جزئها را رويها سوی كل است |
بلبلان را عشق با روی گل است |
آنچه از دريا بدريا میرود |
از همانجا كامد آن جا میرود |
از سر كه سيل های تند دو |
وز تن ما جان عشق آميزد و |
من نمیدانم ما چه جور آدمهائی هستيم همين قدر كه كسی در يكجا نوشت دينبطور كلی ناشی از ترس يا جهل است خيال میكنيم همانطوری كه كشف شده آبتركيبی از اكسيژن و ئيدروژن است و در لابراتوارهای معظم دنيا هم مسلم وقطعی شده است ، اين مطلب هم كه دين ناشی از ترس يا جهل است به همينصورت است . نه آقا ، اينطور نيست . اگر اندك توجهی بكنيد میبينيد حتیدر ميان خود منكرين دين راجع به اينكه دين از چه ناشی شده و از كجا آمدهوحدت نظری وجود ندارد . نظريات مختلفی از طرف آنها ابراز شده و همه ردشده است ، حتی اكثريت دانشمندان امروز توحيد را پذيرفتهاند ، اصول دينرا پذيرفتهاند ، اگر دين حقيقتا مولود جهل بوده آيا معنی داشت كهاينشتاين دانشمندترين انسان عصر حاضر هم خداپرست باشد ، نه تنها او كهدانشمندترين انسان عصر خود بود ، بلكه دنيای علم به سوی قبول " « فطرشالله التی فطر الناس عليها »" پيش میرود .
دين سرمايه زندگی
اما قسمت دوم ، بايد عرايضم را خيلی كوتاه كنم ،