می پذيرند ، و مجموعا يك واحد متصل و ممتد را به وجود میآورند ، دليل براين است كه جسميت و جرميت و اتصال و امتداد جوهری ، پوششی است بر رویيك جوهر ديگر و آن جوهر در حالی كه فصل يا وصل میپذيرد ، لباس خويش رامیكند و لباس ديگری میپوشد و اگر جسم مركب نبود يعنی اگر هر چه بودهمين صورت جسميه و امتداد واتصال جوهری بود هرگز فصل و وصلی در جهانصورت نمیگرفت ، يعنی ممكن نبود جسم واحد متصلی تبديل به دو جسم متصلشود و يا دو جسم متصل به صورت يك جسم در آيد . اين بود اجمال اين برهان. تفصيل اين برهان نيازمند به مقدماتی است و قبل از آنكه آن مقدمات راذكر كنيم بايد يك مطلب را متذكر شويم و آن اينكه اين برهان را مشائينعليه اشراقيين اقامه كردهاند ، پس از آنكه دو طرف ، نظريه متكلمين ونظريه ذيمقراطيسی را مردود شناخته و قبول كردهاند كه جسم طبيعی مانند آبو هوا و آتش و خالك و غيره مجموعه ای از ذرات نيست بلكه يك واحدپيوسته است ، و از طرف ديگر همين چيزها كه بالفرض پيوستهاند بالحس والعيان فصل و وصل میپذيرند . پس برهان فصل و وصل مبتنی بر قبول پيوستگی جسم طبيعی محسوس است واما بنابر نظريه متكلمين و يا نظريه ذيمقراطيس اين برهان ناتمام استزيرا بنابر آن نظريه ها هنگامی كه فصل و وصلی واقع میشود مثلا يك ليترآب تبديل به دونيم ليتر میشود و يا دو نيم ليتر آب تبديل به يك ليترآب میگردد فصل و وصل واقعی صورت نگرفته است يعنی چنين نيست كه يكواحد متصل تبديل به دو واحد متصل شده باشد و يا دو واحد متصل تبديل بهيك واحد شده باشد بلكه يك ليتر آب مجموعهای از ملكولها است كه درمجاورت هم قرار گرفتهاند و هنگامی كه تبديل به دو نيم ليتر آب میشود از |