ، در مورد زن هم آنوقت نبايد وجود داشته باشد " . اگر اين سخن را خوب بشكافيم معنيش اينست : در دورههائی |