بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب ترجمه تحریرالوسیله امام خمینی جلد 2, سید محمد باقر موسوى همدانى ( )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     FOOTNT01 -
     TAR00001 -
     TAR00002 -
     TAR00003 -
     TAR00004 -
     TAR00005 -
     TAR00006 -
     TAR00007 -
     TAR00008 -
     TAR00009 -
     TAR00010 -
     TAR00011 -
     TAR00012 -
     TAR00013 -
     TAR00014 -
 

 

 
 

 

next page

fehrest page

back page

گفتار در نماز طواف  
مساءله 1 - واجب است بعد از طواف دو ركعت نماز بخواند و احتياطا واجب است آن دوركعت را بعد از طواف فورا انجام دهد، و كيفيت آن مانند نماز صبح است و جائز است در آن دوركعت هر سوره اى كه خواست نماز به جز چهار سوره اى كه سجده آن واجب است و مستحب آناست كه در ركعت اول قل هو الله احد و در ركعت دومقل يا ايها الكافرون را بخواند، و قرائت آن هم بلند جائز است و هم آهسته .
مساءله 2 - شك در عدد ركعت هاى نماز طواف نماز راباطل مى سازد و بعيد نيست كه ظن به ركعات آن معتبر باشد و اين نماز در همه احكام مانندساير نمازهاى واجب است .
مساءله 3 - واجب است نماز طواف نزديك مقام ابراهيم (ع ) خوانده شود و احتياط واجب آناست كه پشت مقام واقع شود و هرچه نزديكتر به مقام باشد ثوابش بيشتر است لكن نهبه طورى كه ايجاد مزاحمت براى مردم كند واگر بخاطر ازدحام پشت مقام ممكن نشد طرفراست و يا چپ آن بخواند و اگر نزديك مقام در طرف راست و چپ و نيز ممكن نشد از اين سهطرف يعنى راست و چپ و پشت هر كدام كه به مقام نزديكتر بود انتخاب كند واگر فاصلههر سه به مقام يكسان بود پشت سر هم راانتخاب كند و اگر فاصله دو طرف راست و چپكمتر از پشت است لكن آن قدر از مقام دور است كه در هيچيك از سه نقطه صدق نمى كند كهنمازش نزديك مقام واقع شده بعيد نيست همان پشت مقام كافى باشد لكن نزديكتر بهاحتياط آنست كه يك نماز ديگر در يكى از دو طرف كه نزديكتر به مقام است بخواند ونزديكتر به احتياط آنست كه تا زمانى كه وقت انجام سعى تنگ نشده وقت هست چنانچه متمكنشد از خواندن نماز در پشت مقام دوباره آنرا بخواند.
مساءله 4 - اگر نماز طواف رافراموش كند هر جا كه بيادش آمد نزد مقام آمده آنرابخواند و اگر در بين سعى بيادش آمد برمى گردد و نماز را مى خواند آنگاه سعى را ازهر جا كه مانده ادامه مى دهد و صحيح است ، و اگر بعد از انجام عملى كه بايد بعد ازنماز انجام دهد بيادش آمد و نماز راانجام داد ديگر واجب نيست آناعمال را اعاده كند و اگر در جائى متذكر شد كه برگشتنش ‍ به مسجد دشوار است همانجاكه هست نماز را مى خواند هرچند شهرى ديگرى باشد و واجب نيست به حرم برگردد هرچندكه برگشتن آسان باشدت كسى هم كه جاهل به حكم است در همه احكام حكم فراموشكار رادارد.
مساءله 5 - اگر از دنيا برود در حالى كه نماز طواف به گردنش هست قضاء آن برفرزند بزرگتر واجب است .
مساءله 6 - اگر برايش امكان ندارد كه نماز را با قرائت صحيح بخواند و تمكن ازيادگيرى هم ندارد به هر نحوى كه برايش امكان دارد بخواند و نمازش ‍ صحيح است واگر ممكن باشد كسى او را تلقين كند (نماز را كلمه به كلمه در دهانشبگذارد)نزديكتر به احتياط آنست كه چنين كند و نيز نزديكتر به احتياط آنست كه بهشخص ديگرى كه عادل باشد اقتداء كند، لكن به آن اكتفا نمى كند همچنانكه به نمازنائب نبايد اكتفا كند.
گفتار در مسائل سعى  
مساءله 1 - واجب است بعد از دو ركعت نماز طواف بين صفا و مروه سعى كند واينمساحت را هفت بار طى نمايد، به اين نحو كه از صفا به مروه رايك شوط و از مروه بهصفا را شوطى ديگر حساب كند واجب است كه آغاز سعى از صفا و پايان آن در مروه باشدواگرعكس اين عمل كند سعيش باطل و اعاده آن واجب است هرجا كه متوجه شدحتى در بين سعى.
مساءله 2 - بنابراحتياط واجب است سعى را از اولين جزء صفا آغاز كند بنابرايناگر به چند پله اى كه در كوه صفا هست بالا برود و از آنجا سعى خود را آغاز كند كفايتمى كند، و واجب است ختم سعى به اولين جزء از مروه باشد و اگر به چند پله مروه بالابرود كفايت مى كند وجائز است سعى را هم پياده انجام دهد وهم سواره ولى پيادهافضل است .
مساءله 3 - در سعى طهارت از حدث و نيز طهارت از خبث و همچنين ستر عورت واجبنيست هرچند كه رعايت طهارت از حدث به احتياط نزديكتر است .
مساءله 4 - واجب است سعى از طريف متعارف انجام يابد پس جائز نيست زياد از آنجاده منحرف شود بله جائز است آنرا در طبقه فوقانى و يا تحتانى (اگر فرض كنيمكه روزى برايش اين طبقات را درست كنند)انجام دهد البته به شرطى كه طواف بين دوكوه باشد نه بالاى دو كوه يازير دو كوه ، و نزديكتر به احتياط آنست كه در همان راهمتعارف كه قبل از احداث دو طبقه متعارف بوده انجام دهد.
مساءله 6 - در سعى از صفا به مروه معتبر آنست كه روى او به طرف مروه باشد واز مروه به صفا رويش به طرف صفا باشد، پس اگر اين دو مسافت را عقب عقب و يا بهپهلو طى كند كافى نيست ولى رو برگرداندن به راست و چپ و يا به پشت سرجائزاست همچنانكه جائز است قبل از تمام شدن سعى در بين صفا يا مروه يا در خود آنها بنشيندو يا بخواند هر چند كه عذرى نداشته باشد.
مساءله 7 - جائز است بين سعى و طواف و نماز آن جهت استراحت و يا تخفيف گرماىهوا فاصله بيندازد و حتى اين تاءخير را مى تواند تا فرارسيدن شب ادامه دهد و احتياط درتاءخير نينداختن تا شب است ، و اما تاءخير تا فرداى آن روز بدون عذر جائز نيست .
مساءله 7 - سعى عبادت است وهر آنچه در عبادت معتبر است در آن معتبر است ازقبيل نيت و خلوص در نيت ، و سعى ركن است و حكم ترك عمدى و سهوى آن حكم ترك طوافكه بيانش گذشت .
مساءله 9- اگر سهوا يك شوط يا بيشتر در سعى اضافه كند سعيش صحيح استولى بهتر آن است كه آنرا هر جا يادش آمد قاطع كند هرجا كه جوازتكميل آن به هفت شوط بعيد نيست و اگر يك يا چند شوط كمتر آورده باشد واجب است هروقت متوجه شد تكميل كند، و اگر به شهر خود برگشته باشد و مراجعتش به مكه مشقتىنداشته باشد واجب است چنين كند، و اگر امكان نداشت و يا دشوار بود نائب بگيرد، و اگرقسمتى از شوط اول را آورد و سهوا بقيه را نياورد احتياط آنست كه آنرا از سر بگيرد.
مساءله 10 - اگر در عمره تمتع قبل از تمام شدن سعى اشتباها و بهخيال اينكه سعيش تمام شده از احرام خارج شود و با همسر جماع نمايد واجب است تتمهسعى را آورده با ذبح يك گاو بنابراحتياط كفاره بدهد، بلكه در صورتى هم كه سهواقبل از تمام شدن سعى تقصير كرده و جماع نموده احتياط آنست كه سعى را تمام نمودهكفاره هم بدهد، و احتياط آنست كه چنانچه اين دو اشتباه در غير تمتع پيش آيد همين حكم راجارى بدانيم .
مساءله 11 - اگر بعد از تقصير در عد شوطهاى سعيش شك كند بايد به شك خوداعتناء ننموده بنا را بر صحت بگذارد، و همچنين است اگر در زيادعمل و به دنبال كار خود رفتن شك در كمبود شوطها كند در اينكه بايد بنا را بر كم بودهبياورد، و اگر بعد از فراغ يا بعد از هر شوطى شك كند در اينكه آنچه آورده صحيحبوده يا نه بنا را بر صحت بگذارد و همچين است اگر شك كند در صحت قسمتى از يكشوط كه آيا صحيح بوده يا نه اگر شكش ‍ بعد ازگذشتن از آن قسمت بوده بايد بنا رابر صحت بگذارد.
مساءله 12 - اگر در مروه شك كند بين هفت شوط و بيشتر مثلا نه شوط بنا را برصحت مى گذارد ولى اگر در بين شوط شك كند كه اين هفتمى است يا ششمى مثلا سعيشباطل است ، و همچنين است درنظائر اين فرض كهاحتمال نقص دهد، و همچنين است اگر در بين شوط وقبل از تمام شدن آن شك كند در اينكه شوطى كهمشغول آن است هفتم است يابيشتر.
مساءله 13 - اگر بعد از تقصير شك كند در اينكه اصلا سعى را انجام داده يا نهبنا رامى گذارد بر اينكه انجام داده ، و اگر بعداز آنروزى كه در آن طواف كرده شك كنددراينكه سعى كرده يا نه بعدى نيست بگوئيم در اينجا نيز بنا را بر انجام آن مىگذارد، لكن نزديكتر به احتياط اين است كه اگر شك اوقبل از تقصير بوده آنرا بياورد.
گفتار در مسائل تقصير 
مساءله 1 - واجب است بعد از انجام سعى تقصير كند، يعنى مقدارى از ناخن و يا موىسر و يا موى شارب و يا موى ريش را كوتاه كند وبهتر و به احتياط نزديكتر اين است كهبه كوتاه كردن ناخن اكتفاء نكند، و در تقصير تراشيدن سر كافى نيست تا چه رسد بهتراشيدن ريش .
مساءله 2 - تقصير عبادت است لذا نيت با تمام شرائطش در آن واجب است پس اگر درنيت آن اخلال كند احرامش باطل مى شود مگر آنكه با انجام تقصيركامل آن را جبران نمايد.
مساءله 3 - اگر كسى عمدا تقصير از عمره را ترك كند و براى حج حرام ببندد عمرهاش باطل مى شود و ظاهرا حج تمتع او مبدل به حج افراد مى شود و احتياط آنست كه بعد ازتمام كردن حج عمره اى مفرده آورده و سال بعد حج را نيز بياورد، و اما اگر تاداخل شدن در احرام حج تقصير را فراموش ‍ كرده باشد عمره اش صحيح است و مستحب استيك گوسفند فديه بدهد بلكه دادن اين فديه به احتياط نزديكتر است .
مساءله 4 - بعد از تقصير در عمره تمتع تمامى محرماتى كه بخاطر احرام بر اوحرام شده بود حلال مى شود حتى زنان .
مساءله 5 - در عمره تمتع طواف نساء واجب نيست ، ولى به عنوان رجاء (يعنى بهاحتمال اينكه تكليف باشد)و يا به عنوان احتياط بياورد مانعى ندارد.
گفتار در وقوف به عرفات  
مساءله 1 - واجب است بعد از تمام شدن عمره و بيرون شدن از احرام آن مجددا براىحج و وقوف در عرفات احرام ببندد، و در وقوف مانند ساير عبادات قصد قربت واجب استو احتياط آنست كه از ظهر روز عرفه تا غروب شرعى در عرفات بماند و بعيد نيست بهمقدار نماز ظهر وعصر كه تواءما خوانده شود تاءخير وقوف جائز باشد.
مساءله 2 - منظور از وقوف صرف بودن در آن مكان شريف استحال چه سواره باشد و چه با حالى ديگر چه راه برود و چه بايستد، بله اگر در تمامزمان وقوف در خواب يا بيهوشى باشد وقوفشباطل است .
مساءله 3 - وقوف نامبرده واجب است ولكن همه آن مدت ركن حج نيست ، تنها مسماىوقوف هرچند يك دقيقه يا دو دقيقه باشد ركن است ، پس اگر وقوف را حتى به اين مقدارعمدا ترك كند حجش باطل مى شود ولكن اگر به قدر مسماى وقوف كند و بقيه را تركنمايد حج او صحيح است هرچند كه گناه كرده .
مساءله 4 - اگر قبل از غروب شرعى عمدا از عرفات نفر (كوچ )كند و از حدود آنخارج شود و ديگر برنگردد يك بدنه (شتر)بگردنش مى آيد، كه بايد آنرا در هرجاخواست در راه خدا ذبح نمايد و نزديكتر به احتياط و بهتر آن است كه در مكه باشد، واگر تمكن از شتر را نداشت هيجده روز روزه مى گيرد و كوچ كند و بعد از خارج شدنيادش بيايد واجب است برگردد واگر برنگردد گناه كرده و كفاره اى بر او نيست هرچندكه دادن كفاره به احتياط نزديكتر است جاهل به حكم فراموشكار را دارد واگر يادش نيايدتا وقت وقوف تمام شود چيزى بر اونيست .
مساءله 5 - اگر قبل از غروب عمدا كوچ كند و بعد پشيمان شود و يا بخاطر حاجتىبرگردد و بعد از برگشتن به قصد قربت تا غروب در عرفات بماند كفاره اى بهعهده اش نمى آيد.
مساءله 6 - اگر به خاطر عذرى چون فراموشى و تنگى وقت وامثال آن وقوف از ظهر تا غروب در عرفات را ترك كند براى او همين مقدار كافى است كهچيزى از شب عيد هرچند اندك در عرفات بماند و اين همان وقت اضطرارى وقوف بهعرفات است و اگر عمدا و بدون عذر وقوف اضطرارى به عرفات را نيز ترك كند ظاهراحجش باطل مى شود هرچند كه وقوف به مشعر را درك نمايد و اما اگر وقوف اختيارى واضطرارى به عرفات را به خاطر عذر ترك كند براى صحت حجش همين كافى است كهوقوف اختيارى مشعرالحرام را درك كند كه در احكام مشعر مى آيد.
مساءله 7 - اگر هلال ماه ذى الحجه براى قاضى ئيكه ازاهل سنت است ثابت شود و به آن حكم كند ولى براى ما روءيتهلال ذى الحجه ثابت نشود چنانچه عمل بر طبق مذهب حق بدون ترس وتقيه ممكن باشد واجباست به مذهب حق عمل شود و در غير اين صورت واجب است از آنان متابعت كند و حج هم درصورتى كه مخالف بودن آن باواقع مسلم نباشد صحيح است بلكه بعيد نيست بگوئيمحتى در صورت علم به مخالفت آن با واقع نيز صحيح است و مخالفت با آنان جايز نيستبلكه درصحت حج كسى كه مخالفت تقيه عمل كردهاشكال هست و از آنجا كه افق حجاز و سرزمين نجد با ديگر افقها مخصوصا باافق ايرانتفاوت دارد علم به مخالفت حاصل نمى شود مگر به ندرت .
گفتار در مسائل وقوف در مشعر الحرام  
واجب است بر حاجى كه از اول طلوع فجر روز عيد قربان تا طلوع خورشيد در مشعروقوف كند، و اين وقوف عبادت است و نيت با همه شرائطى كه در آن است در اين وقوفمعتبر است و نزديكتر به احتياط آن است كه بعد از كوچ از عرفات و ورود به مشعر همهشب عيد را با نيت خالص تا طلوع فجر وقوف كند سپس بين طلوع فجر و طلوع خورشيدهم دوباره نيت وقوف نمايد، ومستحب است قبل از طلوع خورشيد از مشعر حركت كند اما بهطورى كه از وادى محسر خارج نشود، و اگر خارج شود گناه كرده ولى كفاره اى براونيست ، و نزديكتر به احتياط آنست كه طورى حركت كند كهقبل از طلوع خورشيد به وادى محسر نرسد، و آنچه از وقوف در مشعر ركن حج است مسماىآن است نه تمام وقت بين دو طلوع لذا يك دقيقه هم اگر وقوف شود كافى است بله اگربه طور كلى وقوف مشعر را ترك كند حج او به تفصيلى كه مى آيدباطل است .
مساءله 1 - براى كليه افراد ناتوان مانند زناناطفال و پيرمردان و كسانى كه عذرى مانند بيمارى و ترس دارند وهمينطور پرستار و يامراقب و كاروان دار جائز است شب عيد بعد از آنكه مقدارى در مشعر وقوف كردند ازآنجا بهطرف منى كوچك كنند و بنابراين بر اين چند طايفه وقوف بين الطلوعين واجب نيست .
مساءله 2 - كسى كه بدون عذر و عمدا قبل از طلوع فجر از مشعر خارج شود و تاطلوع خورشيد برنگردد، اگر وقوف به عرفه اش فوت نشده و مقدارى از شب عيد تاطلوع فجر را در مشعر بوده بنابر مشهور حجش صحيح است ، و تنها بايد يك گوسفندكفاره دهد، ولكن احتياط در خلاف اين است پس بر او واجب است بعد از تمام كردن حجشسالى ديگر حجى احتياطى بياورد.
مساءله 3 - اگر كسى به خاطر عذرى نتوانست تمام وقت بين الطلوعين مشعر را درككند وشب هم نتوانست وقوف در مشعر داشته باشد ولى وقوف به عرفات رادرك كردهباشد اگر مقدارى از طول زمان بين طلوع خورشيد وظهر روز عيد در مشعر را درك كندهرچند اندك باشد حجش صحيح است .
مساءله 4 - از آنچه گذشت روشن شد كه وقوف به مشعر سه وقت دارد: يكى وقتاختيارى و آن عبارت است از بين الطلوعين و وقت اضطرارى يكى شب عيد كه وقت اضطرارىعذر دادن است و ديگرى طلوع خورشيد روز عيد قربان است تا ظهر آن كه اين نيزمخصوص كسى است كه عذر داشته باشد، و نيز روشن شد كه وقوف به عرفات يك وقتاختيارى دارد و آن عبارت است از ظهر روز نهم ذى الحجه تا غروب شرعى آنروز، و يكى هموقت اضطرارى كه براى معذورين است و آن عبارت است از شب عيد به اين ترتيب با درنظر گرفتن يك موقف ياهر دو موقف ، در حال اختيار وحال اضطرار، به تنهائى و تركيبى از دو حال و نيز در نظر گرفتنحال عمد يا جهل يا فراموشى اقسام بسيارى تصوير مى شود كه از ميانه آن ها آنچه موردابتلا است ذكر مى كنيم .
اول : كسى كه وقت اختيارى هر دو (وقوف به عرفه و مشعر)رادرك كند اشكالى درصحت حجش از اين بابت نيست .
دوم : كسى كه نه وقت اختيارى آن دو و نه اضطرارى آن دو رادرك كند، كه شكى در بطلانحجش نيست ، چه عامد باشد چه جاهل و چه فراموشكار وچنين كسى واجب است با احرامى كهبه نيت حج بسته مفرده بياورد و بهتر آن است كه نيتعدول به عمره مفرده هم بكند و احتياط آن است كه اگر با خود قربانى آورده آن را ذبحكند و اگر درك نكردنش بدون تقصير بوده حج بر او واجب نمى شود مگرآنكه در سالهاىبعد شرائط استطاعت برايش حاصل شود، اما اگر مقصر بوده حج بر گردنش مستقر مىگردد و سال بعد بايد آنرا بياورد هر چند كه مستطيع نباشد.
سوم : كسى كه اختيارى عرفه و وقت اضطرارى روزانه مشعر را درك كند اگر اختيار مشعرراعمدا ترك كرده باشد حجش باطل وگرنه صحيح است .
چهارم : كسى كه اختيارى مشعر و اضطرارى عرفه را درك كند اگر ترك اختيارى عرفهاش عمدا بوده حجش باطل وگرنه صحيح است .
پنجم : كسى كه اختيارى عرفه را با اضطرارى شبانه مشعر درك كند اگر ترك اختيارىوقوف در مشعرش به خاطر عذرى بوده حجش صحيح وگرنه بنابر احتياطباطل است .
ششم : كسى كه اضطرارى عرفه واضطرارى مشعر را درك كرده ، اگر صاحب عذر بوده وترك اختيارى عرفه اش عمدى نبوده بنابراقوى حجش صحيح است واما اگر معذور نبوده درصورتى كه ترك اختيارى عرفه اش عمدى بوده حجشباطل واگر ترك اختيارى مشعرش عمدى بوده بنابراحتياط حج او نيزباطل است همچنانك در غير عمد نيز احتياط همين است .
هفتم : صورت درك اضطرارى روزانه مشعر است پس اگر يكى از دو اختيارى را عمدا ترككرده حجش باطل است و اگر عمدى نبوده بعيدنيست صحيح باشد هرچند كه نزديك بهاحتياط آنست كه سال بعد اگر مستطيع شدحج را بياورد.
هشتم : صورت درك اختيارى عربه به تنهائى است كه اگر مشعر را عمدا ترك كرده حجشباطل وگرنه بنابراحتياط باطل است .
نهم : درك اضطرارى عربه به تنهائى است كه در اين صورت حجباطل است .
دهم : درك اختيارى مشعر به تنهائى است كه حج صحيح است مگر آنكه ترك اختيارى عرفهاش عمدى بوده باشد.
يازدهم : درك اضطرارى وقت روزانه مشعر به تنهائى است كه در اينصورت حجباطل است .
دوازدهم : درك اضطرارى شبانه مشعر به تنهائى است كه اگر از صاحبان عذر بوده ووقوف به عرفات را عمدا ترك نكرده بنابراقوى حجش صحيح است وگرنهباطل است .
گفتار در واجبات مِنى  
واجبات منى سه چيز است :
اول : رمى جمره عقبه است با ريگ كه عنوان ريگ بر آن صادق باشد، بنابراين رمى باماسه وباسنگ وبا سفال و امثال آن صحيح نيست و شرط است كه از ريگهاى حرم باشدپس رمى با ريگهاى خارج حرم كافى نيست ، و نيز بايد ريگ بكر باشد و قبلا با آن هرچنددر سالهاى قبل رمى نشده باشد، ونيز بايد مباح باشد پس رمى باريگهاى غصبى وريگهائى كه ديگران آن را حيازت كرده بدون اذن صاحبش جائز نيست ، و مستحب آنست كه ازريگهاى مشعر باشد.
مساءله 1 - وقت رمى جمره از طلوع خورشيد روز عيدقربان است تا غروب آن و اگرفراموش كندجائز است كه تاروز سيزدهم آنراانجام دهد و اگر بياد نياوردمگر بعد ازسيزدهم هم احتياط آنست كه سال بعد هرچند به وسيله نائب آنرا بجاى آورد.
مساءله 2 - در رمى چند چيز واجب است :
اول : نيت خالص يعنى انجام دادن آن فقط به خاطر اطاعت از خداى تعالىباشدمثل ساير عبادات .
دوم : انداختن ريگها به نحوى كه رمى شمرده شود پس اگر بادست خود ريگ را روى جمرهبگذارد كافى نيست .
سوم : انداختن آن بادست پس اگر با پايش به جمره بيندازد كافى نيست و احتياط آنستكه اين كار را به وسيله آلتى چون فلاخن انجام ندهد هرچند كه جواز آن بعيد نيست .
چهارم : اصابت ريگ به جمره است پس آنچه از ريگها به هدف اصابت نكند حساب نمىشود.
پنجم : اينكه رسيدن ريگ به هدف فقط به علت انداختن اوباشد پس اگر او بيندازد وديگرى آنرا به هدف برساند كافى نيست ، بله اگر ريگ به سنگى و چيز ديگرىبرخورد كندو سپس بلند شده به هدف برسدمانعى ندارد.
ششم : اينكه عدد سنگها هفت باشد.
هفتم : اينكه سنگها را به هم نچسباند و همه را يكدفعه نيندازد كه اگر چنين كند تنها يكرمى حساب مى شود هرچند كه با هم به هدف نخورند بلكه يكى پس از ديگرى برسند،همچنانكه اگر پشت سر هم بيندازد ولى يكدفعه به هدف بخورند صحيح است .
مساءله 3 - اگر شك كند در اينكه سنگهائى كه دارد قبلا در رمىاستعمال شده يانه مى تواند با آن رمى كند، واگراحتمال دهدكه سنگها از خارج حرم باشد و از آنجا به حرم آورده شده به ايناحتمال اعتنا نكند و اگر شك كند در اينكه به آن ريگ گفته مى شود جائز است به آن اكتفانمايد، و اگر در عدد پرتاب ريگها شك كند بايد آن قدر بيندازد تايقين كند كه هفتبارش كامل شده ، وظن در عدد رمى حكم شك رادارد، و اگر بعد از قربانى كردن ويا بعداز سر تراشيدن شك كند در اينكه رمى كرده يا نه و شك كند در عدد رمى ديگر به شكخود اعتنا نكند، و اگر قبل از قربانى و قبل از سر تراشيدن وبعد از فارغ شدن از رمىدر عدد آن شك كند اگر شكش در كمبود باشد احتياط آنست كه برگردد و آنراتمام كندواگر شكش در زياد بودن عدد است به شك خود اعتنائى نمى كند، و اگر بعد از تمام شدنكار شك كند در اينكه آيا صحيح انجام شده يا نه بناء را بر صحت مى گذارد البته بهشرطى كه بداند مراقبت در حفظ عدد داشته .
مساءله 4 - در ريگها طهارت شرط نيست همچنانكه در شخصى كه آن را پرتاب مىكند نيز طهارت از حدث وخبث معتبر نيست .
مساءله 5 - جائز است براى كسانى كه نمى توانند رمى كنند چوناطفال و بيماران و كسيكه از هوش رفته نائب بگيرند، ومستحب است در صورت امكان مريضرا تانزديك جمره حمل كنند و در حضورش برايش رمى را انجام دهند بلكه اين به احتياطنزديكتر است و اگربعد از تمام شدن رمى به وسيله نائب شخص بيمار بهبودى يافت وبا به هوش آمد ديگر واجب نيست خود آنان رمى كنند، و اما اگر در بين رمى نائب عذربرطرف شد خود آنان رمى رااز سر مى گيرند و اكتفاء كردن به آنچه نائب انداختهمحل اشكال است .
مساءله 6 - اگر كسى در روز عيد معذور شود ونتواند رمى كندجائز است در شب آنراانجام دهد.
مساءله 7 - رمى رامى توان هم پياده و هم سواره انجام داد ولى پيادهافضل است .
دوم از واجبات منى : قربانى كردن است و واجب است كه يكى از انعام سه گانه يعنى شترو گاو و گوسفند باشد (گاو ميش هم جزء گاو است )و قربانى كردن ديگر حيواناتجائز نيست ، و بهترين آنها شتر است و بعد از آن گاو، و يك قربانى بجاى دو نفر ياچند نفر مجزى نيست ، پس در حال اختيار نمى توانند چند نفر در يك قربانى شريكشوند، در حال اضطرارهم كفايت كردنش مشكل است و احتياط آن است كه شركت بكنند و روزهرا هم بگيرند.
مساءله 8 - در قربانى چندچيز معتبر است :
اول : سن است كه در شتر بايد داخلسال ششم عمرش شده باشد و در گاو بنابراحتياط بايدداخل سال سوم شده باشد، وبز نيز مانند گاو است ، و گوسفند بنابراحتياط بايدداخل سال دوم شده باشد.
دوم : سلامتى و صحت است ، بنابراين حيوان مريض حتى حيوان داراى گرى نيزبنابراحتياط كافى نيست .
سوم : اين است كه بسيار سالخورده نباشد.
چهارم : اينكه اعضاء بدن حيوان تمام باشد پس قربانى كردن حيوان ناقص ‍ مانند آختهكه تخمهاى آن را در آورده باشند كافى نيست و بنابراحتياط حيوانى هم كه تخمآنراكوبيده باشند كفايت نمى كند و همينطور حيوانى كه ازاصل تخم نداشته باشد، وهمينطور شرط است كه گوش بريده و يادم بريده نباشندوهمينطور حيوانى كه شاخ درونيش شكسته باشد كافى نيست ، و اماحيوانى كه شاخبيرونيش شكسته باشد عيبى ندارد، وبعيدنيست حيوانى كه دراصل خلقت گوش و شاخ ندارد كافى باشد ولى نزديكتر به احتياط قربانى نكردن آناست و بنابراقوى حيوانى كه كور و شل است و كورى و شلى آن پيدا شد كافى نيست وبنابراحتياط درصورت ناپيدا بودن نيزكافى نيست و اما گوش شكافته و سوراخ شدهعيب ندارد، ولى نزديكتر به احتياط آن است كه به آن اكتفاء نكند، همچنانكه نزديكتر بهاحتياط آن است كه به حيوانى كه چشمش سفيد شده اكتفاء ننمايد.
پنجم : اينكه لاغر نباشدو همچنين كه بر پشتش پيه موجود باشد كافى است و نزديكتربه احتياط آن است كه به حيوانى كه عرف آنرا لاغر بشمارد اكتفاء ننمايد.
مساءله 9- اگر غير از حيوان اخته حيوان ديگرى يافت نشود بعيدنيست كه همان اختهكافى باشد هرچند كه نزديكتر به احتياط آنست كه هم آن اخته را درروز عيد قربانى كندو هم حيوانى سالم را در طول ذى الحجه آنسال ، و اگر نشد درسال بعد، و يا اينكه بين قربانى كردن آن حيوان روزه جمع نمايد واگر حيوان ديگريافت شود كه اخته نيست لكن نقص ديگرى دارد احتياط آنست كه آنرا در روز عيد و حيوانىسالم را در طول ذى الحجه آنسال قربانى كند و اگر نشددرسال بعد و احتياط تام آنست كه هم آن دو كار را بكند و هم روزه بگيرد.
مساءله 10 - اگر بعد از ذبح معلوم شود كه حيوان نقص و يا بيمارى داشته واجبداشته حيوان ديگرى را ذبح كند، بله اگر خيال مى كرده حيوان چاق است و بعد از ذبحمعلوم شود لاغر بوده همان لاغر كفايت مى كند و اگر به خيالش مى رسيده كه لاغر است ودر عين حال به اميد چاق بودن و بانيت تقرب آنرا ذبح كرده باشد بعد معلوم شود چاقبوده ديگر چيزى به عهده اش نيست ، و اما اگراحتمال و اميد چاقى نمى داده و يا احتمال مى داده لكن به علت بى مبالاتى و نه به اميداطاعت همانراذبح كرده كافى نيست و اگر معتقد بوده كه حيوان لاغر است و نمى دانسته كهبايد چاق باشد و بعد از ذبح معلوم شود چاق بوده احتياط آن است كه اعاده كند و اگرمعتقد بوده كه ناقص است و ذبح كرده در حالى كهجاهل بود به اينكه نبايد ناقص باشد و سپس كشف شد كه ناقص نبوده ظاهرا كفايت مىكند.
مساءله 11 - احتياط آن است كه قربانى رابعد از رمى جمره عقبه ذبح كند و نيزاحتياط آن است كه ذبح را از روز عيد تاءخير نيندازد، و چنانچه بخاطر عذرى و يابدونعذر تاءخير انداخت احتياط آنست كه آنرا در ايام تشريق (يازدهم و دوازدهم و سيزدهم)ذبح كند و اگر نكرد در بقيه ايام ذى الحجه ، و ذبح يكى از عبادات است كه نيت در آنمعتبر است و در آن نيابت جائز است و هنگام ذبح خودنائب بايد نيت كند و نزديكتر بهاحتياط آن است كه منوب عنه نيز نيت كند و درنائب معتبر است كه شيعه مذهب باشدبنابراحتياط بلكه خالى از قوت نيست و همچنين در ذبح كفارات .
مساءله 12 - اگر بعد از ذبح شك كند در اينكه حيوان همه شرائط را داشته يا نهبه شك خود اعتناء نكند، همچنانكه اگر در صحتعمل نائب شك كند به شك خود اعتناء نمى كند، و اما اگر شك كند در اينكه نائبش براى اوقربانى كرده بايد تحقيق كند تا برايش يقينحاصل شود و در اين باب مظنه كافى نيست و اگرنائب برخلاف آنچه شرع تعيين كردهچه در اصل ذبح و چه در اوصفا حيوان عمل كرده باشد اگرعمدا بوده و مسئله را ميدانستهضامن قيمت گوسفند است و بايد اعاده كند و اگر عمدا نبوده بلكه ازجهل و نسيان بوده در صورتى كه اجرتى در برابر نيابتش گرفته ضامن آن اجرتنيز هست و اگر تبرعا نائب شده ضامن معلوم نيست و در هر دوفرض اعاده واجب است .
مساءله 13 - مستحب است گوشت قربانى سه قسمت شود يك ثلث آنرا خودش بخوردو يك سوم آنرا صدقه و يك سومش راهديه بدهد و نزديكتر به احتياط آن است كه خودشاندكى از آنرا بخورد ولى واجب نيست .
مساءله 14 - اگرقادر بر تهيه قربانى نباشد يا بخاطر نبودن آن و يا به خاطرنداشتن قيمت آنرا واجب است بجاى آن ده روز روزه بگيرد سه روز درهمان حج و هفت روز بعداز مراجعت .
مساءله 15 - اگر بدون زحمت و مشقت قادر بر قرض گرفتن باشدو مالى درمقابل قرض داشته باشدكه در وقت پرداخت آنرا بپردازد واجب است قرض نموده قربانىرا انجام دهد، و اگر از بار وبنه سفرش چيز زائدى كه به آن احتياج ندارد داشته باشدو فروختن آن نيز بدون مشقت ممكن باشد واجب است آنرا براى تهيه قربانى بفروشد و امافروختن لباس هر چه هم كه باشد واجب نيست ، اما اگر لباس زياديش را بفروشد واجباست قربانى راانجام دهد و احتياطا روزه راهم بگيرد.
مساءله 16 - براى تهيه بهاى قربانى واجب نيست بكار و كسب بپردازد امااگرپرداخت و پولى به دست آورد واجب است قربانى رابخرد.
مساءله 17 - واجب است آن سه روز روزه اى كهبدل از قربانى است در ايام ذى الحجه انجام شود و احتياط واجب آنست كه از هفتم تا نهمباشد و جلوتر از آن نباشد و واجب است سه روز پشت سر هم انجام دهد، و نيز شرطش ‍آنست كه بعد از احرام به عمره باشد و قبل از آن جائز نيست و اگر متمكن از روزه روز هفتمنشد هشتم و نهم را روزه مى گيرد وروز سوم رابعد از مراجعت از منى مى گيرد و احتياط آناست كه بعد از ايام تشويق يعنى بعد از يازدهم و سيزدهم ذى الحجه باشد.
مساءله 18 - جائز نيست اين سه روز روزه را در ايام تشرق در منى بگيرد بلكهاصولا دراين سه روز هيچ روزه اى جائز نيست چه مربوط به حج باشد و چه غير آن .
مساءله 19 - براى كسى كه هشتم و نهم را روزه گرفته نزديكتر به احتياط وبهتر آن است كه بعد از برگشتن از منى دوباره سه روز پشت سر هم روزه بگيرد كهروز اول آن همان روز كوچ كردن يعنى سيزدهم باشد و نيت كند كه سه روز از پنج روزروزه واجب است .
مساءله 20 - اگر روز هشتم را هم روزه نگرفت ، روزه سه روزه را تاءخير مى اندازدبراى برگشتن از منى و وقتى برگشت سه روز را پشت سر هم مى آورد، و براى كسىكه روز هشتم را روزه نگرفته جائز است كه آنرا درطول ذى الحجه بياورد كه وقت آن تا آخر ذى الحجه وسعت دارد، هرچند كه نزديكتر بهاحتياط آنست كه بعد از ايام تشرق هر چه زودتر آنرا بياورد.
مساءله 21 - گرفتن اين سه روز روزه در سفر جائز است پس واجب نيست بخاطر آندر مكه قصد اقامه كند، بلكه اگر مهلت نداشته باشد مى تواند آنرا در راه بياورد، واگر در طول ذى الحجه آنرا نياورد ديگر روزه فائده اى برايش ‍ ندارد بلكه بايدقربانى كند و يا خودش و يا وسيله نائب .
مساءله 22 - اگر سه روز روزه را گرفت بعدا تمكن پيدا كرد كه قربانى كندديگر واجب نيست ، و اما اگر در بين سه روز تمكن يافت واجب است قربانى كند.
مساءله 23 - واجب است بعد از مراجعت از سفر مكه هفت روز ديگر روزه بگيرد، (تابا آن سه روز روزه در مكه ده روز شود)و احتياط آن است كه اين هفت روز هم پشت سر همباشد و جائزنيست آن را در مكه و يا در سفر بگيرد، بله اگر تصميم دارد در مكه مقيمشود مى تواند بعد از گذشتن يك ماه از اين تصميم اين هفت روز را بياورد، بلكه كافىاست گذشتن مدتى از زمان تصميم كه چنانچه در آن مدت به وطن برمى گشت رسيده بودهر چند يك ماه نباشد و اگر بنا دارد در شهرى ديگر از ساير بلاد و يا در بين راه اقامهكند گذشتن آن مدتى كه گفتيم كافى نيست وجائز نيست آن روزها را بگيرد، بله واجب نيستكه اين هفت روز حتما در وطنش انجام شود پش اگر به وطنش برگشت مى تواند در جائىديگر براى اين ايام قصد اقامه كند و روزه هفت روز را بياورد.
مساءله 24 - برگشتن به وطن با وسائل جديد (ازقبيل هواپيما)امروزه بيش ‍ از چند ساعت طول نمى ششد لذا براى كسى كه مى خواهد درمكه اقامت گزيند جائز است بعد از گذشتن همان چند ساعت روزه هفت روزه اش را شروع كند،هرچند كه به احتياط نزديكتر آنست كه روزه نگيرد، لكن در هرحال اين احتياط را ترك نكند كه بين سه روز و هفت روز جمع نكند بلكه بين آن دو فاصلهبيندازد.
مساءله 25 - اگر برايش ممكن نشد كه روزه سه روزه را در مكه بگيرد و بهمحل خود برگشت اگر بعد از رسيدن به محل چيزى از ماه ذى الحجه باقيمانده بود روزهاش را در همان باقيمانده در محل ديگر، لكن بين سه روز و هفت روز فاصله مى اندازد، واگر ذى الحجه تمام شده بود واجب است قربانى كند يا خودش آنرا در منى ذبح كند ويانائب بفرستد.
مساءله 26 - اگر متمكن از روزه بود ولى آنرا نگرفت تا از دنيا رفت بر ولى اوواجب است كه سه روز روزه اش را برايش قضاء كند و احتياط آن است كه هفت روز ديگر رانيز قضاء كند.
سوم از واجبات منى : تقصير كردن است .
مساءله 27 - واجب است كه بعد از قربانى كردن سر خود را بتراشد و يا كوتاهكند و حاجى در انتخاب هر يك مختار است مگر چند طائفه .
اول : زنان كه واجب بر آنان تقصير است نه سر تراشيدن پس اگر زنى سر خود رابتراشد كافى نيست .
دوم : كسى كه سفرش اولين سفر حج است كه بايد بنابر واجب سر خود را بتراشد.
سوم ملبد: يعنى كسى كه شى ء چسبنده اى مثلعسل يا صمغ (شيره درختى است )به سر خود ماليده است براى دفع شپش كهبنابراحتياط اين شخص بايد سر خود را بتراشد.
چهارم : كسى كه موى سر خود را جمع كرده و به هم پيچيده وگره زده است كهبنابراحتياط او نيز بايد سربتراشد.
پنجم : خنثاى مشكل (كه نه جنبه زن بودنش مى چربد و نه جنبه مرد بودنش )اگر يكىاز سه خصوصيت اخير رانداشته باشد حتما بايد تقصير كند و اگر داشته باشدبنابراحتياط هر دو كار را بكند يعنى هم موى خود را كوتاه كند و هم آن را بتراشد.
مساءله 28 - در تقصير كافى است كه مقدارى از موى و ناخن خود را با هر وسيله اىكه باشد بچيند، و بهتر آن است كه هم مقدارى از موى را بچيند و هم ناخن را، و كسى كهتراشيدن سر بر و واجبا است احتياط آنست كه همه سر را بتراشد، و حلق و تقصير راانسان مى تواند هم خود انجام دهد و يا به ديگرىمحول كند و در حلق و تقصير نيت با همه شرائطش واجب است كه خود حاجى بايد نيت كند، وبهتر آنست كه اگر اين كار را به ديگرى محول كرده هم خودش نيت كند وهم او.
مساءله 29 - كسى كه وظيفه او تراشيدن سر است ولى بر سر موئى ندارد كافىاست تيغ سر تراشى را بر سر خود بكشاند و همين از تراشيدن سر كفايت مى كند واگرچنين كسى مخير بود ميان سر تراشيدن و ميان تقصير كوتاه كردن مو و يا ناخن بر اومتعين مى شود، و اگر موئى حتى بر ابروان خود ندارد و ناخن هم در انگشتش نيست كافياست تيغ سر تراشى را بر سر خود بشكاند.
مساءله 30 - اكتفا كردن به كوتاه نمودن موى عانه (زهار) يا موى زيربغل مشكل است و تراشيدن ريش نه كافى از تقصير است و نه از تراشيدن سر.
مساءله 30 - اكتفا كردن به كوتاه نمودن موى عانه (زهار) يا موى زيربغل مشكل است و تراشيدن ريش نه كافى از تقصير است ونه از تراشيدن سر.
مساءله 31 - نزديكتر به احتياط آنست كه حلق و تقصير در روز عيد انجام شود، هرچند كه جواز تاءخير آن تا آخرين ايام تشريق بعيد نيست ، و امامحل اين كار منى است و در حال اختيار جائز نيست آن را در غير منى انجام دهد و اگر آن را درمنى انجام نداد تا به مكه كوچ كرد واجب است به منى برگردد و حلق يا تقصير را انجامدهد و در اين وظيفه فرقى ميان عالم و جاهل و فراموشكار و غير آنان نيست واگر برگشتنبه منى برايش ممكن نبود در هر جا كه هست حلق و يا تقصير را انجام دهد و سپس موىتراشيده خود را اگر امكان داشت به منى بفرستد و مستحب است آنرا در منى در همانجا كهچادر زده بود دفن كند.
مساءله 32 - احتياط آنست كه حلق و تقصير را از ذبح قربانى تاءخير بيندازد ونيز ذبح را از رمى تاءخير بيندازد، بنابراين اگر سهوا بر خلاف اين ترتيبعمل كرده باشد اعاده و تحصيل ترتيب واجب نيست و بعيدنيست كهجاهل به حكم هم ملحق به ساهى باشد و اما اگر عالما و عامدا خلاف ترتيبعمل كرده باشد احتياط آنست كه در صورت امكان ترتيب راتحصيل نمايد.
مساءله 33 - واجب است طواف وسعى بعد از تقصير و يا سر تراشيدن واقع شود،بنابراين اگر عمدا آنرا مقدم بدارد واجب است برگردداول تقصير و يا حلق كند سپس طواف و نماز و سعى را بجا بياورد و يك گوسفند كفارهبدهد، و همچنين است اگر طواف به تنهائى را عمدا جلوتر از تقصير يا حلق انجام دهد، امااگر سعى به تنهائى را مقدم بدارد كفاره براو واجب نمى شود هرچند كه اعاده آن وتحصيل ترتيب واجب است ، و اگرطواف و سعى را به علتجهل به حكم و يا فراموش و يا سهو مقدم بر تقصير و حلق بياورد همين حكم را دارد(يعنى واجب است ترتيب را تحصيل كند)جز اينكه كفاره بعهده اش نمى آيد.
مساءله 34 - اگر بعد از طاوف و يا بعد از سعى تقصير كند و يا سر بتراشداحتياط آنست كه براى به دست آوردن ترتيب آن دو را اعاده نمايد و اگر وظيفه متعين او سرتراشيدن بوده (و ديگر موئى بر سرش نمانده )بايداحتياطا تيغ را بر سر خودبكشاند.
مساءله 35 - بعد از رمى و قربانى و سرتراشى يا تقصير همه آنچه بر محرمحرام بود حلال مى شود بجز زن و عطر، و بعيد نيست كه صيد نيز براى اوحلال شود بله شكار حرم را صيد كردن براى همه حرام است و اختصاصى به محرم نداردچون حرمت آن بخاطر احترام حرام است .

next page

fehrest page

back page