بايد موجبات آن را تعيين كند . اكنون ببينيم قانون بايد تابع چه مقياسیباشد ؟ انسان بايد تابع قانون باشد و قانون بايد تابع چه باشد ؟ قانونبايد تابع عدالت باشد . عدالت چيست ؟ آيا عبارت است از مصلحتاجتماع و آن چيزی كه بهتر تعادل اجتماع را حفظ كند ؟ يا عبارت است ازمساوات ، يا اعطاء كل ذی حق حقه ؟ اينها مطالبی است كه در ورقههای عدلو عدالت اجتماعی بحث كردهايم . گفتيم كه در توليد ثروت ، سه عامل ممكن است دخالت داشته باشد ، يكیاز آنها طبيعت است ، طبيعت يعنی زمين ، دريا ، ابر ، باران ، هوا ،آفتاب . اكنون بايد ديد آن دسته از محصولات طبيعت كه كاری روی آنهاصورت نگرفته است مانند ماهيها و جواهر دريا ، علفهای كوهی ، جنگلها ومعدنها ، چشمههای طبيعی ، خود كوهها و درياها از آن جهت كه میتوانندپناهگاه يا وسيله كشتيرانی باشند ، بدون آن كه كاری روی آن صورت گرفتهباشد قابل ملكيت هستند يا نه ؟ مسلما هيچ موجبی نيست كه شخصی را مالكچنين محصولات طبيعی بدانيم ، زيرا چنانكه در جای ديگر گفته ايم موجبمالكيت يا بايد فاعلی باشد و يا غائی ، يعنی يا بايد شیء مملوك از آنجهت مملوك باشد كه فعل و اثر شخص است ، و به عبارت ديگر محصول كاراو است ، و يا از آن جهت كه خود طبيعت كه آن شیء را به وجود آورده ويا انسانی كه آن شیء را به وجود آورده هدفش اين بوده كه اين ثروت بهفلان شخص معين تعلق داشته باشد . امور فوق را طبيعت به وجود آورده نه انسان ، طبيعت از نظر بعضیمكاتب فلسفی هدف ندارد ، از نظر بعضی ديگر هدف دارد اما هدفش همهانسانهاست نه شخص معين ، پس به هر حال علت ندارد كه امور فوق ملكفرد باشد ، اگر بنا شود ملك باشد بايد ملك جمع |