خويشاوندان و معلمان و همسايگان و همكيشان و همنوعان خود دارد .اميرالمؤمنين عليه السلام به يكی از فرمانداران خود مینويسد : " مبادا كهمانند حيوان درندهای به جان مردم بيفتی ، زيرا افراد رعيت يا مسلمان اندو هم دين تو میباشند و يا اگر مسلمان نيستند لااقل انسان اند و همنوع تومیباشند " . كلمه " حق " و " حقيقت " را زياد میگوييم و میشنويم ،بايد هم حق را بشناسيم و هم حقيقت را . شناختن حقيقت به اين است كهنظام هستی و جريان عالم وجود را همان طور كه هست تصور كنيم نه اينكه درذهن خود گرفتار خيالات و اوهامی بشويم كه از واقع فرسنگها دور است ،خودمان را همان طور كه هستيم بشناسيم ، جهان را همان طور كه هست بشناسم، خداوند را با صفات كمال و جمال و جلال بشناسيم . و اما شناختن حق بهاين است كه دين خود را تميز دهيم و بدانيم چه مديونيتها داريم ، بدانيمنسبت به نزديك ترين امور به خودمان يعنی اعضا و جوارح بدن خود مديونيمو حقوق اينها را ادا كنيم ، نسبت به پدر و مادر و زن و فرزند و معلم وهمسايه و خويشاوندان و همكيشان و هموطنان و حتی نسبت به زمينهايی كه دراختيار ما گذاشته شده و نسبت به شغل و مقام اجتماعی كه به ما واگذار شدهو نسبت به هر كاری كه به عهده گرفته ايم مديونيم و بايد حق آنها را اداكنيم . اگر خودمان و خدای خودمان و جهانی را كه در آن زندگی میكنيمشناختيم و به حقوقی كه به عهده ما هست آشنا شديم ، میتوانيم با سر بلندیو سر افرازی ادعا كنيم كه ما ، هم اهل حقيم و هم اهل حقيقت . |