نيز نيست ، مصداق " من اتلف مال الغير فهو ضامن " يا " « علی اليدما اخذت حتی تؤدی » " نيست . عامل توليد كننده ثروت ، گاهی يك چيز و گاهی دو چيز و گاهی سه چيزمیباشد ، به اين ترتيب : الف . ثروتهايی كه فقط طبيعت در توليد و ايجاد آنها دخالت دارد ،مانند ميوههای جنگلی ، گلهای صحرايی ، گياهان دارويی و علفهايی كه به دردحيوانات اهلی میخورد . ب . ثروتهايی كه طبيعت به علاوه كار و كوشش انسان در ايجاد آنهادخالت داشته است ، مانند درختی كه به دست يك انسان كاشته میشود ، تخميك درخت ديگر يا قلمه يك درخت ديگر را در زمين میكارد و درخت میگردد. اين درخت محصولی است از قوای طبيعت و به كوشش انسانی كه قصد توليدداشته است . از اين قبيل است دامداری ، مرغداری و امثال اينها ( 1 ) .ج . ثروتهايی كه [ از ] طبيعت به علاوه كار به علاوه سرمايه ( 2 ) كهخود محصولی از كار و طبيعت است به وجود میآيد . از اين قبيل استمحصولات كشاورزی ماشينی و حتی غيرماشينی ، و همچنين منسوجات ، كفش ،داروهای شيميايی ، قند ، شكر ، نان . پاورقی : . 1 ولی توليد فرزند حيوانات يا شير آنها را میتوان گفت كه صرفامولود طبيعت است و انسان در توليد آنها دخالت ندارد و در عين حال باقسم اول متفاوت است زيرا كوشش انسان در حفظ و نگهداری مولد دخيل است، به خلاف قسم اول . . 2 در اينجا مقصود از سرمايه ، مطلق ابزار توليد است نه سرمايه بهمعنی اخص چنان كه قبلا گفتهايم . |