فعاليت خود را متوجه سود اقتصادی به تنهايی بكند . يكی از ايرادهای مهم بر اصل " ارزش = كار " اين است كه بهفعاليتهای بشری ، بيش از حد جنبه مادی و سودجويی سود اقتصادی داده شدهاست ، مثل اين است كه همه كارها از نوع عملگی دانسته شده است ، و حالآن كه در همان عملگی نيز سرعملگی مزد بيشتر دارد ، نه به واسطه صرفانرژی بيشتر ، بلكه به واسطه زبر و زرنگی بيشتر سرعمله . يازدهم : نظريه " ارزش هر چيز مساوی كاری است كه صرف توليد آن چيزشده است " نقش فعال طبيعت را كه قادر است دهها و بلكه صدها برابركاری كه صرف آن میشود توليد كند ، و به تعبير قرآن شريف : " « كمثلحبه انبتت سبع سنابل فی كل سنبلة مائة حبة »" ( 1 ) مورد غفلت قرارداده است . حداكثر اين است كه نظريه " ارزش = كار " در مورد طبيعتمرده و مصنوعات جمادی مثل خانه و كارخانه و كفش و كلاه و غيره صادق باشد، در مورد طبيعت زنده صادق نيست . طبيعت زنده ، همان طوری كهفيزيوكراتها گفتهاند ، بيش از مقداری كه صرف آن میشود نتيجه و بارمیدهد ( 2 ) خصوصا شاهكارهای طبيعت . آيا میتوان گفت لزوما ارزش گوشتیكه در بدن يك كره اسب و يا اسب قيمتی هست معادل است با كاه و جو وعلفی كه حيوان خورده است ؟ اين درست مثل اين است كه بگوييم ارزش يكاندام زيبا و يك چشم و ابرو و چهره دلربا معادل پاورقی : . 1 بقره / . 261 . 2 همان طوری كه قبلا اشاره كرديم مطابق نظر بعضی از فلاسفه الهی ،طبيعت مرده ، علت اعدادی طبيعت زنده است نه علت ايجابی آن . لهذامانعی ندارد كه معلول بر علت افزايش داشته باشد . |