بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب شرح دفتر دل علامه حسن زاده آملی, صمدى آملى   مناسب چاپ   خروجی Word ( برگشت به لیست  )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     AMOLI001 -
     AMOLI002 -
     AMOLI003 -
     AMOLI004 -
     AMOLI005 -
     AMOLI006 -
     AMOLI007 -
     AMOLI008 -
     AMOLI009 -
     AMOLI010 -
     AMOLI011 -
     AMOLI012 -
     AMOLI013 -
     AMOLI014 -
     AMOLI015 -
     AMOLI016 -
     AMOLI017 -
     AMOLI018 -
     AMOLI019 -
     AMOLI020 -
     AMOLI021 -
     AMOLI022 -
     AMOLI023 -
     AMOLI024 -
     AMOLI025 -
     AMOLI026 -
     AMOLI027 -
     AMOLI028 -
     AMOLI029 -
     AMOLI030 -
     AMOLI031 -
     FOOTNT01 -
 

 

 
 

 

fehrest page

back page

34 - بيا زين مادبه بر گير لقمه
نيابى خوشتر از اين طعمه طعمه
ناظر به حديث فوق است منتهى با اين تفاوت كه (مادبة ) به ضمدال باشد كه (القرآن مادبة الله ) قرآن سفره خداوند تعالى است قرآن سفره رحمترحيميه الهيه است كه فقط براى انسان گسترده شده است .
سيد مرتضى در امالى مادبه را به دو وجه معنى كرده است : يكى همان بود كه در شرحبيت قبلى ذكر گرديد و ديگرى آنكه (المادبة فى كلام العرب هى الطعام يصنعهالرجل و يدعو الناس اليه فشبه النبى صلى الله عليه و آله ما يكتسبه الانسان من خيرالقرآن و نفعه و فائدته عليه اذا قراه و حفظه بما يناله المدعو من طعام الداعى و انتفائهبه يقال قد ادب الرجل يادب فهو آدب اذا دعا الناس الى طعامه و شرابه ويقال للمادبه (بضم الدال ) المدعاة ...)
طعام اين سفره غذاى انسان است كه به ارتزاق آن متخلق به اخلاق ربوبى مى گردد ومتصف به صفات ملكوتى مى شود و مدينه فاضلهتحصيل مى كند و هيچ كس از كنار اين سفره بى بهره بر نمى خيزد تزكيه و تعليم كهدو اصل اصيل اند غرض از ارسال رسل و انزال كتب مى باشند مراد از تزكيه همان تاديب وتربيت است كه نفوس انسانى از رذائل اخلاق و اجتماع بشرى از فواحشاعمال تطهير شود تا به تزكيه نفوس و تعليم كتاب و حكمت صاحب مدينه فاضلهگردند.
35 - طعام روح انسان است قرآن
طعام تن بود از آب و از نان
نداى تعالوا قرآن كريم به جهت آن است كه قرآن طعام انسان است .
فى السماء رزقكم بشنيده اى
اندرين پستى چه بر چفسيده اى
هر ندايى كه ترا بالا كشد
آن ندايى دان كه از بالا رسد
بانك مى آيد كه اى طالب بيا
جود محتاج گدايان چون گدا
بالا بياييد كه خداوند سبحان فياض على الاطلاق است و استعداد و قابليت هم به شما دادهاست ؛ و كتاب بى نهايت قرآن حكيم را، كه حافل تمام حكم و معارف وشامل جيمع كلمات نوريه وجوديه است ، غذاى جان شما قرار داده است بين كه سعه وجودىنفس ناطفه انسان به فعليت رسيده چه قدر است وعاء حقايق قرآنى مى گردد!
در عين نهم سرح عيون ص 242 آمده : (و القرآن مادبه الهيه و ما على تلك المادبه وهى غير متناهيه طعامك فلينظر الانسان الى طعامه فالنفس ‍ تسع تلك الكملات الغيرالمتناهيه فلا تقف فى حد انما كان ما على تلك المادبه غير متناهيه لانها اثر قائلها غيرالمتناهى وجودا و اثر الشى ء شاكلته و قال - علت كلماته -(قل كل يعمل على شاكلته ) (اسراء / 84) فذاتك ظرف يتسع ما فى تلك المادبه وقال امير المومنين على عليه السلام .)
چه اينكه طعام نفس ناطقه انسانى علوم و معارف است كه همه آنها در قران مجيد كه كشف اتممحمدى صلى الله عليه و آله است جمع شده است و انسان را مطابق درجات قرآن معارج درقوس صعود است ؛ كه به حكم محكم و رصين اتحادعاقل به معقول و آكل به ماكول انسان قرآن مى شود؛ چه اينكه قرآنتنزل يافته در قوس نزول انسان عروج يافته در قوس صعود مى شود.
36 - نگر در سوره رحمن كه انسان
بود در بين دو تعليم رحمان
ناظر است به آيات مباركه الرحمن كه مى فرمايد: (الرحمن علم القرآن خلق الانسانعلمه البيان )
مراد از دو تعليم ، يكى تعليم قرآن است و ديگرى بيان جناب فارابى درتحصيل السعادة در تعريف تعليم گفته است : (التعليم هو ايجادالفضائل النظريه فى الامم و المدن ) تعليم ، ايجادفضائل نظريه در امم و مدن است بلكه تعليم رشد دادن نفس ناطقه انسانى ، يعنىپروراندن روح و غذا به جان دادن است .
تعليم و تادب بايد در متن حقيقت و زندگى انسان قرار بگيرد نه در حاشيه زندگى ماعلم و عمل جوهرند و انسان ساز.
در تعليم قرآن بايد قرآن به صورت يك دستورالعمل استكمالى انسان در جان او پياده شود كه ان هذا القرآن يهدى للتى هى اقوم و اينسفره الهى براى انسان شدن ، و به كلمات لايق نفس ناطقه انسانى گسترده شده است .
در سوره مباركه الرحمن نعمتهاى الهى به شمارش در آمده است كه تعليم قرآن به عنواناولين آن ذكر گرديد به جهت آنكه قرآن از اعظم نعم الهى است در مقام و شان وجودى اش ومتضمن بيان راه سعادت قصواى انسانى كه نهايت آرزوى انسان است .
با تعليم قرآن انسان را به تمام حقايق نظام هستى آشنا مى كنند و با تعليم بيان او رامعلم ما سوى قرار مى دهند.
در نكته 214 آمده است كه سمت مقدس تعليم و تربيت ، سيرت حسنه سفراى الهى است كهبراى تشكيل مدينه فاضله و اعتلاى نفوس بفهم معارف ملكوتى و ارتقاىعقول به معارج قدس ربوبى مبعوث شده اند.
مطلب مهم در تعليم قرآن و بيان اتصاف و تخلق انسان به حقائق آن است كه دارايىواقعى انسان اين اتصاف و تخلق است و سعادت حقيقى است آگاهى به لغات و الفاظ ومفاهيم هر چند فضل است ولى آنچه كه منشاء آثار وجودى و موجب قدرت و قوت نفس ناطقهانسانى و سبب قرب او به جمال و جلال مطلق مى شود مظهر اسماء الهى شدن آن است كهحقايق وجوديه آنها صفات و ملكات نفس گردند و گرنه :
گر انگشت سليمانى نباشد
چه خاصيت دهد نقش نگينى
تعليم الفاظ و مفاهيم موجب تفاخر انسان و اعتلاى وى بر ملائكه نخواهد بود. و مراد ازتعليم در آيات مذكور مقام دارايى انسان است .
جناب فيض در معناى تعليم گفته است :
(المراد بتعليم آدم الاسماء كلها خلقه من اجزاء مختلفه و قوى متبائنه حتى استعد لادراك انواع المدركات من المعقولات و المحسوسات و المتخيلات و الموهومات و الهامه معرفةذوات الاشياء و خواصها و اصول العلم و قوانين الصناعات و كيفية آلاتها و التميز بيناولياء الله و اعدائه فتاتى له بمعرفة ذلك كله مظهريته لاسماء الله الحسنى كلها وبلوغه مرتبه احديه الجمع التى فاق بها سائر انواع الموجودات و رجوعه الى مقامهالاصلى الذى جاء منها و صار منتخبا لكتاب الله الكبير الذى هو العالم الكبير)
انسان داراى استعداد خاص و خلقت ويژه اى است كه با دارايى اجزاء گوناگون و قواىمتباين مى تواند انواع مدركات از معقولات و محسوسات و متخيلات و موهومات را ادراك نمايدو در اين راستا با اين سرمايه عظيم خدادادى مى تواند به كون جامع بودن راه پيدا كند وتفوق بر سائر موجودات پيدا نمايد و به مقام اصلى خويشنائل گردد.
در نثر الدرارى حضرت مولى آمده است : (ان النفس الانسانيه فهى حقيقةتعقل الحقايق العقليه الكليه المرسله و تستنبط من ادراكها المحسوسات و من العلمبمعلوماتها المجهولات ثم لا حد لها تقف عند بل كلها علم شيئا تتسع به وجودا و تسمىبحسب شئونها و افعالها و احوالها باسامى عديده و لقد خلقكم اطوارا و لما كان الانسانمدنيا بالطبع و لابد له من تعليم و تعلم و اعلام و هى لا تتم بدون النطق و النطق هواظهار ما فى الضمير و هو من اشمخ مظاهر ادراك الكليات سموها ناطقه )
انسان حقيقى است كه حقايق كلى مرسل را تعقل مى كند و از ادراك كلياتمرسل محسوسات را استنباط مى نمايد و از علم به معلومات محسوس به مجهولات مى رسد واو را حد يقف نيست كه با همه اين معلومات سعه وجودى مى يابد و چون اجتماعى بالطبعاست لذا ناچار به تعليم و تعلم و اعلام است و اين امر بدون نطق و بيان نمى شود وبيان نيز اظهار آنچه كه در درون دارد است كه نطق و بيان از شامخترين مظاهر ادراككليات است و لذا نفس را به لحاظ اين شاءن وجودى ناطقه گويند. و اين نطق از خواصانسان است كه سائر حيوانات در اين جهت با او شريك هستند.
در تعليم قرآن ، انسان مى يابد كه بايد سير آفاقى و انفسى نمايد. و در ابتداىاستكمالى اش موجودات نظام هستى را خارج از خويش مى داند و مى گويد جهان خارج از من ؛و لكن چون به فعليت پيدا كرد، يعنى اين اسم شريف محيط كه يكى از اسماء بزرگالهى است اتحاد وجودى پيدا كرد يعنى اين اسم شريف محيط در او نشست و محيط شد آنگاهنمى گويد جهان بيرون از من ، بلكه آنگاه محيط است و جهان به منزله اعضا و جوارح اومى گردد.
انسان به لحاظ تعليم قرآن است كه مظهر اتم الهى مى گردد و اسم شريف (المحيط)در او متجلى مى گردد و سپس با تعليم بيان مظهر تام اسم شريف (بيان ) مى شود كهبيان نيز اسم اعظم حق تعالى است ؛ و آنچه كه در او پياده شده است در نظام هستى تجلىمى يابد.
قرآن آب حيات انسان است ، اين آب هم تشنه و طالب انسان است و لذا در سوره مباركهالرحمن ، بعد از تعليم قرآن خلقت انسان مطرح شده است ، بنابر اين را بايد تعليماحاطه نمايد و او غرق در تعليم گردد تا به مقام شامخ كمالات انسانى اشنائل گردد.
37 - گر انسانى بقرآنى معلم
بيان تست رحمانى مسلم
اگر انسان ، تعليم يافته قرآن است قهرا بيان وى بيان رحمانى است كه سوره مباركهالرحمن مصدر به آن است . و اين انسان رحمانى را با اسم شريف الرحمن حضر خاصى استكه فيض او فراگير است و سفره رحمانيه او براى همگان گسترده است .
چون بيان وى بيان رحمانى است لذا در بيت بعدى فرمود:
38 - لبانت را گشا تنها بيادش
هر آنچه جز بيادش ده ببادش
چون ياد غير حق دل را تيره مى كند كه كاشته هاى ما را آب ببرد و بايد كاشته هاى اوسبز شود تا انسانيت انسان تامين گردد. آنچه كه او كاشته اگر سبز شود شيرين است .
الهى كاشته هاى ما را آب ده كه ببرد ولى كاشته هاى خودت را فرا آب ده تا سبز گردد.(الا بذكر الله تطمئن القلوب ). لذا فرمايد.
39 - چو مردان حقيقت باش يك رو
خدا گو و خدا جو و خدا جو
مردان حقيقت اهل دعايند كه دعا ياد دوست در دل راندن و نام او بر زبان آوردن و در خلوت بااو جشن ساختن و در وحدت با او نجوا گفتن و شيرين زبانى كردن است .
مردان حقيقت زبان حالى دارند كه به مقال نيز گاهى ظهور يابد كه :
گر بشكافند سراپاى من
جز تو نيابند در اعضاى من
از غزل محفل عاشق ديوان ص 87 بشنو:
اى ايد تو مونس دل عاشق
جز ياد تو نيست حاصل عاشق
اسماء و صفات ذات نيكويت
نقل است و نبات محفل عاشق
با آب حيات چشمه عشقت
بسرشته اى از ازل گل عاشق
سر بر سر خاك و دل بر دلبر
اين است مقام كامل عاشق
آن شير مردان ميدان عشق گويند كه : (التوحيد الاضافات ) چه اينكه در روياى شيرينشبى ، آن پير يگانه به حضرتش گويد: (التوحيد ان تنسى غير الله ) مردان راه ،آگاهانى اند كه زبان هر يكشان (انى مع الله ) است .
40 - سقط گفتن چو بر تو چيره گردد
ترا آئينه دل تيره گردد
سقط - به فتح اول و ثانى بر وزن و معنى غلط و خطا باشد. هر چه كه زيادى است وگفتن آن ضرورت نداشته باشد بر زبان جارى نگردد كه اينعمل خيلى كار مى رسد و تصميم بگيرد تا هر چه كه ضرورت ندارد حرفش را نزند كهآدم هرزه خوار هرزه گو و هرزه كار مى شود. زيرا حرف غير ضرورىدل را مى ميراند، و او را تيره مى كند كه در بيت بعد گويد:
41 - چو دل شد تيره آثار تيره است
چو سر باب و فرزند و نبيره است
نبيره - بر وزن صغيره ، به معنى فرزند زاده باشد عموما.
وقتى دل تيره شد آثارش نيز تيره مى گردد كه : از كوزه برون همان تراود كه دراوست .
همانند اينكه پدر كثيف شد فرزند و فرزند زادگان نيز كثيف شوند كه از زمين شوره زارناهنجار رويد درخت كه خبيت گردد ميوه اش نيز خبيث و كثيف بار آيد.
42 - اگر اندر دلت ريب و شكى نيست
صراط مستقيم بيش از يكى نيست
بحث صراط مستقيم در شرح باب بعدى خواهد آمد ان شاء الله .
43 - ترا قرآن بدين آئين اقوم
هدايت مى كند و الله اعلم .
مراد از بدين آئين اقوم يعنى صراط مستقيم است كه قرآن ما را بدان هدايت مى كند.
چنانكه گفته آمد، بيت پايانى هر بابى به منزله ربط وجودى بين آن باب و باببعدى است .
لذا اين بيت نيز، باب پنجم را به باب ششم مرتبط مى نمايد.
فذلكه باب پنجم :
1 - قرآن تنها دفتر دل است ؛ و دفتر دل انسانكامل است .
2 - جايگاه سوره مباركه فاتحه در قرآن .
3 - بسمله سوره حمد و ديگر سوره ها
4 - نقطه باء بسم الله و تفسير نقطه
5 - قرآن كتبى و قرآن عينى
6 - مقام جمع و فصل
7 - بيان قضا و قدر و اطلاقات آن
8 - ادب مع الله
9 - قرآن مادبه الهى است
انسان و تعليم قرآن و بيان
11 - دستور العمل .

fehrest page

back page

 

 
 

کلیه حقوق این سایت محفوظ می باشد.

طراحی و پیاده سازی: GoogleA4.com | میزبانی: DrHost.ir

انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس دیتاسنتر فن آوا سرور اختصاصی سرور ابری اشتراک مکانی colocation