میكند ، نمیتواند به ميل خود و اراده خود راه خود را عوض كند و تغييردهد و تنها انسان است كه در هر لحظهای قادر است به سوی هر هدفی كهاراده كند حركت خود را تغيير دهد . انسان بسياری از كمالات و ترقياتخود را در پرتو تكليف و قانون و مسؤوليت قانونی طی میكند . برای انسانبسی افتخار است كه میتواند حقی را به عهده بگيرد و وظيفهای را گردن نهد. بسياری از افراد به نام آزادی میخواهند خود را از قيد تكاليف و حقوقآزاد سازند ، و البته انسان میتواند آزاد زندگی كند و بايد هم آزاد زندگیكند ولی به شرط اينكه انسانيت خود را حفظ كند ، يعنی از هر چيزی و هرقيدی میتوان آزاد بود مگر از قيد انسانيت ، آدمی اگر بخواهد از قيدتكاليف و حقوق ، خود را آزاد بداند بايد قبلا از انسانيت استعفا بدهد وجزو جمادات و يا نباتات و حداقل جزو حيوانات در آيد تا بتواند از آنچهلازمه انسانيت و شرط انسانيت است يعنی قبول وظايف و تكاليف و حقوق ،خود را آزاد سازد . ما همان طوری كه به موجب انسان بودن خود برای خود حقی قائليم ومعتقديم چون انسان و كامل تر از ساير انواع آفريده شدهايم پس حق داريمانواع استفادهها از معادن و از درياها و از جنگلها و از گلها و گياه ها واز حيوانها و از زمينها بنماييم ، عينا به همين دليل حقوقی از همه ايناشياء بر عهده ما هست كه بايد از عهده آن حقوق برآييم . اميرالمؤمنينعلی عليه السلام در اولين خطابهای كه بعد از قبول خلافت ايراد كرد اين طورفرمود : " بندگان خدا ، خدا را در نظر بگيريد ، شما نسبت به جماعتها وشهرهای خدا و نسبت به افراد بندگان خدا ، نسبت به همه چيز مسؤوليتداريد ، حتی نسبت به |