بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب مهمان در اسلام, ( )
 
 

بخش های کتاب

     01 -
     02 -
     03 -
     04 -
     05 -
     06 -
     07 -
     fehrest -
 

 

 
 

بخش دوم:
ثمرات مهماندارى

مهمانى و مهماندارى بركات بى‏شمارى دارد، از جمله ثمرات دنيوى واخروى. ثمرات دنيوى نصيب هر فردىاعم از مؤمن و غير مؤمن مى‏شود وهيچ‏كس از ثمرات آن بى‏بهره نمى‏ماند. اما ثمرات معنوى واخروى‏مهماندارى مخصوص كسانى است كه نور ايمان و ولايت ائمه اطهارعليهم السلام‏قلب‏هاى آنها را منوركرده باشد.

ما مى‏توانيم با عمل كردن به دستورهاى اسلام و سفارش‏هاى‏معصومان‏عليهم السلام در مورد مهماندارى اينثمرات را براى خود ذخيره كرده و دنياو آخرت خود را آباد سازيم.

ثمرات مهماندارى عبارتند از:

درخشش صورت

در روز قيامت هر كس هر عملى انجام داده باشد، اثر آن در چهره اونمايان خواهد شد و همه مردم او را ازچهره‏اش خواهند شناخت.

كسى كه در دنيا مهمان‏نوازى كرده و مهماندوست‏بوده، در قيامت‏چهره‏اش مانند ماه شب چهارده خواهددرخشيد و به وسيله آن وارد بهشت‏خواهد شد.

حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: هيچ مؤمنى نيست كه مهمان را دوست داشته‏باشد، مگر اين‏كه در روزقيامت وقتى از قبر بيرون آيد صورتش مانند ماه‏شب چهارده بدرخشد. كسانى كه او را مى‏بينند، مى‏گويند: آياپيغمبر مرسلى‏است كه اين‏قدر نورانى‏است! اما در جواب آنها گفته مى‏شود: او پيغمبر و نبى‏نيست، بلكه مؤمنىاست كه مهمان را دوست مى‏داشته و او را اكرام كرده‏است و راهى براى او نيست جز اين‏كه داخل بهشت‏شود. (1) .

بخشيده شدن گناهان و نزول نعمت

معمولا اگر كسى برادر دينى خود را زياد دوست داشته باشد، دنبال فرصتى‏است كه دوستى و محبت‏خود را به اوابراز كند.

يكى از راه‏هاى ابراز علاقه انسان‏ها به يكديگر هديه دادن است. هديه‏دادن به اين معنا است كه من از تو كينه‏اىدر دل ندارم. تو در دل من جاى‏دارى و خطاهاى تو را بخشيده‏ام.

خداوند تبارك و تعالى هم اگر بنده‏اى را زياد دوست داشته باشدوبخواهد او را ببخشايد، تا با بار گناه واردصحراى محشر نشود، از هر راهى‏استفاده مى‏كند. يكى از اين راه‏ها هديه‏اى است كه براى بنده خودمى‏فرستد;بهترين هديه از طرف خدا فرستادن مهمان است. مهمان هديه‏اى است كه‏از طرف خدا مى‏آيد. هديهرا بايد با جان و دل قبول واز آن خوب محافظت‏كرد و به آن رسيد.

پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: وقتى خداوند عزوجل خير بنده‏اى رابخواهد، هديه‏اى براىاو مى‏فرستد.

بعضى از اصحاب پرسيدند: آن هديه چيست؟

فرمود: مهمان است، كه روزى خود را مى‏آورد و گناهان اهل آن خانه رابا خود مى‏برد. (2) .

چه لطف و هديه‏اى از اين بالاتر كه انسان به‏واسطه مهمان گناهانش‏آمرزيده شود و فرداى قيامت‏بدون گناه درمحضر خدا حاضر شود.

متاسفانه خيلى از خانواده هايى كه از مهمان متنفرند، و از مهماندارى‏مى‏ترسند، به اين خاطر است كهمى‏گويند: خرج ما زياد مى‏شود و بچه‏هاى ماگرسنگى خواهند كشيد! و حال آن‏كه طبق روايات، مهمان علاوهبر اين‏كه‏سربار صاحبخانه نيست، بلكه روزى خود و آن خانواده را به همراه مى‏آوردو گناهان آن خانواده به‏واسطهمهمان بخشيده مى‏شود.

حضرت على‏عليه السلام مى‏فرمايد: هيچ مؤمنى نيست كه صداى پاى مهمان رابشنود و به‏واسطه آمدن مهمانخوشحال بشود، مگر اين‏كه گناهانش آمرزيده‏شود; حتى اگر به‏اندازه مسافت‏بين زمين و آسمان باشد. (3) .

حكايت: زنى كه مخالف مهمان بود

آورده‏اند كه در زمان رسول‏خداصلى الله عليه وآله شخصى بسيار مهماندوست‏بود، ولى‏زنى بسيار خسيسداشت.

آن مرد از ترس اعتراض و فرياد برآوردن زن، از پذيرش مهمان بسياركراهت داشت. از اين رو براى حل اينمشكل روزى خدمت‏حضرت‏رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله رفت و كيفيت احوال و ماجرا را تعريف كرد واز ايشانراه‏چاره خواست.

حضرت فرمود: به خانه برو و به آن زن بگو: وقتى مهمان مى‏آيد،از لاى در مهمان‏ها را مشاهده كن و هنگامبيرون رفتن مهمان به پشت‏سرايشان خيره شو و نگاه كن تا ببينى خداوند تبارك و تعالى چه خير و بركتى‏درحق مهماندار عنايت كرده است.

آن مرد به خانه رفت و به زن خود گفت: امروز رسول‏خداصلى الله عليه وآله را بادو سه نفر به مهمانى طلبيده‏ام.بنابراين توقع دارم كج‏خلقى نكنى و بخل رافرو گذارى. حضرت فرموده‏اند: در حال داخل شدن و بيرون رفتنمهمان، آنهارا نگاه كن تا آنچه را خداى تعالى به بركت مهمانى ارزانى داشته است، ببينى.

مرد همسر خود را با هزار عجز و التماس راضى كرد و اسباب ضيافت راتهيه نمود.

چون وقت داخل شدن مهمانان شد، زن از لاى در نگاه كرد و با تعجب‏ديد در دامن مهمانان گوشت و ميوه‏هاىبسيار است و آنان با اين وضع‏داخل منزل شدند.

زن از ديدن اين منظره بسيار خوشحال شد و چون وقت‏بيرون رفتن‏مهمانان شد، باز از همان‏جا نگاه كرد. ديدگزنده‏ها و مار و كژدم‏هاى بسيار،در دامن ايشان آويخته، از خانه بيرون مى‏روند.

زن تعجب‏كنان نزد شوهر آمد و گفت: هنگام ورود و خروج مهمان‏هاچنين چيزى ديدم. تعبير آن چيست؟

مرد گفت: من دليل آن را از رسول‏خداصلى الله عليه وآله خواهم پرسيد.

پس از اين گفت‏وگو، روز بعد مرد به خدمت رسول‏خداصلى الله عليه وآله شرفياب شد وعرض كرد: يارسول الله!عيال من چنين نعمت‏هايى در هنگام داخل شدن‏مهمانان ديده و در وقت‏بيرون رفتن هم مشاهده نموده استكه گزنده‏هابه دامن آنها آويزانند و بيرون مى‏روند!

رسول‏خداصلى الله عليه وآله فرمود: آن نعمت‏ها بركت‏هايى است كه خداوند عالم‏به سبب مهمانى و ميزبانىارزانى فرموده و آن گزنده‏ها، گناهان صاحبخانه‏است كه بيرون مى‏رود.

پس از آن، زن چنان راغب مهمان شد كه تمام عمر در مهمانى دادن،به شوهر خود سفارش مى‏كرد. (4) .

رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: وقتى مهمان بر قومى وارد مى‏شود،روزى او از آسمان نازلمى‏گردد و وقتى از غذاى صاحبخانه مى‏خورد،خداوند گناهان اهل خانه را به سبب نزول مهمان مى‏بخشايد. (5) .

رزق ما با پاى مهمان مى‏رسد از خوان غيبميزبان ما است هر كس مى‏شود مهمان ما

«صائب تبريزى‏».

مراد از گناهانى كه در اين روايت و روايات ديگر آمده كه آمرزيده‏مى‏شوند، گناهانى است كه حق‏الناس نباشند،چون حق‏الناس به هيچ عنوان‏آمرزيده نمى‏شود، مگر اين‏كه انسان آنها را جبران كند و يا صاحب آن از حق‏خودبگذرد و انسان را حلال كند.

با تمام اين احوال كه ميزبان بايد از مهمان پذيرايى كند، غذا وامكانات‏خود را در اختيار او قرار دهد، او را اكرامكند و موجب رنجش خاطر اونشود، باز هم برترى مهمان بر ميزبان بيشتر است! زيرا مهمان با ورودش براى‏اهلخانواده دعا مى‏كند و فراوانى روزى آنها را از خداوند منان مى‏خواهد،در حالى كه ميزبان علاوه بر اين‏كه اينثمرات را براى مهمان ندارد، مرتب‏غر مى‏زند و آه و ناله او بلند است و با خود فكر مى‏كند مهمان روزى اورامى‏خورد.

حسين بن نعيم صحاف مى‏گويد: امام جعفر صادق‏عليه السلام از من پرسيد:اى حسين! آيا برادران دينى‏ات رادوست دارى؟

عرض كردم: آرى.

فرمود: آيا به مستمندان آنان سود مى‏رسانى؟

گفتم: آرى، قربانت گردم.

فرمود: همانا بر تو لازم است كه دوست داشته باشى كسى را كه خدا او رادوست دارد. به خدا قسم! به هيچ‏يك ازآنها سود نرسانى جز آن‏كه دوستش‏داشته باشى. آيا آنهارا به منزلت دعوت مى‏كنى؟

عرض كردم: آرى، غذا نمى‏خورم مگر آن‏كه دو يا سه تن يا كمتر يا بيشتراز آنها همراهم باشند.

حضرت فرمود: بااين حال، فضيلت آنها بر تو بيش از فضيلت تو بر آنهااست!

با تعجب پرسيدم: قربانت گردم! غذاى خود رابه آنها مى‏خورانم وآنها راروى فرشم مى‏نشانم و خدمت آنها رامى‏كنم، باز فضيلت آنها بر من بيشتراست؟!

فرمود: آرى، چون هرگاه آنها به منزلت آيند، همراه آمرزش تو و عيالت‏مى‏آيند و چون از منزلت‏بيرون روند، باگناه تو و عيالت‏بيرون مى‏روند. (6) .

اسلام شخصيت تازه وارد و مهمان را حفظ كرده و صريحا مى‏گويد: وى‏سربار خانواده نيست، بلكه وى با روزىخود آمده ورحمتى است كه فرستاده‏شده است. همه مؤمنان بايد خود را در معرض اين رحمت الهى قرار دهند،تا موجب خشنودى خداوند عزيز گردند.

هركه را بينى به گيتى، روزى خود مى‏خوردگر زخوان تو است نانش يازخوان خويشتن.

پس تورا منت زمهمان داشت‏بايد بهر آنكمى‏خورد بر خوان احسان تو نان خويشتن

«ابن يمين‏».

مهمان راهنماى بهشت است.

رسول گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله مى‏فرمايد: مهمان راهنماى بهشت است. (7) .

امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: هر كس سه تن از مردم خداشناس راغذا دهد، خداوند تبارك و تعالىاو را از سه بهشت كه عبارتند از: فردوس‏اعلى، جنت عدن و طوبى غذا مى‏دهد. (8) .

آن حضرت در روايت‏شريفه ديگرى مى‏فرمايد: هر كس گرسنه‏اى راسير گرداند، خداوند براى او نهرى در بهشتجارى مى‏سازد. (9) .

در سير كردن افراد فرقى بين فقير و غنى نيست; يعنى اگر كسى شخص‏گرسنه ثروتمندى را سير گرداند و يا بهمهمانى دعوت كند، باز همين ثواب رادارا است، زيرا در بسيارى از روايات وارد شده است: هر كس شكمگرسنه‏اى راسير گرداند، و فرقى نگذاشته‏اند بين اين‏كه آن شخص فقير باشد يا غنى.

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: هر كس شكم گرسنه‏اى را سير گرداند، بهشت‏براو واجب مى‏شود. (10) .

جهنم بر او حرام مى‏گردد

روزى شخصى بر پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله وارد شد و عرض كرد:يا رسول‏الله! من مردى هستم كهخوب وضو مى‏گيرم، نمازم را مرتب‏مى‏خوانم، زكات مالم را به موقع مى‏پردازم و با رضايت‏خاطر مهماندعوت‏مى‏كنم. حال من فرداى قيامت چگونه است؟

حضرت فرمود: جهنم هيچ راهى بر تو ندارد. اگر واقعا اين‏طور باشى‏خداوند تو را از سختى‏ها نجات مى‏دهد.

برابر با سير كردن يكصد هزار نفر است

امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: هر كس مؤمنى را طعام دهد و قصدش‏نزديكى به خدا باشد، مانندكسى است كه فئامى از مردم را سير گرداند!

ربعى مى‏گويد: از حضرت پرسيدم: معنى «فئام‏» چيست؟

فرمود: يكصد هزار تن از مردم را فئام گويند. (11) .

ثواب غذا دادن به برادر دينى و دعوت كردن او حتى از غذا دادن به فقراى‏گرسنه بيشتر است، زيرا اين كار علاوهبر اين‏كه عمل كردن به سفارش‏ائمه اطهارعليهم السلام است، موجب مى‏شود در قلوب مؤمنان الفت ونزديكى‏بيشترى به وجود آيد و آنها قوى‏تر گردند و در نتيجه عزت و سربلندى اسلام‏بيشتر شود. پس مؤمن بهاين طريق با يك تير دو نشان مى‏زند، در حالى كه‏در صورت اول فقط ثواب مهماندارى را مى‏برد.

برابر با نجات‏دادن چهارتن از اولاد اسماعيل از اسارت است

امام محمد باقرعليه السلام مى‏فرمايد: هر كس چهارتن از مسلمانان را اطعام كند،مانند آن است كه چهار تن ازاولاد اسماعيل ذبيح الله را از اسارت نجات‏داده است. (12) .

مهمان‏نوازى در بهشت

امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: هر كس گرسنه‏اى را سير گرداند، خداوندبراى وى خوانى در بهشتترتيب مى‏دهد كه همه خلايق - جن و انس - از سرآن سفره سير برخيزند. (13) .

سير كردن يك مؤمن بهتر از سير كردن ده مسكين است

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: اگر يك برادر مؤمن را كه براى خدا با اوبرادرى مى‏كنم، سير كنم، بهتر استنزد من از آن‏كه ده مسكين را سير كنم. (14) .

يكى از نشانه‏هاى ايمان است

امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: يكى از نشانه‏هاى ايمان، خوش خلقى ومهمانى دادن است. (15) .

يكى از دلايلى كه بعضى از مهمان خوششان نمى‏آيد و مهمان‏نواز نيستند،ضعف ايمان آنها است. اگر ايمان انسانقوى باشد و يقين پيدا كند فرداى‏قيامت‏براى مهماندارى چه پاداشى در نظر گرفته شده است، تمام سعىوتلاش او در دنيا اين مى‏شود كه مهماندارى كند.

حكايت: كريم‏تر از حاتم طايى

از حاتم طايى پرسيدند: آيا از خود كريم‏تر ديده‏اى؟

گفت: آرى، روزى در باديه مى‏رفتم، به خيمه‏اى رسيدم. پيرزنى در آن بودو بزى در پس خيمه بسته بودند.وقتى به آن‏جا رسيدم، زال پيش من دويد ومرا خدمت كرد و عنان شتر مرا گرفت تا فرود آمدم.

بعد از چند لحظه‏اى پسر او هم آمد و با بشاشتى هر چه تمام‏تر از حال‏من سؤال كرد.

زن به پسرش گفت: برخيز و به مصالح مهمان قيام نماى و وسايل پذيرايى‏را آماده كن و آن بز را ذبح و طعامدرست كن. پسر گفت: اول بروم از صحراهيزم بياورم؟

زن گفت: تا تو به صحرا بروى و هيزم آورى، دير مى‏شود. مهمان راگرسنه داشتن از مروت دور بود!

پس دو نيزه داشت. هر دو را شكست و آن بز راكباب كرد و نزد من آورد.

چون تفحص از حال آنان كردم، جز آن بز چيز ديگرى نداشتند و آن راايثار من كردند.

از زن پرسيدم: مى‏دانى من كيستم؟

زن گفت: نه، نمى‏دانم شما چه كسى هستيد.

گفتم: من حاتمم. بايد به قبيله ما بيايى. در حق شما تكليفى واجب دارم وبايد حق اين ضيافت را بگزارم.

زن گفت: ما جزا بر مهمانى نستانيم و نان به بها نفروشيم. و از من هيچ‏قبول نكردند و من دانستم كه ايشان ازمن كريم‏ترند. (16) .

دشمنى‏ها راتبديل به دوستى مى‏كند

اگر كسى از برادر دينى‏اش كينه‏اى در دل داشته باشد و يا با او دشمنى‏ورزد، يكى از راه‏هاى بسيار خوب و مؤثربراى برقرارى آشتى اين است كه‏او را به مهمانى در منزل دعوت كند، هر چند از اين كار كراهت داشته باشد.بهمحض دعوت كردن، دشمنى و كينه‏ها تبديل به دوستى و صداقت مى‏شود واز طرفى رضايت‏خداوند جلبمى‏شود، چون رضاى خدا در اين است كه بين‏مؤمنان دشمنى نباشد و همه باهم برادر و يكدل و يكرنگ باشند.

حكايت: عادت ملك كرمان

آورده‏اند كه ملكى در كرمان بود، در غايت كرم و مروت. عادت او چنين‏بود كه اگر فرد غريبى به آن شهر مى‏آمد،او سه روز آن فرد را مهمان خودمى‏كرد و از او پذيرايى مى‏نمود.

روزى لشكر عضدالدوله به كرمان حمله كرد و آن ملك طاقت مقاومت‏باايشان را نداشت. لذا در دژى رفت و هرروز صبح كه مى‏شد، بيرون مى‏آمدو جنگ سختى با آنها مى‏نمود و عده‏اى را مى‏كشت. اما شب كه مى‏شد،مقدارزيادى غذا و ميوه جات براى آنها مى‏فرستاد، به اندازه‏اى كه تمام لشكردشمن سير مى‏خوردند.

عضدالدوله از اين كار تعجب كرد و يك نفر را مخفيانه پيش او فرستاد، وپرسيد: اين چه كارى است كه تومى‏كنى؟ روز آنها را مى‏كشى و شب به آنهاغذا و امكانات مى‏دهى!

ملك در جواب گفت: جنگ كردن اظهار مردى است و نان دادن اظهارجوانمردى. ايشان اگرچه دشمن منهستند، اما در اين ولايت غريب‏اند وچون غريب باشند، مهمان ما هستند و از جوانمردى نيست كه مهمان رابىغذا گذاشت.

عضدالدوله باخود گفت: كسى كه چنين با مروت و جوانمرد است،جنگ كردن ما با او اشتباه است. لذا از اطرافدژ برخاست و آن ملك‏به خاطر مهماندارى نيكو از شر دشمن خلاصى يافت. (17) .

مهمان‏نواز در امنيت است

دين مقدس اسلام براى افراد مهمان‏نواز - هر عقيده و مسلكى كه داشته‏باشند - اهميت زيادى قايل است و بهآنها احترام ويژه‏اى مى‏گذارد; هرچندكه اهميت و احترام گذاردن براى منحرفان و كفار، فقط در دنيا است ودرآخرت هيچ بهره‏اى ندارند و تنها ثمرات دنيوى مهماندارى شامل حال آنهامى‏شود، اما همين مقدار كهامتيازات زيادى شامل حال آنها مى‏شود و نسبت‏به ديگران برترى دارند، اهميت مهمان‏نوازى را مى‏فهماند.

امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: روزى عده‏اى از اسيران را خدمت‏رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله آوردندتا آنها را به‏خاطر جنايات و خيانت‏هايى كه كرده‏بودند، به قتل برسانند.

مردى از آنها را پيش آوردند تا حكم اعدامش را اجرا كنند. در اين هنگام‏جبرئيل از طرف خداوند بر پيامبراسلام‏صلى الله عليه وآله نازل شد و عرض كرد: اعدام اين‏شخص رابه تاخير اندازيد!

پيامبر اكرم (صلوات الله عليه) وى را برگرداند و پس از اجراى حكم اعدام‏درباره ساير رفقايش وى را طلبيد و بااو صحبت كرد.

در اين هنگام باز جبرئيل‏عليه السلام نازل شد و عرض كرد: خداوند مى‏فرمايد:اين مرد ديگران را اطعاممى‏كرد و مهمان‏نواز بود و در ناملايمات صبرمى‏كرد، وى را عفو نما.

پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله او را به بركت اين فضيلت‏بزرگ و ارزشمند آزاد فرمود.

آن مرد وقتى علت آزادى خود را فهميد، تعجب كرد و اسلام آورد وسپس‏گفت: قسم به پروردگارى كه تو را بهنبوت برگزيده است! هيچ‏گاه كسى را ازمال خويش محروم نگردانيدم. (18) .

برابر با آزاد كردن يك بنده در راه خدا است

شخصى خدمت‏حضرت امام محمد باقرعليه السلام رسيد و سؤال كرد: چه عملى‏ثوابش مساوى با آزاد كردن يكبنده است؟

حضرت فرمود: غذا دادن به يك شخص مسلمان مؤمن. (19) .

حضرت امام جعفر صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: اگر مؤمنى را اطعام كنم، نزد من‏بهتر است از اين‏كه بهديدارش بروم، و اگر به ديدارش بروم، نزد من بهتر ومحبوب‏تر است از اين‏كه ده بنده را آزاد كنم. (20) .

نصربن قابوس مى‏گويد: روزى نزد امام جعفر صادق‏عليه السلام بوديم. آن حضرت‏فرمود: طعام دادن به يكمؤمن نزد من محبوب‏تر است از آزاد كردن ده بنده‏و گزاردن ده حج!

عرض كردم: ده بنده و ده حج؟!

فرمود: اى نصر! اگر شما طعامش ندهيد، مى‏ميرد يازبون مى‏شود، زيرا اواز فشار گرسنگى نزد ناصبى‏ها ودشمنان ما مى‏رود و از آنان درخواست‏مى‏كند و مردن برايش بهتر از درخواست كردن از ناصبى است.

اى نصر! هر كه مؤمنى را زنده كند، مثل اين است كه همه مردم رازنده كرده است. اگر به او طعام ندهيد، او راكشته‏ايد و اگر اطعامش كنيد،او را زنده كرده‏ايد. (21) .

و نيز آن حضرت فرمود: اگر پنج درهم برگيرم و به بازار شما درآيم وطعامى بخرم و چند نفر از مؤمنان را گردآورم، نزد من محبوب‏تر است ازاين‏كه بنده‏اى را آزاد كنم. (22) .

در خانه او بركت مى‏آيد

امام صادق‏عليه السلام مى‏فرمايد: همانا خداوند عزيز و جليل غذا دادن درراه خودش را دوست دارد و كسى راكه در راه او به مردم غذا مى‏خوراند،دوست دارد و بركت در خانه او سرعت مى‏گيرد، سريع‏تر از پرنده‏اى كه‏بهلانه مى‏رود. (23) .

پى‏نوشتها:

1) مستدرك الوسائل ، ج 16 ، ب 33 ، ص 257 .

2) همان ، ح 4 .

3) همان ، ح 5 .

4) آثار و اشعار شيخ بهايى ، ص 156 .

5) وسائل‏الشيعه ، ج 16 ، ص 459 ، ح‏6 .

6) اصول كافى ، ج 3 ، ص 289 ، ح 8 .

7) مستدرك الوسائل ، ج‏16 ، ب‏33 ، ص‏157 .

8) ثواب الاعمال ، ص 305 .

9) همان ، ص 408 .

10) همان ، ص‏409.

11) همان ، ص 304 .

12) همان ، ص 206 ، ح 3 .

13) همان ، ح 2 .

14) حلية‏المتقين ، ص 60.

15) بحار الانوار ، ج 71 ، ص 392 ، ج 56 .

16) جوامع الحكايات ، ص 214 ، با كمى تصرف .

17) همان ، ص 216 ، با اندكى تصرف .

18) فروع كافى ، ج 1 ، ص 176 .

19) اصول كافى ، ج 3 ، ص 290 ، ح 16 .

20) همان ، ص 291 ، ح 18 .

21) همان ، ص 291 ، ح 20 .

22) همان ، ص 291 ، ح 15 .

23) بحار الانوار ، ج 74 ، ص 368 ، ح 55 .