در اينجا لازم است تذكر داده شود كه بيان فوق ، هم شامل سرمايهداری بهمعنی كارخانهداری است و هم شامل سرمايهداری به معنی تجارت كلی است ( 1) ، زيرا در هر دو مورد جريان " پ ك پ " است هر چند اين دو مختلفبه نظر میرسند . كارخانهداری ، استثمار نيروی كارگر به صورت خريدن خودنيرو است ، ولی تجارت ، در دست گرفتن قيمت بازار است كه از توليدكننده ، متاعی را كه توليد كرده میخرد نه نيروی كار او را ، و متاعی راكه لازم دارد به قيمت اعلی به او میفروشد ، واسطه است ميان توليد كنندهو مصرف كننده ، و به واسطه تسلط بر بازار ، محصول كار توليد كننده را كهمصرف كننده نيز هست ، به خود اختصاص میدهد . در آينده انشاء الله ، درفرق ميان اين دو بحث خواهيم كرد . ص 51 : " تجزيه و تحليل قانون اساسی ارزش به ما ثابت كرد كه بهای كالا درجريانات نوسانات خود آنقدر بالا و پايين میرود تا خود را با سطح ارزش ويا زمان " اجتماعا لازم " كه برای توليد آن كالا به كار رفته است هم سطحنمايد . در پيش ديديم همينكه بهای كالايی به جهانی از سطح ارزش آن كالابالاتر میرود ، توليد كنندگان ، از جهت سود فراوانی كه در توليد آن كالامیبينند ، در توليد آن كوشش بسيار میكنند و به قدری توليد آن كالاافزايش میيابد تا دوباره بهای آن از سطح ارزش پايينتر بيفتد . بدينجهت توليد كنندگان از توليد آن دست بر میدار ند و به توليد كالاهای ديگرمیپردازند . اين تغييرات بها كه با جزر و پاورقی : . 1 درباره تجارتی كه از اذناب سرمايهداری است بعدا بحث خواهد شد كهچگونه از ارزش اضافی سهم میبرند . |