|
شرح :
از جمله اول خطبه شريفه پيداست كه خداى قادر و مهربان هيچگاه روى زمين را از وجود حجتو رهبر آثار علم و هدايت خالى نميگذارد، منتهى علم و هدايت شدت و ضعف دارد و امام و رهبرظاهر و غايب ميشود، مخالفين شيعه ميگويند، امام غائب كه ممكن نباشد از او اخذمسائل دينى كرد، چه ثمرى دارد ولى جوابش اينستكه : همان اعتقاد بوجود امام و حجت خداامريست مطلوب و ركنى از اركان دين است ، مانند اشخاصى كه در زمان پيغمبر اكرم صلىاللّه عليه و آله بودند و آنحضرت را نديدند ولى بوجودش اعتقاد داشتند مانند نجاشى واويس قرنى از اينجاست كه پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله در حديثى كه مورد اتفاقشيعه و سنى است فرموده است : من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية ((كسى كهبميرد و امام زمانش را نشناسد،، مرگش مرگ جاهليت است )) شيعه ميگويد، مراد بامام زماندر اين دوران ، حجة بن الحسن حضرت مهدى عليه السلام است ، عامه ميگويند: مراد بامامزمان هر سلطان و زمامداريست كه بر مردم حكومت كند، چهعادل باشد يا فاسق ولى سخافت و زشتى سخن ايشان بر هيچ خردمندى پوشيده نيست ،زيرا شناختن سلطان ظالم چه تاءثيرى در ايمان و عقايد دارد تا كسى كه او را نشناخت ومرد، چون ، مردم زمان جاهليت باشد، بعضى ديگر گفته اند، مراد بامام زمان قرآنست ولىجوابش اينستكه قرآن كه در هر زمانى فرق نميكند تا هر قرآنى امام مردم زمان خود باشد،علاوه بر اينكه اگر مقصود از معرفت قرآن شناختن و ياد گرفتن كلمات و آيات آن باشد،بسيارى از مسلمين كه سواد ندارند جزء كفار محسوب خواهند شد و اگر مقصود تصديق وعقيده بقرآن باشد، ما با شما هم عقيده ايم يعنى قرآن راقبول داريم و نبايد بر ما طعنه زنيد، اما پيداست كه همان جواباول بقدرى محكم و متين است كه نوبت را باين جواب نميدهد.
* (در امر غيبت ) *بَابٌ فِي الْغَيْبَةِ |
|
|
|
|