بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب فلاح السائل, علاّمه سید بن طاووس ( )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     FALAH001 -
     FALAH002 -
     FALAH003 -
     FALAH004 -
     FALAH005 -
     FALAH006 -
     FALAH007 -
     FALAH008 -
     FALAH009 -
     FALAH010 -
     FALAH011 -
     FALAH012 -
     FALAH013 -
     FALAH014 -
     FALAH015 -
     FALAH016 -
     FALAH017 -
     FALAH018 -
     FALAH019 -
     FALAH020 -
     FALAH021 -
     FALAH022 -
     FALAH023 -
     FALAH024 -
     FOOTNT01 -
 

 

 
 

 

next page

fehrest page

back page

كيفيّت دفن اموات
وقتى تشييع كنندگان ميّت به قبر - يعنى جايى كه محلّ خوابيدن و دراز كشيدن ميّت برخاك ، و مجاورت با اهل قبور به جاى مجاورت با مردم ، و منزلى كه خويشان و برادرانانسان را تنها گذاشته و مى روند، و ياوران و همسايگان يارى نمى كنند، و انسان در آنجاتك و تنها، و در حالتى كه همگان او را رانده و دور نموده اند، اقامت مى كند - رسيدند،
1 - جنازه ميّت را اگر مرد باشد از پايين قبر وارد قبر مى كنند.
2 - پيش از گذاشتن در قبر سه بار جنازه را تا لبه قبر نزديك مى كنند و بعد وارد قبرمى كنند؛ زيرا روايت شده كه روح ميّت با اين كار براى سؤال قبر و امور هولناكى كه روبرو خواهد شد، آمادگى پيدا مى كند.
3 - و اگر جنازه ، زن باشد، در سمت قبله بر جلو قبر قرار مى دهند.
4 و 5 - سپس ولىّ ميّت يا كسى كه ولىّ به وى دستور مى دهد، در حالى كه پا وسربرهنه است از جاىِ پاهاى ميّت در قبر، وارد آن مى شود.
6 - ميّت را - ابتدا سر ميّت را - با تعظيم و احترام مى گيرد، و به ياد مى آورد كه دربرابر ديد و آگاهى خداوند - جلّ جلاله - است و اينكه اووكيل ميّت در اين جايگاه است .
7 - هنگام فرو بردن ميّت در قبر مى گويد:
اءللّهُمَّ، اجْعَلْها رَوْضَةً مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ، وَلاتَجْعَلْها حُفْرَةً مِنْ حُفَرِالنّارِ.
- خداوندا! اين [قبر] را بوستانى از بوستانهاى بهشت قرار بده ، و آن راگودال و چاله اى از چاله هاى آتش [جهنّم ] مگردان .
8 - و نيز مى گويد:
بِسْمِ اللّهِ، وَبِاللّهِ، وَفى سَبيلِ اللّهِ، وَ عَلى مِلَّةِ رَسُولِ اللّهِ(ص ). اءَللّهُمَّ، إِيماناًبِكَ، وَتَصْديقاً بِكِتابِكَ، هذا ما وَعَدَ اللّهُ وَرَسُولُهُ، وَ صَدَقَ اللّهُ وَ رَسُولُهُ. اءَللَّهُمَّ، زِدناإِيماناً وَ تَسْليماً.
- به نام خدا، و به [وسيله ] خدا، و در راه خدا، و بر آيينرسول خدا(ص )، خدايا، [اين كار را] از روى ايمان به تو، و تصديق كتابت [انجام مى دهم]، اين بود آنچه كه خداوند و رسولش وعده داده بودند، و خدا و رسولش راست گفتند.خداوندا، بر ايمان و تسليم ما بيافزاى .
9 - سپس ميّت را با حالت تسليم ميّت را به پيشگاه خداوند - جلّ جلاله - سپرده و نزد اوبه وديعه مى گذارد و در اين حالت هر چه كه خداوند - جلّ جلاله - بر قلب و كلامش جارىساخت ، مى گويد.
10 - سپس ميّت را بر سمت راست بدن و روبه قبله مى خواباند.
11 - بندهاى كفن او را از سمت سر و پاها مى گشايد.
12 - و گونه ميّت را از روى خاكسارى و ذلّت و براى جلب رحمت و عطوفت مولايش كهپروردگار پروردگاران است ، روى خاك مى نهد.
13 - مقدارى از تربت امام حسين (ع ) را همراه او قرار مى دهد، زيرا در روايت آمده كه آن مايهايمنى از عذاب است ، و چون اين منزل ، منزل هولناكى است انسان نياز دارد كه تا نهايتامكان براى رهايى از آن توسّل جسته و خود را از آن سلامت بدارد.
14 - در حديث آمده است كه پيامبر اكرم (ص ) فرمود: نخستين مژده اى كه به مؤمن داده مىشود، اين است كه به او گفته مى شود: خوش ‍ آمدى ، براستى كه خداوند تمام تشييعكنندگان تو را آمرزيد، و دعاى تمام استغفار كنندگان براى تو را استجابت فرمود، وگواهى تمام كسانى را كه به نفع تو شهادت دادند،قبول فرمود.(92)
15 - سپس امورى را كه ميّت در حال حياتش بدان معتقد بود (از آن جمله شهادت به يگانگىخداوند - جلّ جلاله - و رسالت رسول خدا - (ص ) - و امامت و بزرگوارى [ويا: خلافت وجانشينى ] ائمّه اهل بيتِ رسول خدا (ص ) را به او تلقين مى كند،
16 - بايد تلقين به وسيله كسى كه از اهل يقين است ، و نيز به نيّتِ اينكه جواب دوفرشته پرسش كننده در قبر است صورت بگيرد، تا اينكه خداوند - جلّ جلاله - به رحمتخويش به واسطه همين تلقين ، ميّت را از سؤال منكر و نكير كفايت فرموده و او را خشنود و چشم روشن گرداند.
17 - سپس خشت روى قبر چيده و مى گويد:
اءَلّلهُمَّ، صِلْ وَحْدَتَهُ، وَ آنِسْ وَحْشَتَهُ، وَ ارْحَمْ غُرْبَتَهُ، وَ اءَسْكِنْ إِلَيْهِ مِنْ رَحْمَتِكَ رَحْمَةًيَسْتَغْنى بِها عَنْ رَحْمَةِ مَنْ سِواكَ، وَاحْشُرْهُ مَعَ مَنْ كانَ يَتَوَلاّهُ.
- خداوندا، با او ارتباط برقرار كن و از تنهايى نجاتش بده ، و مونس ‍ وحشت و احساسِتنهايى اش باش ، و بر غربت او رحم آر، و از رحمت خويش چنان رحمتى به سوى اوگسيل بدار، كه از رحمت غير تو بى نياز گردد، و با كسانى كه دوستشان مى داشتمحشور فرما.
18 - وقتى چيدن خشت بر قبر را به پايان برد، از سمت پاهاى ميّت از قبر خارج مىشود.
19 - خاك روى قبر مى ريزد، و نيز تمام كسانى كه حضور دارند با كف دست ، خاك برروى قبر مى ريزند، مگر كسانى كه نسبتى با ميّت دارند.
20 - حال ريختن خاك مى گويند:
اِ نّا لِلّهِ، وَ إِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ، هذا ما وَعَدَاللّهُ، وَ صَدَقَ [الْمُرْسَلُونَ]، اءَلّلهُمَّ، زِدْنا إِيماناًوَ تَسْليماً.
- همانا ما از آن خداييم ، و تنها به سوى او باز مى گرديم ، اين بود آنچه كه خداوندبه ما وعده داده بود، و [فرستادگان خدا] راست گفتند، خدايا، بر ايمان و تسليم مابيافزاى .
21 - قبر را با خاك پُر نموده و به اندازه چهار انگشت از زمين بلند مى نمايند.
22 - قبر را مسطّح درست مى كنند.
23 - روى قبر آب مى پاشند.
24 - پاشيدن آب را از سمت سر قبر شروع مى نمايند، و سپس چهار سوى قبر را دور مىزنند تا اينكه باز به سر قبر برگردند. و اگر چيزى از آب اضافه ماند، بر وسطقبر مى ريزند.
نمازى كه بعد از دفن ميّت در كنار قبر خوانده مى شود
اين نماز ضرر و آسيب را از ميّت دور، و در نيكى به او محسوب مى شود. از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه رسول خدا(ص ) فرمود: وقتى ميت خود را دفن نموديد و از خاكسپارى اشفارغ شديد، وارث يا خويشاوند يا دوست او در كنار قبر ايستاده و دو ركعت نماز بخواند،در ركعت اوّل يك بار سوره فاتحه و دو سوره قُلْ اءَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَق ، وسوره قُلْ اءَعُوذُبِرَبِّ النّاس . معوذّتين ...(93) كيفيّت ركعت دوّم به اين صورت است كه سوره حمد واگر خواست سوره قُلْ هُوَاللّهُ اءَحَد، و سوره إِنّا اءَنْزَلْناه را بخواند، كه اين دو سوره ازسوره هاى مهمّى هستند كه در نمازهاى نافله خوانده مى شوند، و بعد ركوع و سجده بجاآورده و در سجده اش مى گويد:
سُبْحانَ مَنْ تَعَزَّزَ بِالْقُدْرَةِ، وَ قَهَرَ عِبادَهُ بِالْمَوْتِ.
- پاك و منزّه است خداوندى كه به قدرت خويش ، عزيز و سربلند، و با مرگ بربندگان چيره و سلطه دارد.
سپس سلام نماز را گفته و رو به قبر نموده و مى گويد: اى فلانى پسر فلانى ، ايننماز براى تو و يارانت باشد.
مسلّماً خداوند، عذاب و تنگى و فشار قبر را از او برطرف مى كند، و اگر از پروردگارشبخواهد كه مردان و زنان مؤمن و مسلمان ، اعمّ از زنده و مرده آنان را بيآمرزد، خداوند دعاىوى را درباره آنان مستجاب مى فرمايد.
و خداوند متعال به دوست او مى فرمايد: اى فلانى پسر فلانى ، چشم روشن باش ، كهخداوند - عزّوجلّ - تو را آمرزيد. و به خود نماز گزار نيز در برابر هر حرف ، هزار كارنيك عطا مى شود، و هزار گناه او محو مى شود. پس ‍ وقتى روز قيامت فرا رسيد، خداوندمتعال يك صف از فرشتگان را برمى انگيزاند كه او را تا دَرِ بهشت تشييع و بدرقهنمايند، و هنگامى كه داخل بهشت شد، هفتاد هزار فرشته بهاستقبال او مى آيند، كه با هر يك طبقى از نور است كه با دستمالى از اِسْتَبْرَق (94)پوشيده شده ، و در دست هر كدام كوزه اى از نور است كه در آن آبسَلْسَبيل (95) است . پس وى از آن طبق خورده و از آن آب مى آشامد، و خشنودى خداوندبزرگتر است .
شايد برخى به محض اطّلاع از اين نماز بگويند: تا كنون ديده نشده كه كسى در نزدميّت خود بعد از وفات او اين نماز را خوانده باشد.
جواب اين است كه : اگر سنن شرايع و احكام و مستحبّات اسلام را در نظر آورى ، مى بينىكه بيشتر آنها آثارش از بين رفته و انوارش خاموش ‍ گرديده است ، و اين نماز نيز كهنسبت به انجام آن كوتاهى مى شود، نمونه اى است ازامثال آن كه از بين رفته است . و ما در بعضى از تصنيفات خود احاديثى چند پيرامون اينمطلب ذكر كرديم كه : اگر حديثى درباره عبادتى به مكلّف برسد و وى بدانعمل كند، به سعادت آن دست مى يابد، اگرچه امر به آن صورت كه به او رسيدهنباشد(96)، و اين بخاطر كَرَم و بزرگوارى خداوند - جلّ جلاله - و كرامترسول خدا(ص ) مى باشد، و ما اين مطلب را به سند خود از محمّد بن يعقوب و ابنبابويه نقل نموديم .
و هنگامى كه اين امور پايان يافت فراغت پيدا كرد، هركس از حاضران كه خواهان نزديكىجستن به خداوندگار روز جزاست ، ميّت را زيارت مى نمايد.
كيفيّت زيارت قبور اموات
در روايت آمده كه محمّد بن مسلم مى گويد: به امام صادق (ع ) عرض ‍ كردم ؟ آيا مردگان رازيارت كنيم ؟ فرمود: بله . عرض كردم : آيا وقتى ما به زيارت آنها مى رويم صداى مارا مى شنوند؟ فرمود: بله ، به خدا سوگند، مسلّماً آنان از آمدن شما خبردار شده و شادمانمى گردند و با شما اُنس ‍ مى گيرند. وى مى گويد: عرض كردم : وقتى به زيارتايشان رفتيم چه بگوييم ؟ فرمود، بگو:
اءَلّلهُمَّ، جافِ الاَْرْضَ عَنْ جُنُوبِهِمْ، وَ صاعِدْ إِلَيْكَ اءَرْواحَهُمْ، وَلَقِّهِمْ مِنْكَ رِضْواناً،وَاءَسْكِنْ إِلَيْهِمْ مِنْ رَحْمَتِكَ ما تَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُمْ، وَ تُونِسُ بِهِ وَحْشَتَهُمْ، إِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ.
- خداوندا، زمين را از پهلوهايشان بر كنار فرموده و جايگاهشان را وسعت ده ، و ارواح آنانرا به سوى خود بالابر، و خشنوديى از جانب خود به ايشان ارزانى دار، و از رحمت خويشچنان رحمتى به سوى آنان گسيل دار كه و با ارتباط بر قرار كردن با آنان ايشان را ازتنهايى نجات ده ، و مُونس ‍ وحشت و احساسِ تنهايى شان گردى ، براستى كه تو برهرچيز توانايى .
در روايت ديگر صفوان بن يحيى مى گويد: به حضرت ابوالحسن امام كاظم (ع ) عرضكردم : آيا ميّت سلام كسى را كه به او سلام مى كند، و دعايى را كه شخص در نزد قبر اوبراى وى مى كند مى شنود؟ فرمود: بله ، آيا مردگان كفّار مى شنوند و مؤمنان نمىشنوند؟! (البتّه ما اين روايت را به صورت اختصارنقل نموديم .)
شايد مقصود از فرمايش حضرت (ع ) كه فرمود: مردگان كفّار مى شنوند، همانكافرانى باشد كه پيامبر اكرم (ص ) پس از كشتن و به چاه انداختن آنان در جنگ بدر بهآنها خطاب نمود كه : واقعاً آنچه را كه پروردگارم به من وعده داده بود، به صورتحقّ و راست يافتم .
بعد فرمود: براستى كه آنان مى شنوند، همان گونه كه شما مى شنويد.
و درباره زيارت اموات ، روايات فراوانى است كه ما آنها را در كتاب المزار الكبيرذكر نموده ايم .(97)
اشكال و جواب
ممكن است كه گفته شود: اين توضيحات در رابطه با احكام و آداب اموات ازاعمال شبانه روز نيست . در پاسخ مى گوييم : براهل توفيق پوشيده نيست كه طهارت با اقسام غسلها از توابع نماز است ، و مطالبى كه مامشروحاً پيرامون حالات اموات و ديگر مطالبى كه ذكر نموديم ، همگى از توابع آن امورمهمّ است .
و نيز همه آنچه كه ما به شرح بيان كرديم ، به صورتمفصّل تر از اين در فقه مطرح شده است ، كه ما به خاطر ترس از اطاله كلام ، آنها راذكر نكرديم .
فرستادن غذا براى افراد خانواده ميّت و اقامه مجلس عزا
از جمله مستحبّات مؤكّد بُردن عذا و خوراكى براى افراد خانواده و بستگان ميّت است ، و دراين مورد روايتى از پيامبر اكرم (عليه افضل الصّلاة و السّلام )نقل شده است . و نيز روايت شده كه سه روز براى ميّت مجلس ‍ عزا اقامه كنند، چنانكه درحديث آمده كه امام باقر (ع ) فرمود: از روز مرگ عملى كه ميّت ، سه روز براى او مجلسسوگوارى اقامه شود.
ذكر عملى كه پيش (98) از شب اوّل دفن انجام مى شود
حذيفة بن يمان مى گويد: رسول خدا(ص ) فرمودند: هيچ لحظه اى سخت تر از شباوّل دفن براى ميّت نيست ، پس با صدقه دادن نسبت به مردگانتان مهربانى كنيد؛ و اگرنيافتيد، دو ركعت نماز بخوانيد، به اين صورت كه : در ركعتاوّل يك بار فاتِحَةُ الْكِتاب و يك بار آيَةُ الْكُرسى و دوباره سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اءَحَد؛ ودر ركعت دوّم يك بار فاتِحَةُ الْكِتاب و ده بار سوره اءَلْهاكُمُ التَّكاثُر قرائت مى شود. ونمازگزار بعد از سلام نماز بگويد:
اءَلّلهُمَّ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ابْعَثْ ثَوابَهُما إِلى قَبْرِ ذلِكَ الْمَيِّتِ، فُلانِ بْنِفُلانٍ.
- خداوندا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست ، و ثواب اين دو ركعت نماز، را به قبر آن ميّت ،فلانى پسر فلانى ، برسان .
كه خداوند در همان لحظه ، هزار فرشته را به سوى قبر ميّتگسيل مى دارد كه هر كدام از آنان يك جامه و حُلّه (99) دارد، و تا روزى كه در صورقيامت دميده مى شود تنگى قبر او را مبدّل به وسعت مى كند، و به شماره هر چيز كه آفتاببر آن مى تابد به نماز گزار حسنه و كار نيك عطا شده ، و مقامشچهل درجه بالا برده مى شود.
با وفا بودن نسبت به اموات
نسبت به مردگان با وفا باش ، و حال كه رشته اميدوارى ميان تو و آنان گسسته است ،نسبت به آنان كوتاهى مكن ، و به ياد آور كه خداوند سبحان - جلّ جلاله - در برابر اينوفادارى ، چندين برابر آنچه را كه آرزو دارى ، و چندين برابر اخوّتى كه ميان تو وزندگان است ، عطا عنايت فرموده ، پس اگر باز نسبت بهبذل و بخشش خداوند بى اعتنايى كنى ، شايد اصلاً گفتار و وعده الهى را تصديق ننمودهاى .
نمازى هديه به اموات
و اگر خواست ، دو ركعت نماز بخواند و ثواب آن را بهاهل قبور مؤمن آن قبرستان هديه نمايد، و من آن دو ركعت را از مالك بن دينارنقل مى كنم كه وى گفت : شب جمعه بر گورستانى وارد شدم و ناگهان ديدم كه نورىدرخشان است . از روى تعجّب گفتم : لا إِلهَ إِلا اللّه ، گويى كه خداوند - عزّوجلّ -اهل اين گورستان را آمرزيده است . ناگهان شنيدم كه هاتفى از دور ندا مى كند و مىگويد: اى مالك بن دينار، اين هديه مؤمنان به برادران ايمانى شان ازاهل قبور است . گفتم : سوگند به خدايى كه تو را به زبان آورد، از تو مى خواهم كهبه من بگويى كه آن هديّه چيست ؟ گفت : مؤمنى در اين شب برخاست و وضوىكامل گرفت و دو ركعت نماز خواند و در هر ركعت يك بار سوره فاتِحَةُ الكتاب و سوره قُلْيا اءَيُّهَا الْكافِرُون ، و سوره قُلْ هُوَ اللّهُ اءَحَد قرائت نمود، و گفت :
اءَلّلهُمَّ، إِنّى قَدْ وَهَبْتُ ثَوابَها لاَِهْلِ الْمَقابِرِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ.
- خداوندا، براستى كه من ثواب آن را به مؤمنين اين قبرستان هديه نمودم .
و خداوند، روشنايى و نور و گشايش و شادمانى را از شرق و غرب و از هر سو بر ماداخل نمود.
مالك مى گويد: من همواره آن را در شبهاى جمعه مى خواندم ، تا اينكه پيامبر اكرم (ص ) رادر خواب ديدم و ايشان به من فرمود: اى مالك ، خداوند در برابر نورى كه به اُمّت منهديّه نمودى ، ثواب آن را آمرزش تو قرار داد.
سپس فرمود: خداوند در قصرى بهشتى كه مُنيف ناميده مى شود، خانه اى براى توبنا نمود.
عرض كردم : معناى مُنيف چيست ؟ فرمود يعنى مُشْرِفِ براهل بهشت .
اكنون مى گويم : ما هيچ چيز را از كرامت الهى دور نمى شماريم ، و نسبت به عقيده وضمير اين شخص مالك بن دينار خداوند آگاهتر است ، زيرا وى در زمانى مى زيستهكه تقيّه شديد در آن بوده است .
فصل چهاردهم : احكام و آداب تيمّم بدل از غسل ، و شرايط لباس و مكان نماز، و ادعيههنگام ورود به مسجد
احكام و آداب تيمّم
گذشت كه طهارت با خاك و تيمّم هنگام تنگى وقت و ترس از فوت نماز انجام مى شود، ونيز امورى كه آن را باطل مى كند ذكر شد(100). چنانكه گفتيم : تيمّم دَرِ رحمتى است كهخداوند - جلّ جلاله - گشوده ، و به واسطه آن بندگان را بر اسبابنيل به خشنودى اش رهنمون گرديده ، و با اين كار هشدار داده كه نماز از مهمّترينعبادتهاست ، و حتّى هنگام ضرورت و در هيچ حالتى ، از هيچ يك از مكلّفين ساقط نمىگردد.
كيفيّت تيمّم بدل از غسل
1 - هرگاه كه وقت نماز - خواه واجب باشد و خواه مستحبّ - تنگ شد، و غسلى بر انسان واجببود كه داخل شدن در نماز جز بعد از طهارت از آن جايز نبود، اگر نمازى كه مى خواهدبراى آن طهارت كند واجب باشد، نيّت تيمّم آن نيز به اين صورت است : تيمّم واجب بجامى آورم ، به جهت وجوب ، آن ، به گونه اى كه هر چيز كه باغسل كردن مباح مى گردد با آن نيز مباح و جايز شود، و بدين وسيله خداوند - جلّ جلاله - رااز آن جهت كه زيبنده عبادت و پرستش است ، عبادت مى نمايم .
2 - اگر نماز، مستحبّ باشد، تيمّم نيز مستحبّ و بقيّه نيّت آن به همان صورتى است كهتوضيح داديم .
3 - سپس مكلّف دستهايش را بر زمين يا هر چيزى كه در صورت پيدا نشدن خاك به جاى آنمى نشيند، مى زند، و دستها را به هم مى زند تا گرد و غبارش بريزد، و با هر دو دستاز ابتداى رستنگاه موى سر از بالاى پيشانى و تمام جبين و كنار پيشانى تا سَرِ بينىكه در سمت دهان قرار دارد (به همان صورتى كه پيش از اين ذكر نموديم ) مى كشد، وبعد دوباره دستها را بر زمين يا هر چيز ديگر جانشين آن مى زند، و آنها را به هم مى زندتا گردش بريزد، و با كفِ دستِ چپ ، پشت دست راست را از مَفْصَلى كه بين كف و بازوقرار دارد تا سر انگشتان دست راست مسح مى كند، و نيز با كفِ دستِ راستِ، پشتِ دست چپ رااز مفصلى كه بين كف و بازو قرار دارد تا سر انگشتان دست چپ مسح مى نمايد.
4 - وقتى اينها را انجام داد، هر چيز كه به واسطهغسل ، مباح و جايز بود، بدون كم و كاست جايز و مباح مى گردد. و هر چيز كهغسل را باطل مى كند، تيمّم بدل از طهارت كبرى يعنىغسل ، و تيمّم بدل از طهارت صغرى يعنى وضوء را نيزباطل مى كند. و اين مطلب در فصل دوازدهم نيز ذكر شده بود.
5 - اگر براى غسل دادن ميّت نيز، امكان نداشته باشد كه انسان از آب استفاده كند، بىكم و كاست به ترتيبى كه شخص زنده مكلّفِ بهغسل ، تيمّم مى كند، ميّت را تيمّم بدل از غسل مى كنند.
شرايط لباس و مكان نماز
در رابطه با گزينش جامه و مكان نماز، مهمّ اين است كه لباس و مكان نماز پاكيزهباشند، به گونه اى كه نماز خواندن در آن دو براى انسان مباح و جايز باشد. خواه مِلْكِانسان باشند و يا از كسى عاريه و يا اجاره نموده و يا به صورتى غير از اينها براىاو مباح باشند.
صدق در پوشيدن لباس و مقصود از آن
و ديگر اينكه نماز گزار در پوشيدن لباس براى نماز، صادق باشد، و معناى صادق آناست كه : باطنش با ظاهرش كه مى گويد آن لباسها را جز براى خدا و جز براى انجامعباداتى كه خداوند اراده نموده نپوشيده ام ، باهم سازگار و موافق باشند؛ زيرا اگرقصدش از پوشيدن لباس ، لذّت نَفْس و دل باشد، در نزد خدا از اين جهت كه ادّعا مى كندلباس را تنها براى نماز يا براى پروردگارش پوشيده ، دروغگو محسوب مى شود؛ وهمچنين اگر لباس ‍ را براى افزون طلبى و فخر و نزديكى جستن به دلهاى بندگانپوشيده باشد، ولى چنين اظهار كند كه آن را براى خدمت و بندگى خداوندى كه سلطانمعاد است پوشيده ، دروغگو خواهد بود.
بنابراين ، واجب است كه در پوشيدن لباس صادق باشد، و گرنه حضرت حقّ را كوچكشمرده ، و مستحقّ آن است كه خداوند - جلّ جلاله - از خطاب و پاسخ و پاداش دادن به اوروى گردان باشد.
ديگر احكام لباس نمازگزار
نماز خواندن مرد در لباس ابريشم خالص كه ساتر عورت باشد، در صورتى كهنمازگزار بداند كه لباس ابريشمى پوشيده صحيح نيست ، مگر اينكه در جنگ بپوشد وپوشيدن آن به صلاح جنگجو بوده و ناچار از پوشيدن آن باشد. البتّه توضيح بحثلباس نمازگزار و لباس حلال و مستحبّ و حرام و مكروهمفصّل است كه اگر در اينجا ذكر شود، بيم آن است كه مطلب به درازا بكشد.
اخلاص و حضور قلب در انتخاب مكان نماز
در رابطه با گزينش مكان نماز نيز بهترين جا براى نمازگزار، مكانى است كه بنده درآنجا حضور قلب داشته و با دل به ياد خداوند - جلّ جلاله - بوده ، و حقّ حُرمت عظمت الهى وادب خاكسارى عبوديّت و بندگى را مراعات نمايد، و نسبت به اخلاص و اختصاصاعمال براى پروردگار نزديكتر بوده ، و به دور از چيزهايى باشد كه باطن و ظاهرانسان را از ايستادن در پيشگاه خداوندى كه مولى و مالك انسان و با عظمت تر از همگان وخداوندگار دنيا و آخرت است ، به خود سرگرم مى سازند.
صدق در انتخاب مكان نماز و مقصود از آن
و نيز نمازگزار بايد در اختيار مكان براى خدمت و بندگىِ خداوند پادشاه بسيار پاداشدهنده ، صادق باشد، و معناى صادق بودن آن است كه باطنش ‍ با ظاهرش كه مى گويد:قصدم از حضور در اين مكان و ايستادن در اينجا جز براى خداوند - جلّ جلاله - و طلبخشنوديهاى او نيست ، موافقت داشته باشند.
در بعضى از داستانها آمده است كه : يكى از خواصّ و برگزيدگان در خلوت و تنهايىمشغول عبادت خداوند - جلّ جلاله - بود، و در نزديكى او درختى وجود داشت كه پرنده هايىدر آن زندگى مى كردند. وى سجّاده خود را به زير آن درختانتقال داد، تا به درخت و آواز پرندگان كه در درخت بودند اُنس بگيرد، ولى از ناحيهخداوند - جلّ جلاله - معاقَب شده و به او گفته شد كه : آيا اُنس با ما آن قدر ارزش نداشتكه تو را از درخت و پرندگان بى نياز نمايد؟ وى توبه نمود و دانست كه با اين اُنسگرفتن ، خود را به خطر انداخته است .
و نيز در برخى از داستانهاى اهل محاسبه و مراقبه ديدم كه بعضى از آنها كه با نشاط واهتمام و سرور مشغول نماز بود، به درگاه خدا عرض كرد: اى پروردگار من ، آيا دررابطه با حضور قلب و اقبال و توجّه قلبى در نماز چيزى باقى مانده كه من نياز داشتهباشم پيش از مرگ اصلاحش كنم ؟ گفته شد: بله ، تو به نسيم سحرگاهان اُنس مىگيرى ، و چيز ديگرى غير از ما، تو را به نشاط مى آورد، و صفات خواصّ ابرار وبرگزيدگان چنين نمى باشد، پس در خدمت و بندگى تو شرك ، و انگيزه ديگر غير ازآنچه كه ما از اخلاص ‍ عبوديّت مى خواهيم ، وجود دارد.
بهترين مكان براى نماز
اگر حالِ بنده اى كه به نماز مكلّف است مقاوم و استوار باشد، به گونه اى كه بهتغيير مكانها، اخلاص و اختصاصش ديگرگون نگردد،افضل آن است كه در انتخاب مكانهاى نماز و جايگاههاى دعا، هر مكان و جايگاهى را كه شرعمقدّس به آن فضيلت داده انتخاب و پيروى نمايد، كه با فضيلت ترين آنها خانه هاىخداوند - متعال و جلّ جلاله - و مساجد است كه مخصوص ‍ عبادت اوست ، و برترين مسجدها،مسجدُالحَرام و مسجد مدينه باشد. و البتّه مطلب در اين رابطه بسيار است و ما تنها مقدارىاز آن را كه آماده است ، در اين راستا و بر اساس روايت ذكر مى كنيم .
ذكر فضيلت بعضى از مساجد و تفاوت نماز خواندن در آنها
1 - از آن جمله در روايت آمده كه مولايمان علىّ بن ابى طالب (ع ) پيوسته مى فرمود:هركس به مسجد رفت و آمد كند، يكى از هشت چيز را به دست مى آورد: برادرى كه در راهخشنودى خدا از او بهره ببرد، يا علم و دانشى نو و زيبا، يا آيه محكم از قرآن كريم ، ياسخنى كه او را بر هدايت رهنمون گردد، يا كلامى كه او را از هلاكت رهايى بخشيده وبرگرداند، يا سنّت و روشى كه از آن پيروى كند، يا رحمتى از جانب خداوند كهانتظارش ‍ را مى كشيده ، يا گناهى كه آن را به خاطر ترس از پروردگار يا از روىشرم ترك مى كند.
2 - نيز در روايت آمده كه امام صادق (ع ) فرمود: هركس به مسجد برود، بر هيچ تر وخشك قدم نمى گذارد، مگر اينكه آن چيز تا زمينهاى هفتگانه براى او تسبيح مى گويد.
3 - همچنين در روايت آمده كه امام صادق (ع ) بهنقل از پدر بزرگوار از پدران بزرگوارش از علىّ (ع ) فرمود: يك نماز در بيتالمقدّس هزار و يك نماز سپاس شود، و در مسجد اَعْظَم صد و يك نماز، و در مسجد قبيله بيستو پنج نماز، و در مسجد بازار دوزاده نماز، و نماز خواندن در خانه به تنهايى ، تنها يكنماز محسوب مى گردد.
ناگفته نماند كه در فضيلت نماز گزاردن در مسجد الحرام و مسجد النبىّ - عليهافضل الصّلاة والسّلام - و مسجد كوفه احاديث معروف و فراوانىنقل شده است .
كيفيّت دخول در مسجد
كيفيّت دخول در مسجد بر اساس دو روايتى كه از مولايمان امام صادق - صلوات اللّه عليه- و امام حسن عسگرى (ع ) كه از ابتداى وارد شدن در مسجد تا روبه قبله ايستادن در جاىخواندن نماز را شامل مى شوند، و ما آن دو را باهم مخلوط نموده و باهم ذكر مى كنيم ، بدينترتيب وقتى انسان خواست وارد مسجد شود، روبه قبله ايستاده و مى گويد:
بِسْمِ اللّهِ، وَ بِاللّهِ، وَ مِنَ اللّهِ، وَ إِلَى اللّهِ، وَ خَيْرُ الاَْسْماءِ لِلّهِ، تَوَكَّلْتُ عَلى اللّهِوَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ، اءَلّلهُمَّ افْتَحْ لى بابَ رَحْمَتِكَ وَ تَوْبَتِكَ، وَ اءَغْلِقْ عَنّىاءَبْوابَ مَعْصِيَتِكَ، وَاجْعَلْنى من زُوّارِكَ وَ عُمّارِ مَساجِدِكَ، وَ مِمَّنْ يُناجيكَ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ،وَ مِنَ الَّذينَ عَلى صَلَواتِهِمْ يُحافِظوُنَ، وَ اَدْحَرْ عَنِّى الشَّيْطانَ [الرَّجيمَ] وَ جُنُودَ إِبْليسَاءَجْمَعينَ.
- به نام خدا، و به وسيله خدا، و از خدا، و به سوى خدا، و بهترين نامها [و كمالات ]براى خداست ، بر خداوند توكّل مى نمايم ، و هيچ دگرگونى و نيرويى به غير خداوندوجود ندارد، خداوندا، دَرِ رحمت و توبه ات را بر من بگشاى ، و درهاى معصيت و نافرمانىات را به روى من ببند، و مرا از زيارت كنندگان خود و آباد كنندگان مساجدت ، و ازكسانى كه شبانه روز با تو مناجات مى نمايند، و از آنان كه بر نمازهايشان محافظتدارند، قرار ده ، و شيطان [رانده شده ] و همه لشگرهاى ابليس را از من دور فرما.
سپس با پاى راست وارد مسجد شده و مى گويد:
اءَلّلهُمَّ، افتَحْ لى بابَ رَحْمَتِكَ وَ تَوْبَتِكَ، وَ اءَغْلِقْ عَنّى بابَ سَخَطِكَ وَ بابَ كُلِّمَعْصِيَةٍ هِىَ لَكَ. اءَلّلهُمَّ، اءَعْطِنى فى مَقامى هذا جَميعَ ما اءَعْطَيْتَ اءَوْلِياءَكَ مِنَ الْخَيْرِ، وَاصْرِفْ عَنّى جَميعَ ما صَرَفْتَهُ عَنْهُم مِنَ الاَْسْوآءِ وَ الْمَكارِهِ، رَبَّنا، لا تُؤ اخِذْنا إِنْنَسينا اءَوْ اءَخْطَاءْنا، [رَبَّنا، وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذينَ مِنْ قَبْلنا.]رَبَّنا، وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ، وَاعْفُ عَنّا، وَاغْفِرْلَنا، وارْحَمْنا. اءَنْتَ مَوْلانا،فَانْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْكافِرينَ (101)
اءَلّلهُمَّ، افْتَحْ مَسامِعَ قَلْبى لِذِكْرِكَ، وَارْزُقْنى نَصْرَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ ثَبِّتْنى عَلى اءَمْرِهِمْ،وَ صِلْ ما بَيْنى وَ بَيْنَهُمْ، وَ احْفَظْهُم مِنَ بَيْنِ اءَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ اءَيْمانِهِمْ وَ عَنْشَمآئِلِهِمْ، وَامْنَعْهُمْ اءَنْ يُوصَلَ اِلَيْهِمْ بِسُوَّءٍ.
اءَلّلهُمَّ، إِنِّى زآئِرُكَ فى بَيْتِكَ. وَ عَلى كُلِّ مَاءْتِىٍ حَقُّ لِمَنْ اءَتاهُ وَ زَارَهُ، وَ اءَنْتَ اءَكْرَمُمَاءْتِّىٍ وَ خَيْرُ مَزُورٍ وَ خَيْرُ مَنْ طُلِبَ إِلَيْهِ الْحاجاتُ، وَ اءَسْاءَلُكَ يا اءَللّهُ، يا رَحْمانُ، يارَحيمُ، بِرَحْمَتِكَ الَّتى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَ بِحَقِّ الْوِلايَةِ، اءَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ، وَ اءَنْ تُدْخِلَنِى الْجَنَّةَ، وَ تَمُنَّ عَلَىَّ بِفَكاكِ رَقَبَتى مِنَ النّارِ.

- خدايا، دَرِ رحمت و توبه ات را به روى من بگشاى ، و دَرِ ناخشنودى و در تمام گناهان ومعاصى را به روى من ببند. خداوندا، در همين جا تمام خيراتى را كه به اولياء خويشعنايت فرمودى به من نيز ارزانى دار، و همه بديها و ناخوشاينديهايى را كه از آنانبازداشتى از من باز دار. پروردگارا، اگر فراموش يا خطا كرديم بر ما مگير،[پروردگارا، سنگينى و تكليف سخت بر دوش ما مَنِهْ، همچنانكه بر دوش كسانى كه پيشاز ما بودند نهادى ] پروردگارا، ما را به آنچه كه توان آن را نداريم مكلّف منما، و از مادرگذر، و مورد مغفرت و رحمت خويش قرار ده ، تويى سرپرست ما، پس ما را بر گروهكافران يارى فرما.

خدايا، گوشهاى دلم را به ذكر و يادت بگشاى ، و ياورىآل محمّد را روزى ام گردان ، و مرا بر امر [ولايت ] آن بزرگواران استوار بدار، و پيوندميان من و ايشان را برقرار دار، و ايشان را از [گزند دشمنان ] از پيشارو و پشت سر ودست راست و چپ شان محافظت فرما، و از رسيدن شرّ و بدى به ايشان جلوگيرى نما.خداوندا، من به خانه تو و به زيارت تو آمده ام ، و هر كه به سوى كسى برود وزيارتش نمايد بر كسى كه زيارتش نموده حقّى دارد. و تو بهترين كسى هستى كه برتو وارد مى شوند و بهترين زيارت شونده و بهترين كسى هستى كه حوايج از درگاهتدرخواست مى شود. اى خدا، اى رحمان ، اى رحيم ، به خاطر آن رحمتت كه هر چيز رافراگرفته ، و به حقّ ولايت ، از تو خواستارم كه بر محمّد وآل محمّد درود فرستى ، و مرا وارد بهشت گردانى ، و به من منّت بگذار و از آتش جهنّم آزادنما.

و هنگامى كه به جايى كه مى خواهى نماز بخوانى رسيدى ، رو به قبله نما و بگو:
اءَلّلهُمَّ، إِنّى اءُقَدِّمُ إِلَيْكَ مُحَمَّداً نَبِيَّكَ نَبِىَّ الرَّحْمَةِ وَ اَهْلَ بَيْتِهِ الاَْوْصِيآءِ الْمَرْضِيّينَبَيْنَ يَدَىْ حَوآئِجى ، وَ اءَتَوَجَّهُ بِهِمْ اِلَيْكَ، فَاجْعَلْنى بِهِمْ عِنْدَكَ وَجيهاً فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ. اءَلّلهُمَّ، اجْعَلْ صَلاتى بِهِمْ مَقْبُولَةً، وَ دُعآئى بِهِمْ مُسْتَجاباً، وَذَنْبى بِهِمْ مَغْفُوراً، وَ رِزْقى بِهِمْ مَبْسُوطاً، وَ انْظُرْ إِلَىَّ بِوَجْهِكَ الْكَريمِ نَظْرَةًاءَسْتَكْمِلُ بِهَا الْكَرامَةَ وَالاْ يمانَ، ثُمَّ لاتَصْرِفْهُ إ لاّ بِمَغْفِرَتِكَ وَ تَوْبَتِكَ. (رَبَّنا، لاتُزِعْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا، وَ هَبْ لنا مِنْ لَدُنْكَ رِحْمَةً، إِنَّكَ اءَنْتَ الْوَهّابُ.(102)
اءَلّلهُمَّ، إِلَيْكَ تَوَجَّهْتُ، وَ رِضاكَ طَلَبْتُ، وَ ثَوابَكَ ابْتَغَيْتُ، وَ بِكَ آمَنْتُ، وَ عَلَيْكَتَوَكَّلْتُ، اءَلّلهُمَّ، اءَقْبِلْ عَلَىَّ [يا: إ لَىَّ] بِوَجْهِكَ، وَ اءَقْبِلْ إِلَيْكَ بِقَلْبى ، اءَلّلهُمَّ،اءَعِنّى عَلى ذِكْرِكَ وَ شُكْرِكَ وَ حُسْنِ عِبادَتِكَ. اَلْحَمْدُلِلّهِ الَّذى جَعَلَنى مِمَّنْ يُناجيهِ.اءَلّلهُمَّ، لَكَ الْحَمْدُ عَلى ما هَدَيْتَنى ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَلى ما فَضَّلْتَنى ، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى مارَزَقْتَنى ، وَ لَكَ الْحَمْدُ عَلى كُلِّ بَلا ءٍ حَسَنٍ ابْتَلَيْتَنى ، اءَلّلهُمَّ، تَقَبَّلْ صَلاتى ، وَتَقَبَّلْ دُعآئى ، وَ اغْفِرْلى ، وَارْحَمْنى ، وَ تُبْ عَلَىَّ، إِنَّكَ اءَنْتَ التَّوّابُ الرَّحيمُ.

- خدايا، براستى كه من حضرت محمّد، پيامبرت ، پيامبر رحمت ، واهل بيتش اوصياءِ مورد پسندت را در پيشاپيش خواسته هايم مقدّم مى دارم ، و به واسطهآنان به سوى تو توسّل مى جويم ، پس مرا به واسطه ايشان در دنيا و آخرت در نزدخويش آبرومند، و از مقرّبان درگاهت قرار ده . خداوندا، نمازم را به واسطه آنانقبول ، و دعايم را به خاطر آنان مستجاب ، و گناهانم را به جهت آنان آمرزيده ، و روزى امرا به خاطر آنان وسعت ده ، و به وجه [و اسماء و صفات ] گرامى ات ، يك نگاه و گوشهچشمى به من بنما به گونه اى كه كرامت و ايمانم به آنكامل گردد، آنگاه نگاهت را از من برگردان مگر اينكه مرا آمرزيده و توبه ام را پذيرفتهباشى .
پروردگارا، بعد از آنكه هدايتمان فرمودى دلهايمان را منحرف مفرما، و رحمتى از جانبخويش ارزانى مان دار، براستى كه تويى بسيار بخشنده .
خداوندا، تنها به سوى تو متوجّه شدم ، و تنها خشنودى تو را خواستارم و فقط ثواب تورا خواهانم ، و تنها به تو ايمان آورده و فقط بر توتوكّل نمودم . خدايا، با وجه [و اسماء و صفات ]ات به سوى من روى كن ، ودل مرا رو به سوى خود كن ، خداوندا، مرا بر ذكر و شكر و سپاسگزارى و عبادت نيكويتيارى فرما، سپاس خدايى را كه مرا از كسانى قرار داد كه با او مناجات مى كنند، خدايا،حمد و ستايش بر تو به خاطر اينكه مرا هدايت فرمودى ، و سپاس تو را به جهت اينكهمرا فضيلت دادى ، و ستايش تو را به خاطر اينكه مرا روزى دادى ، و سپاس تو را بهجهت هر گرفتارى نيكويى كه مرا بدان گرفتار و امتحان نمودى ، خدايا نمازم راقبول ، و دعايم را مستجاب فرما، و مرا بيآمرز و بر من رحم آر، و توبه ام را بپذير،براستى كه بسيار توبه پذير و مهربان هستى .
بهترين مكان براى خواندن نماز واجب و مستحبّ
و توجّه داشته باش كه خواندن نماز نافله در غير مسجدافضل است ، و بپا داشتن نماز واجب در مساجد اكمل مى باشد، و ما اين مطلب را بهتفصيل درآينده بر اساس آنچه كه خداوند - جلّ جلاله - ما را آگاه نموده با استفاده از آنچهكه خداوند به ما آموخته و احسان فرموده ، ذكر خواهيم نمود. ان شاء اللّه تعالى .
فصل پانزدهم : تعيين نخستين نماز واجب و اينكه آن همان صَلاةِ وُسْطى است .
نماز ظهر نخستين نماز واجب
مفهوم رواياتى كه در اين باره وارد شده و به اعتقاد ما به صحّت و صواب نزديكتر است، آن است كه نخستين نمازى كه بر بندگان واجب شده ، نماز ظهر است ، كه دو ركعت بوده .و روايات در اين باره بسيار است ، و نيازى به ذكر آنها نيست ، زيرا اين مطلب در نزدبرگزيدگان و حضرات معصومين (عليهم السلام ) كه الگوى ما هستند روشن است .
نماز ظهر، همان صَلوة وُسْطى است
1 - و امّا اينكه آن همان صَلاةِ وُسْطى است ، در روايتى از امام باقر(ع ) در پاسخِپرسش از فرمايش خداوند كه مى فرمايد:
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلاةِ الْوُسْطى . (103)
- بر تمام نمازها و بخصوص بر نماز ميانه محافظت كنيد.
آمده كه فرمود: آن نماز ظهر است ، و در همان وقت خداوند نماز جمعه را واجب فرمود، در آنروز، وقتى است كه هيچ بنده مسلمانى در آن لحظه از خداوند خيرى را نمى خواهد، مگراينكه خدا به او عطا مى فرمايد.
2 - و نيز از امام باقر(ع ) روايت شده كه : زن حسن بن علىّ دستور داد كه مُصْحَف وقرآنى بنويسند، هنگامى كه نويسنده به آيه حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِالْوُسْطى رسيد حضرت امام حسن (ع ) به او فرمود: حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَالصَّلوةِ الْوَسْطى وَ صَلوةِ الْعَصْرِ، وَ قُومُوا لِلّهِ قانِيتنَ. يعنى بر تمامنمازها و به خصوص نماز وسطى و نماز عصر محافظت كنيد، و با حالت فروتنى براىخدا قيام نموده و خدا را عبادت كنيد.
3 - در حديث است كه امام صادق (ع ) فرمود: بر تمام نمازها، و بويژه بر نماز وسطىو نماز عصر محافظت نماييد، و با حالت خضوع و فروتنى براى خدا قيام كنيد و خدا راعبادت كنيد.
4 - همچنين از طريق اهل تسنّن وارد شده كه ابن عمر گفت : حفصه دختر عُمَر دستور داد كهمصحف و قرآنى براى او نوشته شود، و به نويسنده گفت : وقتى به آيه نماز رسيدى ،به من نشان ده تا دستور دهم كه آن را به همان صورت كه ازرسول خدا (ص ) شنيده ام بنويسى ، وقتى وى آن را به او ارائه داد، دستور داد كهبنويسد: بر همه نمازها و به خصوص بر نماز وُسْطى و نماز عصر محافظت نماييد، وبا حالت خضوع و فروتنى براى خدا قيام نموده و خدا را عبادت كنيد.
5 - و ابو جعفر بن بابويه نيز در كتاب مَعانِى الاخبار در باب معناى نماز وسطىمشابه اين حديث را از عايشه روايت نموده است .(104)
6 - و نيز عبداللّه بن سليمان بن اشعث سجستانى در جزءاوّل كتاب جمعُ الْمَصاحِف شش حديث پيرامون اينكه اين آيه شريفه به همينصورت در مُصْحف عايشه بوده ، و هشت حديث درباره اينكه آيه شريفه به همين صورت درمُصْحَف حَفْصه ، و دو حديث درباره اينكه به همين صورت در مُصْحَف اُمِّ سَلَمه بوده ،ذكر كرده است .
بنابراين ، تعيين اينكه نماز وسطى همان نماز ظهر است از هر طريق فَريقَيْن (شيعه وسنّى ) روايت شده است .
8 - همچنين شيخ بزرگوار محمّد بن على كراجكى در نامه اى كه به فرزند خويش نوشته، در رابطه با فضيلت نماز ظهر روز جمعه ذكر كرده (درست به همين لفظ ) كه : اىفرزند عزيزم ، براى نماز ظهرِ اين روز شرافت بزرگى است ، و آن اوّلين نمازى استكه بر سرورمان رسول خدا(ص ) واجب شده است . و روايت شده كه آن ، همان نماز وُسْطىاست كه خداوند متعال در امر به محافظت بر تمام نمازها، آن را به صورت جداگانه ذكرنموده و فرموده - جَلَّ مِنْ قائِلٍ - كه : حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلوةِ الْوُسْطى.
9 - و كراجكى نيز حديثى را كه ما پيشتر بهنقل از زراره از محمد بن مسلم ذكر نموديم ، روايت كرده است .
10 - همچنين در يكى از كتابهاى اصول به نقل از ابى بصير آمده كه امام صادق (ع )فرمود: نماز وسطى همان نماز ظهر است ، و آن نخستين نمازى است كه خداوند بر پيامبرگرامى اش (ص ) نازل فرموده است .
11 - و باز در نسخه قديمى و زيباى كتاب تفسير قرآن از صادِقَيْن (امام صادق و باقر)(عليهماالسلام ) كه هم اينك نيز در نزد ما موجود است ، چهار حديث به چند طريق از امامباقر و صادق (عليهماالسلام ) ديدم كه : نماز وسطى همان نماز ظهر است . ورسول خدا(ص ) پيوسته مى فرمودند: بر همه نمازها و به خصوص بر نماز وسطىمحافظت نماييد.
12 - همچنين در آن كتاب بعد از اين احاديث ، دو حديث ديگر نيز در اين باره ذكر نموده است.
13 - افزون بر اين ، ابوجعفر محمّد بن بابويه در كتاب معانِى الاخبار نيز نظرشاين است كه : نماز وُسْطى ، همان نماز ظهر است و رواياتى از سوى طريقَيْن (شيعه وسنّى ) در اين باره ذكر نموده است .
14 - همچنين وى در كتاب مدينة العلم روايت كرده كه امام صادق (ع ) فرمود: نمازوسطى همان نماز ظهر، و نخستين نمازى است كه خداوند بر پيامبرش (ص ) واجب فرمودهاست .
معناى وُسْطى
1 - شايد مراد از وُسْطى همان عُظمى و نماز بزرگ باشد، چنانكه خداوندمتعال در جاى ديگر مى فرمايد:
وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ اءُمَّةً وَسَطاً. (105)
- و اينچنين خداوند شما را امّت بزرگى قرار داد.
2 - ممكن است كه به معناى نماز ميانه باشد، زيرا نماز ظهر ما بينِ دو نماز ازنمازهاى روز (صبح و عصر) واقع است ، و نيز در ميانه و وسطِ ظهر قرار دارد.
در شگفتم كه چگونه تعظيم نماز ظهر و اينكه آن همان نماز وسطى است بر بعضى مخفىمانده است ، با اينكه :
اوّلاً: همگان اتّفاق دارند كه آن ، اوّلين نمازى است كه واجب شده .
ثانياً: كه نماز جمعه اى كه واجب است در آن وقت واقع است .
ثالثاً: وقتى كه دعا در آن مستجاب مى شود در آن قرار دارد.
رابعاً: آن هنگام ، وقتِ گشوده شدن درهاى آسمان و وقتِ نماز اَوّابين است .
خامساً: وجود اينكه در روايت نماز عصر بر آن عطف شده (106) و امور ديگر از اينقبيل .
فصل شانزدهم : اعمال وقت زوال آفتاب و ظهر
دعا و تضرّع و زارى
وقت زوال و ظهر، جايگاه ويژه براى اجابت دعا، و تضرّع و زارى است .
1 - در روايت آمده كه عبداللّه بن حمّاد انصارى مى گويد: شنيدم كه امام صادق (ع )فرمود: هنگامى كه آفتاب به نقطه زوال مى رسد و ظهر مى شود، درهاى آسمان و درهاىبهشت ها گشوده مى شود، و حاجتهاى بزرگ برآورده مى گردد. وى مى گويد: عرضكردم : تاچه هنگام ؟ فرمود: به مقدارى كه بتوان چهار ركعت نماز به آرامى بجاآورد.
2 - نيز در روايتى محمّد بن مسلم مى گويد كه از امام باقر (ع ) درباره ركود و بر جاىماندن آفتاب در هنگام زوال و ظهر پرسيدم . حضرت (در ضمن حديث طولانى كه ما مطالبغير مرتبط به بحث را حذف نموده ايم ) فرمود: اى محمّد، چقدر جثّه تو كوچك و پرسشتمُشكل است . ولى تو شايسته جواب هستى ، سپس فرمود: وقتى شعاع آفتاب به مُنتهاىِعرش ‍ مى رسد، فرشتگان ندا مى دهند كه :
لا إِلهَ إِلا اللّهُ، وَاللّهُ اءَكْبِرُ، وَسُبْحانَ اللّهِ، وَ الْحَمْدُللّهِ الَّذى لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْيَكُنْ لَهُ شَريكٌ فِى الْمُلْكِ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِىُّ مِنَ الذُّلِّ، وَ كَبِّرْهُ تَكْبيراً.

- معبودى جز خداوند نيست ، خداوند بزرگتر است ، و پاك و منزّه است خداوند، و حمد وسپاس خدايى را كه كسى را به فرزندى نگرفته ، و هيچ شريكى در سلطنت وفرمانروايى ندارد، و هيچ سرپرست و يارى گرى از روى ذلّت و ناتوانى براى اووجود ندارد، و او را با بزرگ دانستن ويژه بزرگتر بدان .
وى مى گويد: عرض كردم : فدايت گردم ، آيا برگفتن اين سخن در هنگامزوال محافظت نمايم ؟ فرمود: بله ، بر آن محافظت كن ، چنانكه از چشمانت محافظت مىكنى ، همواره ملائكه با همين تسبيح ، خداوند متعال را در آن فضا تسبيح مى گويند، تااينكه آفتاب غروب مى كند.
3 - همچنين در روايتى آورده ، آمده است : امام باقر (ع ) فرمود كهرسول خدا(ص ) فرمودند: هنگامى كه آفتاب به نقطهزوال رسيد و ظهر شد، درهاى آسمان و درهاى بهشتها گشوده مى گردد، و دعا مستجاب مىشود، پس خوشا به حال كسى كه عمل شايسته اى از او در اين هنگام بالا برده شود!
4 - به نقل ديگر در ادامه روايت فوق از امام باقر (ع ) آمده است پس ‍خوشحال به حال كسى كه در اين هنگام عمل شايسته اى براى او به بالا برده شود.
5 - در فصلچهل ويكم همين كتاب كه پيرامون دعاهاى ساعات مى باشد نيز برخى از روايات پيرامونعلّت گشوده شدن درهاى آسمان براى دعا در هنگامزوال را ذكر خواهيم كرد.(107)
6 - باز در حديثى آمده كه امام باقر(ع ) فرمود: هنگامى كه آفتاب به نقطهزوال مى رسد، درهاى آسمان گشوده مى گردد، و بادهاى رحمت الهى به وزش در مى آيد، وحاجتهاى بزرگ در آن هنگام برآورده مى شود.
7 - در روايت ديگر به نقل از امام صادق (ع ) آمده كه : اگر حاجتى به درگاه خداوندداشتى ، در هنگام زوال آفتاب آن را بخواه .
8 - و بالاخره روايت شده كه امام باقر(ع ) فرمود: پدر بزرگوارم پيوسته مىفرمود: اگر حاجتى به درگاه الهى داشتى ، در همين ساعت و لحظه ، يعنى هنگامزوال آفتاب بخواه .
ذكر دعاهايى كه جهت استجابت دعا پيش از آن خوانده مى شود
حال كه اين وقت ، وقتِ ويژه اجابت دعا و رسيدن به اميد، و دَرِ گشوده رحمت الهى است كهخداوند - جلّ جلاله - به سوى آن رهنمون شده است . ما نيز افزون بر ذكر صفاتى كهسزاوار است دعا كننده متّصف به آن باشد كه گذشت .(108) در اينجا نيز دعاهايى چندكه شايسته است كسى كه مى خواهد دعايش ردّ نشود، انجام دهد، ذكر مى نماييم :
1 - در روايت آمده كه حضرت ابى الحسن علىّ بن محمّد عسگرى (ع ) بهنقل از پدران بزرگوارش (عليهم السلام ) فرمود: هركس اين دعا را [كه درذيل مى آيد] پيش از دعا بخواند، دعايش مستجاب مى گردد.
2 - در روايت ديگر آمده كه امام صادق (ع ) فرمود: هركس دوست داشته باشد كه دعايشردّ نشود، پيش از دعا بگويد:
ما شآءَ اللّهُ تَوَجُّهاً إِلَى اللّهِ، ما شآءَ اللّهُ تَعَبُّداً للّهِِ، ماشآءَ اللّهُ تَلَطُّفاًللّهِِ، ما شآءَاللّهُ تَذَلُّلاً للّهِِ، ماشآءَ اللّهُ اسْتِنْصاراً بِاللّهِ، ما شآءَ اللّهُ اسْتِكانَةً للّهِِ، ما شآءَ اللّهُتَضَرُّعاً إِلَى اللّهِ، ما شآءُ اللّهُ اسْتِغاثَةً بِاللّهِِ، ماشآءَ اللّهُ اسْتِعانَةً بِاللّهِ، ماشآءَاللّهُ لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىّ الْعَظيمِ.

- ما شآءَ اللّه (يعنى هر چه خدا خواست همان مى شود) از روى توجّه به سوى خدا، ما شاءاللّه از روى پرستش خداوند، ماشآءاللّه از روى اظهار فروتنى به درگاه الهى ،ماشاءاللّه از روى اظهار ذلّت و افتادگى به درگاه الهى ، ماشآءاللّه از روى يارىجويى از خداوند، ماشآءاللّه از روى خضوع و استكانت براى خداوند، ماشآءاللّه از روىتضرّع و زارى به درگاه الهى ، ماشاءاللّه از روى كمك طلبى و پناهنده شدن بهخداوند، ماشاءاللّه از روى ياورى جستن از خداوند، هر چه خدا بخواهد همان مى شود، هيچدگرگونى و نيرويى وجود ندارد مگر به [وسيله ] خداوند بلند مرتبه بزرگ .
3 - از جمله دعاها و تضرّعهايى كه هنگام ظهر گفته مى شود، دعايى است كه جدّم ابىجعفر طوسى در مصباح كبير(109) ذكر فرموده ، كه از دعاهاى سرّ است :
اءَللَّهُمَّ، رَبَّنا، لَكَ الْحَمْدُ جُمْلَتُهُ وَ تَفْسيرُهُ، كَما اسْتَحْمَدْتَ بِهِ إِلى اءَهْلِهِ الَّذينَ خَلَقْتَهُمْلَهُ وَ اءَلْهَمْتَهُمْ ذلِكَ الْحَمْدَ كُلَّهُ. اءَللّهُمَّ، رَبَّنا، لَكَ الْحَمْدُ كَما جَعَلْتَ الْحَمْدَ رِضاكَ عَمَّنْبِالْحَمدِ رَضيتَ عَنْهُ، لِيَشْكُرَ ما بِهِ مِنْ نِعْمَتِكَ. اءَللّهُمَّ، رَبّنا، لَكَ الْحَمْدُ كَما رَضيتَ بِهِلِنَفْسِكَ وَ قَضَيْتَ بِهِ عَلى عِبادِكَ، حَمْداً مَرْغُوباً فيه عِنْد [اءَهْلِ] الْخَوْفِ مِنْكَبِمَهابَتِكَ، وَ مَرْهُوباً عَنْ(110) اءَهْلِ الْعِزَّةِ بِكَ لِسَطَواتِكَ، وَ مَشْكوُراً عِنْدَ اءَهْلِ الاِْنْعامِمِنْكَ لاِِنْعامِكَ.
سَبْحانَكَ رَبَّنا، مُتَكَبِّراً فى مَنْزِلَةٍ، تَدَهْدَهَتْ اءَبْصارُ النّاظِرينَ، وَ تَحَيَّرَتْ عُقُولُهُمْعَنْ بُلُوغِ عِلْمِ جَلالِها، تَبارَكْتَ فى مَنازِلِكَ الْعُلى ، وَ تَقَدَّسْتَ فِى الاَّْلا ءِ الَّتىاءَنْت فيها. يا اءَهْلَ الْكِبريآءِ، لا إِلهَ إِلاّ اءَنْتَ الْكَبيرُ، لِلْفَنآءِ خَلَقْتَنا وَ اءَنْتَالْكآئِنُ لِلْبَقآءِ، فَلاتَفْنى و لا نَبْقى ، وَ اءَنْتَ الَعالِمُ بِنا، وَ نَحْنُ اءَهْلُ الْغِرَّةِ بِكَ وَالْغَفْلَةِ عَنْ شاءْنِكَ، وَ اءَنْتَ الَّذى لا تَغْفَلُ، وَلا تَاءْخُذُكَ سِنَةٌ وَلا نَوْمٌ، بِحَقِّكَ يا سَيِّدى، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وِ اءَجِرْنى مِنْ تَحْويلِ ما اءَنْعَمْتَ بِهِ عَلَىَّ فِى الدّينِ و الدُّنْيا، ياكَريمُ.

- خداوندا، پروردگارا، حمد و ستايش همگى همراه با تفسير و توضيحش [يا: حمد وستايش ، خواه به صورت اجمال و خواه به صورت تفصيلى ] براى توست ، به همانصورتى كه از اهل حمد و ستايشت آنان را براى آن آفريده و آن گونه ستايش كردن رابه طور كامل را به آنان الهام فرمودى - مى خواهى كه آن گونه ستايشت كنند، خداوندا،پروردگارا، تو را ستايش مى نمايم ، همچنانكه ستايشت را مايه خشنودى خود از كسانىقرار دادى كه به واسطه ستايشت از آنان خرسند گرديدى ، تا بدين وسيله شكر نعمتترا بجا آورند. خداوندا، پروردگارا، تو را ستايش مى نمايم ، چنان ستايشى كه آن رابراى خود پسنديده و بر بندگانت واجب نمودى ، ستايش ‍ كه مورد پسند كسانى باشدكه به واسطه هيبت و بيم از تو مى هراسند، و كسانى كه به واسطه سلطه و غلبه تو،به تو سرافراز گشته اند، از آن بيم دارند، و در نزد كسانى كه به آنان اِنعام نمودهاى ، به واسطه انعامت مورد سپاس ‍ آنان است .
پاك و منزّهى تو پروردگارا، در حالى كه در منزلت خود متكبّر هستى ، چنان مقام ومنزلتى كه ديده هاى ببيندگان از نيل به دانشِجلال و عظمت تو واژگون ، و عقلها سرگشته اند. و درمنازل والايت بلند مرتبه اى ، و در نعمتهايى كه در آن قرار دارى پاك و بى آلايشى ، اىاهل كبرياء و بزرگمنشى ، معبودى بزرگ جز تو وجود ندارد، ما را براى فنا و نابودىآفريدى ، و تو براى بقاء و پايبندگى هستى ، پس تو نابود نمى شوى و ما پايدارنمى مانيم ، و تو به ما آگاهى ، و ما به تو فريفته شده و از مقام تو غفلت داريم ، وتو هيچگاه دچار غفلت نمى گردى ، و نه چرت تو را فرا مى گيرد و نه خواب ، اىسرور من ، به حقّ خويش بر محمّد و آل او درود فرست ، و مرا از تغيير نعمتهايى كه دردين و دنيا به من ارزانى داشته اى ، در پناه خويش درآور، اى بزرگوار.
راوى حديث مى گويد: پيامبر اكرم (ص ) فرمود كه خداوندمتعال فرمود: هرگاه بنده اين كلمات را بگويد، تمام امورى را كه براى بندگانصالح و شايسته ام كفايت مى كنم ، براى او نيز عهده دار مى شوم ، و به خشنودى خويشاز او درمى گذرم ، و او را ولىّ و دوست خود قرار مى دهم .

next page

fehrest page

back page