بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب چشم به راه مهدی, جمعى از نویسندگان مجله حوزه ( )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     CHESHM01 -
     CHESHM02 -
     CHESHM03 -
     CHESHM04 -
     CHESHM05 -
     CHESHM06 -
     CHESHM07 -
     CHESHM08 -
     CHESHM09 -
     CHESHM10 -
     CHESHM11 -
     CHESHM12 -
     CHESHM13 -
     CHESHM14 -
     CHESHM15 -
     CHESHM16 -
     CHESHM17 -
     CHESHM18 -
     CHESHM19 -
     CHESHM20 -
     FOOTNT01 -
     FOOTNT02 -
 

 

 
 

 

next page

fehrest page

back page

اعلام الورى باعلام الهدى
نوشته : امين الاسلام ، ابى على الفضل بن الحسن الطبرسى .
تصحيح و تعليق : على اكبر غفارى .
ناشر: دارالمعرفه ، بيروت .
شماره صفحه ها: 460.
امين الاسلام طبرسى ، از عالمان ، مفسران ، مجتهدان بنام قرن پنجم و ششم هجرى است .
وى ، به احتمالزياد، به سال 468، يا 469، ديده به جهان گشوده و روزگار جوانى را در مشهد مقدسبه فراگيرى دانش گذراند و در رشته هاى علمىمتداول : ادبيات عرب ، حديث ، فقه ، اصول ، تفسير و... اطلاعات گسترده اى اندوخت و دراين دانشها، صاحب نظر شد و در سال 523 ه - ق . به شهر سبزوار رفت و تا پايانعمر، در همان جا بزيست و به نشر فرهنگ اسلام پرداخت (694) .
ابوالحسن على بن زيد بيهقى معاصر طبرسى درباره مقام علمى وى مى نويسد:
((در نحو، فريد بود... در علوم ديگر، به درجات افادت رسيد. تصانيف بسيار است اورا...(695) ))
مرحوم طبرسى ، پس از سالها تحقيق ، تاءليف ، تدريس ، تربيت شاگردان و... بهسال 548 ه - ق . در سبزوار به ديدار حق شتافت .
از وى ، آثار علمى بسيار به جا مانده ، از جمله : اعلام الوارى باءعلام الهدى (696) .وى در اين اثر، زواياى گوناگون زندگى ائمه عليهم السلام را با تتبع وسيع و ژرف، نماينده و در بيان مطالب ، شيوه استدلال عقلى و نقلى را به گونه بسيار عالمانه ودقيق پى گرفته و با ابتكار در خورى ، مباحث را روشن و به اثبات رسانده است .مطالب كتاب ، از چنان اتقانى برخوردار است كه عالمان بزرگ ، در نوشته هاى خود،فصل ، يا فصلهايى را از آن ، به صورت كاملنقل كرده اند.
نويسنده ، كتاب را در چهار ركن اساسى ، سامان داده ، ركن چهارم آن ، درباره امامت ائمهعليهم السلام بويژه امامت امام زمان عليه السلام است . درباره امام زمان عليه السلام روىمطالب زير، انگشت گذارده است :
اسم ، كنيه ، لقب ، ولادت ، نام مادر گرامى حضرت ، كسانى كه امام را در كوچكى ملاقاتكرده اند، اثبات امامت امام عصر، به دليل عقل ، چگونگى غيبت ،دلايل و شواهد بر غيبت ، برخى توقيعات ، نام كسانى كه به ديدار امام توفيق يافتهاند، نشانه هاى قيام ، ايام ظهور، سيره عملى حضرت ، به هنگام قيام ، روش حكومت وويژگيهايى كه در حضرت وجود دارد و...
در پايان ، به پاسخ شبهات مى پردازد:
1. علت طولانى شدن غيبت ؟
2. اگر غيبت ، سودى به حال مسلمانان نداشته باشد، چه تفاوتى بين حيات و مرگحضرت خواهد بود.
3. حكم حدودى كه بر جنايتكاران در زمان غيبت واجب مى شود، چيست ؟
4. دليل غيبت .
5. آيا ادله اى كه براى غيبت امام عصر (عج ) مورد اسثتناد قرار گرفته ، كافى است .
6. اگر شيعه پذيرفته است كه پس از پيامبر(ص ) نبى خواهد آمد، چگونه در اخبارشيعه ، آمده : مهدى شريعت را نسخ مى كند، به حكم داوود حكم مى كند، جزيه نمى پذيردو... آيا اينها اثبات نبوت جديد نيست ؟
التذكرة فى احول الموتى و امور الاخرة .
نوشته : امام الحافظ القرطبى .
تصحيح و تعليق : احمد مرسى .
ناشر:
شماره صفحه ها:
قرطبى ، از مفسران بزرگ اهل سنت و پيرو مذهب مالك است . دانشمندانى كه بهبيوگرافى وى اشاره كرده اند او را به اوصاف حميده ، تبحر در علوم ، بويژه تفسير،ستوده اند(697) .
زركلى مى نويسد:
((وى ، مرد صالح ، متعبد از اهل قرطبه است كه در شرق مينة ابن خصيب (درشمال اسيوط مصر) اقامت گزيد و در همان جا وفات كرد. انسان پارسا و كم مؤ نه اىبوده كه با يك لباس در جامعه حضور مى يافته و داراى تاءليفات زيادى است ... ازجمله : التذكرة باحوال الموتى و احوال الاخرة ))(698)
كتاب التذكره ، در دو جلد، در مصر چاپ شده كه بخشى از جلد دوم آن ، درباره حضرتمهدى (عج ) است .
مؤ لف در جلد دوم ، تحت عنوان : ((الخليفة الكائن فى آخر الزمان المسمى بالمهدى وعلامة خروجه )) رواياتى كه صحابه از رسول خدا(ص ) درباره خليفه آخرالزمان ونشانه هاى ظهور او، نقل كره اند، گرد آورده است .
در بابهاى ديگر، به موضوعاتى به شرح زير اشاره دارد:
فتنه بين مغرب و مشرق ، خروج سفيانى ، جريان لشركشيها و...
در مورد اين گونه روايات ، از قول حافظ ابوالخطاب بن دحيه مى آورد:
((اين گونه مسائل ، از قول پيامبر(ص ) مستند موثقى نداشته و از پيامبر(ص ) نرسيدهاست و بيان آن ، انسان را از عدالت ساقط مى كند، مگرنقل آن از باب امانت باشد و صحت و سقم به مؤ لف برگردد.))
در اين كتاب ، تناقضها و سازگاريهاى بسيارى ديده مى شود، مثلا آمده :دجال ، در سال سيصد ظهور مى كند، و مسائل ديگرى كه نادرستى آنها آشكار است .
سپس داستان خروج سفيانى و خروج ((دابه )) را كه حذيفه ازقول پيامبر(ص ) نقل مى كند، به بوته نقد گذارده و مى نويسد:
((از اين خبر، بوى جعل استشمام مى شود و مساءله پر از جعليات و اسرائيليات است كهانسان از سياه كردن كاغذ به آن ابى دارد.))
سپس روايات ساختگى و دروغ را كه با عقل و فطرت سالم ، ناسازگارند، مشخص مىكند.
باب ديگرى گشوده درباره مهدى (عج ) و كسانى كه زمينه حكومت وى را مهيا مى سازند. دراين باب ، رواياتى كه از على (ع )، ثوبان ، عبدالله بن الحارث بن جز الزبيدى ازرسول اكرم (ص ) نقل شده گرد مى آورد.
در باب ديگر، رواياتى از پيامبر(ص ) درباره ويژگيهاى مهدى (عج )، اسم عطايا، درنگوى ، خروج با عيسى (ع )، كشتن دجال و... نقل مى كند.
آنگاه تحت عنوان : ((فضل ))، روايت ((لا مهدى الا عيسى )) رانقل مى كند و آن را معارض با روايات ديگر مى داند و در مقام نقد، روايت را از نظر سند،ضعيف مى شمرد و رواياتى كه بيانگر ظهور آن حضرت هستند و وى را از عترتپيامبر(ص ) و فرزند زهرا(س ) مى دانند، را صحيح ، متواتر، نص و مقدم بر روايت ((لامهدى الا عيسى )) مى شمارد.
در پايان ، اين دو دسته از روايات را به اين گونه خواسته جمع كند:
(( يحتمل ان يكون قوله عليه الصلاة و السلام ، و لا مهدى الا عيسى اى لا مهدى كاملامعصوما الا عيسى و على هذا تجتمع الاحاديث و يرتفع التعارض .))
احتمال دارد منظور از روايت : ((لا مهدى الا عيسى ))، يعنى مهدىكامل و معصوم ، جز عيسى نيست . بنابراين ، ميان روايات جمع مى شود و عارض بينروايات بر طرف مى گردد.
البته اين جمع از ديگاه شيعه ، پذيرفته نيست وقابل مناقشه است . در بابهاى ديگر، موضوعاتى به شرح زير آمده :
محل ظهور حضرت مهدى ، نشانه هاى خروج مهدى (عج )، بيعت با حضرت در دو مرحله ،درگيرى و قتل سفيانى ، سرزمين هايى كه حضرت به تصرف در مى آورد، چگونگىفتح قسطنطنيه ، نشانه هاى خروج دجال ، نزول حضرت عيسى (ع )، كشتندجال ، مقدمات قيام قيامت و نشانه هاى آن .
مؤ لف ، در پايان تحت عنوان : ((فضل )) نشانه هاى قيامت را از نظر علماء يادآور شده ونشانه هاى پايان دنيا را بر شمرده است .
كشف الغمه فى معرفة الائمه
نوشته : ابوالحسن على بن عيسى بن ابى الفتح اربلى .
ناشر: دارالكتاب الاسلامى بيروت .
شماره هاى صفحه :
اربلى از اديبان شيعى قرن هفتم هجرى است ، وى در شهراربل ، در شمال عراق ، چشم به دنيا گشوده و در هجوممغول ، از آن جا به موصل كوچ كرده و پس از مدتى ، بهاربل بازگشته است . از منابعى كه شرح زندگى او را يادآور شده اند، بر مى آيد، وىدر اربل ، رياست ديوان انشار را در زمان ابن الصلايا، بر عهده داشته است . درسال 660 ه - ق به بغداد رفت و رياست ديوان انشاء بغداد را از سوى علاءالدين صاحبديوان پذيرفت و در سال 693 ه - .ق . در همان جا به درود حيات گفت (699) .
گرچه از تحصيل و رشد علمى او، ارباب تراجم كمتر سخن گفته اند، وى بزرگانىچون : صاحب ((امل الامل )) از وى به عظمت و بزرگى ياد كرده و درباره شخصيت علمى اونوشته است :
(( كان عالما، فاضلا، محدثا، ثقة ، شاعرا، اديبا، و منشاء جامعاللفضائل و المحاسن . له كتب منها ((كشف الغمه فى معرفة الائمه (ع )...))(700)
(اربلى ) دانشمند، فاضل ، محدث ، ثقه ، شاعر، اديب ، نگارنده و مجمعفضائل و نيكيها بوده و از او نوشته هاى بسيارى ، از جمله : كشف الغمه فى معرفة الائمه، به جا مانده است .
وى در اين اثر ارزشمند، رواياتى كه درباره سيره ، تاريخ حيات ،فضائل مناقب و معجزات پيامبر(ص )، حضرت زهرا(س ) و ائمه (ع ) رسيده ، از منابع معتبرو مورد اعتماد شيعه و سنى گردآورى كرده ، از جمله : تمامى دو رساله حافظ ابونعيماصفهانى و برخى متون معتبر ديگر را بر اثر خود افزوده و چون ديده حجم كتاب زياد مىشود در هنگام نقل روايتها، اگر كلمه و جمله اى نياز به توضيح داشته ، به اختصارتوضيح داده است و سندهاى روايات را، حذف كرده است .
از آنجا كه اربلى ، از دانش بالايى برخوردار بوده و ذهن نقادى داشته است ، در مواردبسيارى ديدگاهها و استدلالهاى ديگران را آورده و به نقد و بررسى آن پرداخته و بهبرخى از اخبار نيز، به ديده نقد نگريسته است .
به خاطر ابتكارى بودن اثر و استحكام محتوا و موضعمعتدل نويسنده ، اين اثر از جايگاه ويژه اى در ميان جامعه شيعه و سنى و دوستداراناهل بيت برخوردار شده و افراد زيادى از آن نقل كرده اند.
نويسنده ، بخش آخر جزء سوم كتاب خود را به امام زمان (عج ) اختصاص داده و به مباحثىبه شرح زير پرداخته است : محل تولد حضرت مهدى (عج ) زمان تولد، نسب ، مادر، اسم ،كنيه ، لقب .
احاديثى كه از پيامبر(ص ) درباره مهدى (عج )به طريق صحيح ابوداود ترمذى از ابوسعيد خدرى و ديگران نقل شده ، گردآورده است ، آنگاه شبهه اى را مطرح مى كند:
((مهدى در اين كه ، با اوصافى كه در روايات بيان شده ، فرزند فاطمه است ، سخنىنيست ، ولى بحث در اين است اين روايت ، دليل نمى شود بر اين كه مهدى ، با آن اوصاف ،همان ((محمد بن الحسن )) باشد. زيرا اولاد فاطمه ، تا قيامت بسيارند.دليل ديگرى جز اين روايات لازم است تا اثبات كند مهدى ، همان حجة بن الحسن العسكرىاست ))
سپس از شبهه اين گونه پاسخ مى دهد:
((پيامبر(ص )، مهدى را با اوصاف مشخص كرده و اين نشانه ها و ويژگيهايى كه درروايات آمده ، جز بر امام زمان (عج ) تطبيق نمى كند و گرنه اين نشانه نخواهد بود.))
شبهه را پى مى گيرد و پاسخهاى محكم از آن مى دهد.
سپس به برهانهاى عقلى و نصوصى كه بر امامت امام عصر (عج ) دلالت دارد،استدلال كرده و كسانى كه امام عصر (عج ) را زيارت كرده اند، نام مى برد و...
در پايان ، رواياتى كه حافظ ابونعيم اصفهانى از پيامبر اكرم (ص ) درباره مهدى (عج) گردآورى كرده و بخشهاى عمده اى از كتاب البيان فى اخبار الزمان شيخ اباعبداللهمحمد بن يوسف بن محمد الگنجى الشافعى را در بيست و پنج باب كهشامل بسيارى از مطالب مربوط به غيبت و ظهور است ،نقل مى كند.
فرائد السمطين ، فى فضائل المرتضىوالبتول و السبطين و الائمة من ذريتهم ج 2
نوشته : شيخ الاسلام ، صدرالدين ابوالمجامع ابراهيم بن سعدالدين محمد ابن المؤ يدالجوينى الخراسان
تحقيق و تعليق : شيخ محمد باقر محمودى .
ناشر: مؤ سسه المحمودى ، بيروت
مؤ لف از بزرگان اهل سنت و حافظان حديث است . تذكره نويسان ، او را به عظمت ستودهاند. ذهبى درباره وى مى نويسد:
(( الاماك ام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام ... و كان شديد الاعتنا بالروايه وتحصيل الاجزاء و على يده اسلم غازان الملك ...))(701)
(جوينى ) پيشوا، محدث ، بى همتا، كامل ، فخر اسلام ... به روايت وتحصيل آن ، بسيار عنايت داشته و با تلاش او، غازان الملك اسلام آورد.
وى ، احاديث بسيارى از علماى عرق ، شام ، حجاز و...نقل كرده و از برخى آنان اجازه روايت ، دريافت داشته است .
جوينى ، نوشته هاى بسيارى دارد، از جمله نوشته هاى اوست : فرائد السمطين فىفضائل المرتضى و البتول و السبطين و الائمه من ذريتهم .
مؤ لف ، بخش زيادى از كتاب خود را به بيان چگونگى ظهور و قيام مهدى منتظر (عج )اختصاص داده است (از صفحه 310 تا 343، جلد دوم )
نويسنده ، در بيان و اثبات مطالب از منابع روايى بهره مى جويد و عناوين رواياتى كهگردآورى كرده به شرح زير است .
بشارت ظهور مهدى (عج )، مهدى (عج ) از ذريه پيامبر(ص )، قيام براى گسترش قسط وعدل پس از پر شدن دنيا از ظلم و جور، قيام حضرت مهدى پيش از رستاخيز امرى قطعى وحتمى است ، مهدى ، دوازدهمين امام شيعيان است و خداوند امر ظهور او را يك شبه فراهم مىآورد.
امام رضا(ع ) و بشارت ظهور مهدى و نورانى شدن دنيا به نور حضرت و روى آوردنسعادت دنيا و آخرت در ايام ميمون و مبارك ظهور حضرت .
شرعة التسمية حول حرمة التسميه
نوشته : سيد محمد باقر داماد.
تحقيق : رضا استادى .
ناشر: مهديه ميرداماد.
شماره صفحه ها: 155.
محمد باقر داماد، معروف به مير داماد، تحصيل علوم دينى را در مشهد مقدس آغاز كرد و براثر هوش و استعداد سرشارى كه داشت ، در اندك زمانى در علوم و فنون گوناگونى ،بويژه فقه ، حكمت و فلسفه ، سرآمد ديگران گرديد و به درجه اجتهادنائل آمد و استاد فقهاى عصر خويش ‍ شد.
از اين روى ، فقهاى عصر وى ، فتاواى شرعى را به تصحيح وى معتبر مىشمردند.(702) او، افزون بر مقام فقهى ، درمسائل فلسفى و كلامى تبحر خاصى داشته و در اين زمينه از وى نوشته هاى ارزشمندىبه جاى مانده است ، از آن جمله رساله : شرعة التسميةحول حرمة التسميه .
از جمله مباحث مربوط به امام عصر(ع ) كه در چندين روايت آمده و محققان درباره آن ، بهبحث و گفتگو پرداخته اند، مساءله حرمت ، كراهت يا جواز تصريح به اسم و كينه اصلىامام عصر(ع ) در زمان غيبت است . از دانشمندان بنامى كه در اين موضوع به بحث وبررسى پرداخته اند، ميرداماد را مى توان نام برد.
وى ، اثر مورد بحث را در همين باره نگاشته و در آن ، اين مساءله را يكايك آورده و دربارهآنها بحث كرده است .
اين اثر ارزشمند، افزون بر تحقيق و تبيين مساءله ياد شده ، آكنده از فوائد علمى ، ادبىو رجالى است .
تحقيق و تصحيح اين رساله ، بر اساس چهار نسخه معتبر، با تلاش رضا استادى انجامپذيرفته است . در پانوشتها، افزون بر ضبط اختلاف نسخه ها، توضيحاتى دربارهبرخى روايات داده شده است .
در مقدمه كتاب ، ضمن اين كه از نسخه هاى كتاب ، چگونگى تصحيح ، گزارش شده ،شرح حالى از مؤ لف آمده و فهرستى از آثار وى ، ارائه شده است .
المحجة فيما نزل فى القائم الحجة
نوشته : سيد هاشم بحرانى
تحقيق و تعليق : محمد منير ميلانى ،
شماره صفحه ها: 284.
بحرانى ، فقيه ، مفسر، محدث و صاحب نظر دررجال بوده است .(703)
شيخ يوسف بحرانى ، درباره شخصيت او مى نويسد:
(( ... كان السيد المذكور فاضلا، محدثا، جامعا، متتبعا الاخبار بمالم بسبق اليهسابق سوى شيخنا المجلسى ((ره )) و قد صنف كتبا عديدة تشهيد بشدة تتبعه و اطلاعه...)) (704)
سيد بحرانى ، فاضل ، محدث ، جامع و پژوهشگر در اخبار بوده است . كسى در اين فن ،جز مجلسى ، بر او پيشى نگرفته . كتابهاى زيادى تصنيف كرده كه گواهى تتبع وآگاهى اوست .
گذشته از مرتبه بلند علمى ، امور حسبيه را نيز بر عهده داشته است . در انجام فريضهامر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ستمگران و حاكمان ستم ، هيچ گونه بيم وهراسى به خود راه نداده و عمر پربركت خويش را در راه نشر علوم اهلبيت و خدمت بهبندگان خدا به پايان برده است .
وى ، در سال 1107 - 1108 در قريه نعيم در گذشت و در قريه توبلى ، به خاكسپرده شد.
بحرانى از بزرگانى چون : سيد عبدالعظيم بن سيد عباس استرآبادى ، شيخ فخرالدينبن طريحى النجفى ، صاحب مجمع البحرين ، بهره جسته است (705) .
از وى ، نوشته هاى بسيارى به جا مانده از جمله : كتاب : المحجة فيمانزل فى القائم الحجة .
موضوع مورد بحث ، اين اثر، آيات قرآنى است كه در روايات ، به حضرت مهدى تفسير وتاءويل شده . اين آيات ، به 120 عدد مى رسند كه از سوره بقره آغاز و به سورهمباركه عصر، پايان مى پذيرند مطالب كتاب ، به صورت ترتيب سوره هاى قرآنىتنظيم شده اند.
نويسنده ، در مقدمه كتاب مى نويسد:
((در اين كتاب ، آياتى كه در روايات معصومين (ع ) به مهدى (عج ) تفسير شده اند، آوردهشده و روايات مربوط به ديگر ائمه (ع ) را در تفسير برهان بايد جست .))
روايات مورد استناد در تفسير و تاءويل آيات قرآن ، از مصادر آنهانقل شده است .
محقق محترم ، افزون بر آياتى كه مؤ لف گردآورى كرده ، با جست و جوى بسيار، بهدوازده آيه از قرآن دست يافته كه به گونه اى به امام عصر (عج ) ارتباط دارند و آنهارا به صورت استدراك در پايان كتاب ، تحت عنوان : ((مستدرك المحجه )) آورده است .
وى با تلاش فراوان و در خور تحسين ، براى تصحيح كتاب به نسخه خطى موجود دركتابخانه آيت الله مرعشى ، كه به خط خوانا در زمان مؤ لف و از روى نوشته او، نسخهبردارى شده ، تكيه كرده و كتاب را، اصلاح كرده است .
از جمله كارهاى ارزشمند محقق ، تطبيق احاديث با مصادر اصلى آن و نماياندن موارد اختلاف ،از نظر زيادى و نقص است .
برخى روايات ، كه سند مشخصى نداشته اند با جست و جو و تحقيق در منابع گوناگون، از مصادر ديگرى آدرس داده است .
ينابيع الموده
نوشته : الحافظ سليمان بن ابراهيم بن القندوزى الحنفى
تصحيح و تدقيق : دارالكتب العراقيه .
ناشر: بصيرتى ، قم
شمار صفحه ها: 527
قندوزى ، در سال 1220 ه - . ق . ديده به جهان گشوده در بلخ ، به فراگيرى دانشپرداخت . براى ادامه تحصيل ، به بخارا رفت . سپس به هند و افغانستان رفت و بابزرگان طريقت ، همراه گشت و در سير و سلوك و تفقه در دين ، به درجات عالىنائل آمد، آن گاه ، به قندوز بازگشت . مدت زمانى در آن جا اقامت گزيد و به نشر دانشو هدايت و ارشاد خلق همت گماشت . از آن جا كه شوق زيستن در جوار بيت الله الحرام را درسر داشت ، در سال 1269 ه - . ق . روانه بيت الله شد. به قونيه كه رسيد، سهسال و شش ماه ، در آن جا ماند. كتابهاى شيخ محى الدين بن عربى حاتمى را از روىنسخه دست نوشته وى ، يادداشت كرد. تا اين كه از سوى سلطان وقت ، به مسند مشيخهتكيه شيخ مراد بخارى ماءمور شد و در آنجا به ارشاد مردم و نشر علم حديث و تفسيرپرداخت و در سال 294 ه - . ق . در قسطنطنيه ديده از جهان فروبست (706) .
از جمله آثارى كه از وى به جاى مانده ، كتاب : ينابيع الموده است .
اين اثر، بار اول و بار دوم ، در سال 1302 ه - . ق . دراستنابول ، پس از گذشت هشت سال از فوت مؤ لف ، از سوى مهدى ملك التجار، در 527صفحه ، به چاپ رسيده است .
بار سوم ، در مشهد، به سال 1308 ه - . ق . در دو جزء، در 455 صفحه ، به گونهسنگى به تصحيح محمد شفيع اعتماد الدوله .
بار چهارم ، در بمبى ء، به سال 1311 ه - . ق . به اهتمام شيخ على محلاتى ، در 448صفحه ، به گونه سنگى . در پايان اين چاپ ترجمه مؤ لف آمده است .
بار پنجم ، در تهران ، به سال 1312 ه - . ق . با مفاتيح المحجة ، در 614 صفحه .بار ششم ، در بيروت ، در سه جزء.
بار هفتم ، در نجف اشرف ، به سال 1348 ه - . ق . با تصحيح ، چاپخانه حيدريه .
آنچه در دست داريم ، چاپ هشتم كتاب است .
مؤ لف در اين كتاب ، فضائل پيامبر(ص ) و اهل بيت (ع ) را با استناد به كتابهاى مورداعتماد، مانند: صحاح ست و... در يك مقدمه و صد باب ، گرد مى آورد.
از باب هفتاد و يك به بعد، مباحثى درباره غيبت امام زمان (عج )، با استفاده از كتابهاىگوناگون مطرح مى كند: از جمله :
آياتى كه بر اساس روايات اهل بيت ، به حضرت مهدى (عج ) تفسير شده ، از كتاب :المحجة فيما نزل فى القائم الحجة نقل مى كند.
رواياتى كه بيانگر نشانه ها و شرطهاى برپايى رستاخيزند، از جواهر العقدين مىآورد.
درباره ويژگيهاى حضرت مهدى (عج ) و اين كه او ازاهل بيت است و فرزند زهرا(س ) رواياتى از كتابهاىاهل سنت مانند: كنوز الدقائق ، مسامرة الاخيار، سنن ترمزى ، مناقب لابن المغازلى الشافعىو اسعاف الراغبين درباره حضرت مهدى (عج )نقل كرده است .
سخنان حضرت امير(ع ) را درباره شاءن و منزلت مهدى (عج ) از نهج البلاغه مى آورد.
از پيامبر(ص ) و ائمه (ع ) درباره گرفتاريهاىاهل بيت تا پيش از ظهور، رواياتى را مى آورد.
روايات بيانگر نام و شمار ائمه (ع ) ظهور حضرت ،دجال و حديث : ((بعدى اثنا عشر خليفه )) را از كتاب فرائد السمطين ، يادآور مى شود.
زمان ولادت حضرت ، كرامات حضرت ، ويژگيهاى ، آنان كه توفيق ديدار او را يافتهاند، سخنان اهل الله ، از اصحاب كشف و شهود، تفسير آيه شريفه : (( يوم ندعواكل اناس بامامهم )) و... از موضوعاتى است كه به آنها مى پردازد.
يكى از مستشرقان ، ينابيع الموده را اين گونه معرفى مى كند:
(( ينابيع المودة و هى شمائل النبى (ص ) وآل بيت فيها اقتباسات كثيرة من المصنفات القديمة و لذالها فائدة كبرى و هى مرغوبة فىبلاد عجم ...)) (707)
ينابيع الموده ، سيره و سيرت پيامبر(ص ) واهل بيت را در بر دارد و در آن از كتابهاى زيادى از علماى پيشين استفاده شده و داراى فوائدبزرگ و بسيارى است و در بلاد و سرزمين غير عرب رواج دارد.
اين اثر، نه تنها در مناطق شيعه نشين مورد توجه بوده و هست ، بلكه در ديگر شهرهاىاسلامى نيز، از ارزش و اهميت شايانى برخوردار است .
نور الابصار
نوشته : سيد مؤ من بن حسن بين مؤ من الشبلنجى
ناشر: دارالكتب العلميه ، بيروت .
شماره صفحه ها: 248
وى در قريه شبلبخ از قراى مصر پرورش يافت و در ده سالگى تمام قرآن را حفظ كردو وارد دانشگاه الازهر مصر شد و نزد دانشمندان بزرگى چون : شيخ محمد خضرى ، مياطى، شيخ محمد الاشمونى ، شيخ محمد الانبايى ، شيخ ابراهيم شرقاوى شيخ محمد مرصفى ،كسب دانش كرد و در علوم و فنون گوناگون ، بويژه علم حديث ، ادب و تاريخ به درجاتعالى نائل آمد و آثار ارزشمندى ، عرضه داشت از جمله نوشته هاى وى ، كتاب :نورالابصار فى مناقب آل بيت النبى المختار است (708) .
بخشى از اين اثر، اختصاص به حضرت مهدى دارد كه تحت عنوان :((فصل فى ذكر مناقب محمد بن الحسن الخالص ...)) آمده است .ذيل اين فصل ، به بحث درباره : ولادت ، كنيه ، القاب ، اوصاف و نايبان حضرت ،چگونگى غيبت ، سال غيبت ، طول عمر، زمان و مكانى كه حضرت غائب شده ، حيات وى پس ازغيبت ، محال نبودن غيبت طولانى و... مى پردازد.
آنگاه ، ديدگاه كسانى را كه بر اين باورند: مهدى منتظر، محمد بن حنيفه است و باز خواهدگشت و هم اكنون در جبل رضوى ، اطراف مدينه مى زيد، به شدت رد مى كند و مى نويسد:
(( و هذه كلها اقوال فاسدة ... فان محمد بن حنيفه رضى الله عنه توفى بالمدينةالمنورة و قيل بالطائف .)) (709)
اين گفتارها تمام فاسد است ... محمد بن حنيفه ، در مدينه منوره و برخى گفته اند در طايفوفات كرده است .
سپس تحت عنوان : ((تتمة )) سخن را درباره اخبار مهدى (عج ) پى مى گيرد ابتدا اشارهدارد به اختلاف بين علماء، درباره اين كه آيا حضرت مهدى (عج )، از اولاد امام حسن است ياامام حسين (ع ) و نظر مى دهد كه حضرت مهدى ، از اولاد امام حسين (ع ) است و ديدگاه صاحب((يواقبت الجواهر)) را براى تاءييد نظر خود، مى آورد:
(( ... المهدى من ولد الامام الحسن العسكرى بن الحسين و مولده النصف من شعبان...)) (710)
آنگاه به موضوعات زير مى پردازد.
ويژگيهاى ظاهرى امام : قد و قامت ، رنگ ، سيما و...
زمان و مكان ظهور
چگونگى قيام .
سرزمين كشته شدن سفيانى
چگونگى برخورد با مردم .
و...
الاذاعة لما كان و ما يكون بين يدى الساعة
نوشته : سيد محمد صديق حسن .
ناشر: مؤ سسه سعودى مصر.
شماره صفحه ها:
مؤ لف ، در قنوج هند، چشم به هستى گشود، در دهلى به كسب دانش ‍ پرداخت ، سپس براىامر معاش ، به ((بهوبال )) سفر كرد و با تلاش و پشتكار، ثروت فراوان ، به دستآورد و با ملكه ((بهوبال ))، ازدواج كرد.
با حضور در صحنه افكار جديد و اصلاح طلبانه و در شمار شخصيتهاى دوره نويننهضت اسلامى قرار گرفت . از وى آثار ارزشمندى در علوم و معارف اسلامى به زبانهاى: عربى ، فارسى و هندى به يادگار مانده است (711) .
از جمله كتاب : ((الاذاعة لما كان و ما يكون بين يدى الساعة )).
اين اثر، همان گونه كه از نامش پيداست ، ملاحم و فتن پيش از قيامت را در بر دارد.نويسنده ، ابتداء احاديثى كه در باب حضرت مهدى و مساءله غيبت در منابع روايى چون :سنن ، معاجم ، مسانيد و... آمده و از آنها استفاده تواتر مى شود، گرد مى آورد.
پس از اثبات تواتر احاديث ، به شبهات و خرده گيريهايى كه از سوى ابن خلدون و...در مورد احتجاج به احاديث حضرت مهدى شده مى پردازد و به ابن خلدون كه مى نويسيد:
((احاديث مربوط به غيبت مهدى ، برخى با برخ ديگر معرض است و راويان بعضىاحاديث ، چون حافظه و ضبط قوى نداشته اند مورد طعن و جرح قرار گرفته اند. تنهابه رواياتى كه از سوى محققان از محدثان رسيده ، مى شودعمل كرد.))
پاسخ مى دهد:
اولا، در كتابهاى صحيح نيز، راويان مورد طعن و جرح وجود دارد. افزون بر اين احاديثمربوط به مهدى را محدثان مورد اعتمادى ، چون : ترمذى ، ابى داود، ابن ماجه ، حاكم ،طبرانى و ابى يعلى الموصلى به اسناد جماعتى از صحابهنقل كرده اند.
ثانيا، احاديث مربوط به مهدى ، برخى صحيح و بعضى حسن و ضعيف هستند. از آن جا كهبرخى احاديث ، به برخ ديگر يارى مى رسانند و به شواهدى نيز، تقويت مى شوند،مى شود بر آنها اعتماد كرد.
ثانيا، مساءله امام زمان (عج ) و ظهور وى ، مشهور بين همه مسلمانان واهل اسلام است و در طول عصرها و قرنها، زبان به زبانمنتقل شده و همه بر آن بوده و هستند كه ناچار در آخر الزمان ، فردى ازاهل بيت پيامبر(ص ) ظهور مى كند و دين را تاءييد وعدل را ظاهر مى سازد و مسلمانان از وى پيروى مى كنند و بر بلاد اسلامى مسلط مى شود.اين شخص مهدى ناميده مى شود.
آنگاه مى نويسد: خروج دجال و فرود آمدن عيسى و وقايع پس از آن ، از نشانه هاىرستاخيزند و روايات صحيح و در حد تواتر، بر آنها دلالت مى كنند و جايى براى انكارآنها نيست و براى تاءييد ديدگاه خود سخن شوكانى را گواه مى آورد:
(( قال : و الاحاديث الوارده فى المهدى التى امكن الوقوف عليها منها خمسون حديثافيها الصحيح و الحسن و الضفيف المنجبر و هى متواترة بلا شك و لا شبهة ،بل يصدق و صف التواتر على ما هو دونها على جميع الاصلاحات المحررة ىالاصول و اما الآثار عن الصحابة المصرحة بالمهدى فهى كثيرة ايضا...))(712)
احاديثى كه درباره حضرت مهدى (عج ) رسيده و امكان دسترسى به آنها وجود دارد، از جملهپنجاه حديث است كه در بين آنها، صحيح ، حسن ، ضعيف و منجبر وجود دارد و اينها متواترند،بدون شك و شبهه ، بلكه كمتر از اينها بنابر همه اصطلاحاتى كه دراصول بدان اشاره شده ، تواتر صدق مى كند. اما آثار صحابه كه در آنها تصريحبه مهدى شده نيز، زياد است .
در اينجا اشاره اى دارد به كتاب سيد علامه بدرالملة المنير محمد بناسماعيل اليمانى و رواياتى كه وى گردآورى كرده درباره : ظهور مهدى ازآل محمد در آخر الزمان ، مشخص نبودن زمان ظهور و اشاره به روايتى كه مى گويد:((پيش از ظهور مهدى دجال خروج مى كند)).
آنگاه ، احاديث رسيده درباره حضرت مهدى را اين گونه دسته بندى مى كند:
1. درباره اسم ، نسب ، مولد، بيعت كنندگان ، هجرت كنندگان باورى ، سيره و صفات وى.
2. برشمارندگان ويژگيها حضرت و نشانه هاى ظهور.
3. درباره فتنه ها و حادثه هايى كه پيش از ظهور پديد مى آيد.
4. ملاحمى كه در زمان حضور حضرت ، واقع مى شوند و نشانه نزديكى رستاخيزند.
نويسنده در ذيل هر حديثى كه مى آورد، نكاتى را درباره حديث و راويان آن ، يادآورى مىشود. از باب نمونه ، در ذيل روايت طلحة بن عبدالله مى نويسد:
(( اخرجه الطبرانى فى الاوسط و فيه مثنى بن الصباح و هو متروك و ضعيف جدا ووثقه ابن معين رواية و ضعفه ايضا و ليس فى الحديث تصريح بذكر المهدى ...))
طبرانى در الاوسط، روايت را آورده است . در سند روايت ، مثنى بن الصباح ، كه كنارگذاشته شده و جدا ضعيف شمرده شده ، وجود دارد. در روايتى ، ابن معين ، او را توثيقكرده و ضعيف نيز دانسته است . در حديث ، تصريح نام مهدى نشده است .
به ديدگاههاى متصوفه و شيخيه اشاره مى كند و ابزار مى دارد:
((آنان ديدگان درستى نسبت به مساءله مهدى ندارند و مبناى سخنان خود را ازاصول واهى گرفته اند.))
مى نويسد:
((ما، در اعتقادات و ديدگاههاى مذهبى خويش ، جز به قرآن و احاديث تمسك نمى جوييم ودين را جز از اين دو راه اثبات نمى كنيم .))
در مورد رد كسانى كه استدلال به اين روايات را درباره مهدى ، نادرست مى پندارد،بويژه ابن خلدون ، افزون بر آنچه يادآور شده مى نويسد:
((اين احاديث ، كمتر از احاديثى كه در باب احكام شرعى مورد استناد قرار مى گيرد، نيستو معمول است كه فقها به اينگونه روايات استدلال مى كنند و آنچه راجع به جرح وتعديل راويان گفته شده ، در ساير سندهاى روايات نيز، وجود دارد.
بنابراين ، مساءله مهدى جاى شك و شبهه ندارد و با وجود دليلهاى بسيار، انكار آنايستادگى در برابر نصوص مستفيضه اى است كه به حد تواتر نيز مى رسد.))
سپس استناد مى كند به ديدگاه شيخ علامه محمد بن احمد السفارينى حنبلى كه مجموعاحاديث را موجب علم قطعى دانسته و ايمان به خروج حضرت را واجب شمرده است .
(( ... ما يفيد مجموعة العلم القطعى فالايمان بخروج المهدى واجب كما هو مقرراهل العلم و مدون فى عقائد اهل سنة و الجماعة .)) (713)
مجموع احاديث ، مفيد علم قطعى به وجود قيام مهدى است . از اين روى ، ايمان به قيام مهدى ،واجب است همان گونه كه نزد اهل دانش ثابت شده و در عقايداهل سنت و جماعت تدوين شده است .
سخن آخر را به حوادثى كه پيش از خروج حضرت مهدى ، رخ خواهد داد و نشانه ظهور و...اختصاص مى دهد.

next page

fehrest page

back page