بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب تفسیر نور جلد 1, حجت الاسلام والمسلمین محسن قرائتى ( )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     FOOTNT01 -
     FOOTNT02 -
     NOOR1001 -
     NOOR1002 -
     NOOR1003 -
     NOOR1004 -
     NOOR1005 -
     NOOR1006 -
     NOOR1007 -
     NOOR1008 -
     NOOR1009 -
     NOOR1010 -
     NOOR1011 -
     NOOR1012 -
     NOOR1013 -
     NOOR1014 -
     NOOR1015 -
     NOOR1016 -
     NOOR1017 -
     NOOR1018 -
     NOOR1019 -
     NOOR1020 -
     NOOR1021 -
     NOOR1022 -
     NOOR1023 -
     NOOR1024 -
     NOOR1025 -
     NOOR1026 -
 

 

 
 

 

next page

fehrest page

back page

تفسير آيه : (195) وَاءَنْفِقُواْ فِى سَبِيلِ اللّهِ وَلاَ تُلْقُواْ بِاءَيْدِيكُمْ إِلَى الْتَّهْلُكَةِ وَ اءَحْسِنُواْ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الُْمحْسِنِينَ
ترجمه آيه : 
و در راه خدا انفاق كنيد (و با ترك انفاق ،) خود را به دست خود به هلاكت نياندازيد. و نيكى كنيد كه خداوند نيكوكاران را دوست مى دارد.
نكته ها: 
O پنج آيه پى درپى ، مسلمانان را به دفاع از دين و مقابله با كفّار فرخواند، اين آيه پايان آن را با انفاق و احسان تمام كرده است .
خودكشى وضرر به نفس ، حرام قطعى است كه از آيه استفاده مى شود. امّا شهادت طلبى در مواردى كه اساس ‍ اسلام در خطر باشد، افتادن در تهلكه نيست .
O اين آيه در كنار سفارش به انفاق ، مسلمانان را از هرگونه افراط و تفريط بازمى دارد. زيرا اگر ثروتمندان بخل ورزند و به فكر محرومان نباشند، اختلاف طبقاتى روز به روز توسعه پيدا كرده و عامل انفجار جامعه و نابودى آنان خواهد گرديد. چنانكه اگر ميانه روى در انفاق مراعات نشود و انسان هرچه را دارد به ديگران ببخشد، به دست خود، خود و خانواده اش را به هلاكت كشانده است .
قرآن در آيات ديگر نيز مسلمانان را به ميانه روى در انفاق سفارش نموده و به پيامبرش مى فرمايد: (ولا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط)(580) اى پيامبر! نه دست بسته باش كه چيزى نبخشى و نه آنچنان كه هر چه دارى يكجا ببخشى . امام صادق عليه السّلام نيز در ذيل اين آيه مى فرمايد: انفاق شما، نبايد در حدّى باشد كه دستِ خودتان خالى وبه بدبختى كشيده شويد.(581)
O انسان علاقه دارد كه محبوب باشد، لذا قرآن از اين فطرت استفاده كرده و مى فرمايد: نيكى كن كه نيكوكاران محبوب خداوند هستند.
پيام ها: 
1 اقتصاد، پشتوانه ى هر حركتى است . (انفقوا...) جهاد نيز بدون پشتوانه مالى و گذشت از برخى امكانات ، امكان ندارد. اگر مردم به هنگام هجوم دشمن و در راه دفاع از حقّ، اموال خود را بكار نگيرند، گرفتار شكست قطعى مى شوند.
2 با انفاق ، خود و اموالتان را بيمه كنيد. (انفقوا فى سبيل اللّه و لاتلقوا بايديكم الى التهلكة )
3 در اسلام جبهه و جنگ و كمك هاى مالى همه بايد رنگ الهى داشته و براى رضاى خداوند باشد. (فى سبيل اللّه )
4 محبوب خدا شدن ، بهترين تشويق براى احسان است . (ان اللّه يحبّ المحسنين )
تفسير آيه : (196) وَاءَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ اءُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْىِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُءُوسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْىُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَّرِيضاً اءَوْ بِهِ اءَذًى مِّنْ رَّاءْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِّنْ صِيَامٍ اءَوْصَدَقَةٍ اءَوْ نُسُكٍ فَإِذَآ اءَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْىِ فَمَنْ لَّمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَثَةِ اءَيَّامٍ فِى الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَنْ لَّمْ يَكُنْ اءَهْلَهُ حَاضِرِى الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوَّاْ اءَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ
ترجمه آيه : 
و حج وعمره را براى خدا به اتمام رسانيد و اگر محصور شديد (و موانعى مانند ترس از دشمن يا بيمارى اجازه نداد كه پس از احرام بستن ، حج را كامل كنيد) آنچه از قربانى فراهم است (ذبح كنيد واز احرام خارج شويد.) وسرهاى خود را نتراشيد تا قربانى به قربانگاه برسد و اگر كسى بيمار بود و يا ناراحتى در سر داشت (و ناچار بود سر خود را زودتر بتراشد،) بايد كفّاره اى از قبيل روزه يا صدقه يا قربانى بجا آورد وچون (از بيمارى ويا دشمن ) درامان شديد، پس هر كس بدنبال عمره تمتّع ، حج را آغاز كرده آنچه را از قربانى كه ميسّر است (ذبح كند.) و هركس كه قربانى نيافت ، سه روز در ايام حج روزه بدارد و هفت روز به هنگامى كه بازگشتيد، اين ده روزِ كامل است . (البتّه ) اين (حج تمتّع ) براى كسى است كه خاندانش ساكن (مكّه و)مسجد الحرام نباشند. و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه او سخت كيفر است .
نكته ها: 
O در اين آيه ، كليّات وگوشه اى از احكام حج و عمره آمده است ، ولى تفصيل آن در روايات و فتاواى علما مى باشد.
((حج )) مناسكى است كه بنيان گذار آن حضرت ابراهيم عليه السّلام بوده و در ميان عرب از زمان آن حضرت متداول بوده و به فرمان خداوند اين برنامه در اسلام نيز امضا شد و تا روز قيامت نيز خواهد بود.
((عمره )) به معناى زيارت است و هركس وارد مكّه شود بايد با لباس احرام به زيارت كعبه و طواف آن برود. حج و عمره مثل اذان و اقامه ، دو عمل مشابه هستند كه اندكى تفاوت دارند. ((هَدى ))، نام قربانى حج است .
O اين آيه ، عمره ى تمتّع را در كنار حج تمتّع آورده است ؛ (فمن تمتّع بالعمرة الى الحج )، لكن يكى از خلفا به اجتهاد خود آنرا منع كرد. البتّه اين اجتهاد در برابر فرمان صريح خداوند است .
O حكم مسائل اضطرارى ، محدود به زمان ضرورت است . ولذا بر خلاف موارد عادّى كه در سفر روزه جايز نيست ، در اين سفر در صورت عدم ذبح قربانى ، روزه واجب است و آن هم بايد در سه روز هفتم ، هشتم و نهم ماه باشد، چرا كه روز دهم عيد قربان است كه روزه ى آن حرام مى باشد.
O امامان معصوم در تفسير جمله ى (اتمّوا الحج ) فرمودند: حجِ تمام ، حجى است كه در آن كلام زشت ، گناه و نزاع نباشد و از محرّمات پرهيز شود.(582) و انسان توفيق يابد امام زمان خود را ملاقات كند.(583)
پيام ها: 
1 وظايف دينى را بايد تمام و كمال به انجام رسانيد. بعد از شروع اعمال حج ، نمى توان آن را ناتمام و ناقص گذارد. (اتمّوا)
2 در اعمال حج ، قصد قربت و عبادت لازم است . به انگيزه ى جهانگردى و سياحت نمى توان حج بجا آورد. (اتمّوا... للّه )
3 احكام اسلام ، در مقام سخت گيرى بر مردم نيست . تمام نمودن حج وعمره بر كسى كه از درون مريض يا از بيرون ترس دارد، واجب نيست . (فان اُحصرتم فما استيسر من الهدى )
4 مكان در عبادات سهم دارد. (يبلغ الهدى محلّه )
5 بيمارى سبب تخفيف در احكام است ، نه تعطيل آن . لذا در حج ، افراد معذور بايد با روزه يا صدقه يا قربانى ، وظايف خود را جبران كنند. (فمن كان منكم مريضا او... ففدية من صيام او صدقة او نسك )
6 ملاك وجوب قربانى در حج ، آسان و سهل بودن آن است . (فما استيسر من الهدى فمن لم يجد فصيام ثلاثة ايام ...)
7 قانون عمره و حج تمتّع ، تنها براى حجاجى است كه ساكن مكّه نباشند، حج ساكنان مكّه نوع ديگرى است . (اتموا الحج و العمرة ... ذلك لمن لم يكن اهله حاضرى المسجد الحرام )
8 توجّه به كيفر الهى ، زمينه ساز تقواست و تقوى ، زمينه ساز انجام تكاليف . (واتمّوا الحج و العمرة ... واتّقوا اللّه واعلموا انّ اللّه شديد العقاب )
9 توّجه به تقوا، در انجام تمام فرمان هاى الهى مطرح است . (اتمّوا الحج ... و اتّقوا اللّه )
10 اعمال حج ، قبل از اسلام به نحو ديگرى بوده است . لذا قرآن بر مراعات اين تغييرات تاءكيد نموده است . (انّ اللّه شديد العقاب )
11 براى كسانى كه در احكام حج تغييرى دهند، كيفر شديدى است . (شديد العقاب )
تفسير آيه : (197) الْحَجُّ اءَشْهُرٌ مَّعْلُومَتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَ لاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِى الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَ تَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الْزَّادِ الْتَّقْوى وَاتَّقُونِ يََّاءُوْلِى الاَْلْبَابِ
ترجمه آيه : 
(موسم عمره و) حج (در) ماههاى معيّنى است (شوّال ، ذى القعده ، ذى الحجة )، پس هر كه در اين ماه ها فريضه ى حج را ادا كند، (بداند كه ) آميزش جنسى و گناه وجدال در حج روا نيست و آنچه از كارهاى خير انجام دهيد خدا مى داند. و زاد و توشه تهيه كنيد كه البتّه بهترين زاد و توشه ، پرهيزگارى است .اى خردمندان ! تنها از من پروا كنيد.
نكته ها: 
O كلمه ((رفث )) به معناى آميزش جنسى و ((فسوق )) به معناى دروغ و ناسزاگويى و جدال و گفتنِ ((لا واللّه )) و ((بلى واللّه )) است .
O زمان مطرح شده در آيه ، ناظر به حج وعمره با هم است . عمره تمتّع در طول سه ماه شوال ، ذى القعده وذى الحجّه انجام مى شود، ولى زمان حج ماه ذى الحجّه است .
پيام ها: 
1 در عبادات اسلامى ، زمان نقش مهمّى دارد. (الحج اشهر معلومات )
2 محيط و فضاى با صفاى حج و مكّه را نبايد با ارتكاب گناه و كدورت آلوده نمود. (لا رفث و لا فسوق و لا جدال فى الحج )
3 اعتقاد و يقين به آگاهى خداوند، رمز نشاط و اميد در انجام وظائف است . (ما تفعلوا من خير يعلمه اللّه )
4 در هر سفرى ، زاد وتوشه لازم است ، بهترين زاد وتوشه ى سفر حج تقواست . (خير الزّاد التّقوى )
5 پرهيزكارى نشانه ى خردمندى است . (واتّقون يا اولى الالباب )
تفسير آيه : (198) لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ اءَنْ تَبْتَغُواْ فَضْلاً مِنْ رَّبِّكُمْ فَإِذَآ اءَفَضْتُمْ مِّنْ عَرَفَتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِنْدَ الْمَشْعِرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَيكُمْ وَ إِنْ كُنْتُمْ مِّنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْضَّآ لِّينَ
ترجمه آيه : 
گناهى بر شما نيست كه (به هنگام حج ) به سراغ فضل پروردگارتان (وكسب و تجارت ) برويد. پس چون از عرفات كوچ كرديد، خدا را در مشعرالحرام ياد كنيد، و او را ياد كنيد از آن روى كه شما را با آنكه پيش از آن از گمراهان بوديد، هدايت كرد.
نكته ها: 
O عرفات ، نام سرزمينى است در بيست كيلومترى مكّه كه بر زائران خانه خدا واجب است از ظهر روز نهم ذى الحجة تا غروب در آنجا بمانند و اگر قبل از غروب از آنجا خارج شوند بايد يك شتر جريمه دهند. واژه ى ((عرفات )) از ((معرفت )) به معناى محلّ شناخت است . در آنجا آدم وحواعليهما السّلام يكديگر را شناختند و به گناه خود اعتراف كردند. به فرموده امام صادق و امام باقرعليهما السّلام جبرئيل در اين مكان به حضرت ابراهيم گفت : وظايف خود را بشناس و فراگير.(584)
در حديث مى خوانيم : حضرت مهدى عليه السّلام هر سال در عرفات حضور دارند. زمين عرفات خاطراتى از ناله ها و اشك هاى اولياى خدا دارد. در روايات مى خوانيم : غروب عرفه ، خداوند تمام گناهان زائران خانه خود را مى بخشد. وبراى روز عرفه دعاهاى خاصّى از امام حسين و امام سجادعليهما السّلام نقل شده است .(585)
O از نشانه هاى جامعيّت اسلام آن است كه در كنار اعمال عبادى حج ، به زندگى مادّى و كسب معاش نيز توجّه دارد. همانگونه كه در سوره جمعه در كنار دستور به شركت در نماز جمعه ، مى فرمايد: بعد از پايان نماز به سراغ كسب معاش برويد.(586) آرى ، حج در عين عبادت ، اقتصاد است .
امام صادق عليه السّلام فرمودند: يكى از آثار حج ، تشكيل يك اجتماع بزرگ از مسلمانان نقاط مختلف جهان و نقل و انتقال انواع تجربيات مى باشد و زمينه ى انجام مبادلات تجارى و اقتصادى است .(587)
پيام ها: 
1 مبارزه با تحجّر از برنامه هاى قرآن است . گروهى فكر مى كردند دين امرى يك بُعدى و حج يك عبادت خشك است ، اسلام اين تفكّر را ردّ مى كند. (ليس عليكم جناح )
2 درآمد حلال ، فضل الهى است . قرآن بجاى واژه ((كسب ))، كلمه ى (فضل ) را بكار برده تا بگويد: درآمد حلال فضل الهى است . (فضلا من ربّكم )
3 گرچه تلاش وطلب از شماست ؛ (تبتغوا)امّا رزق ، فضل خداوند است . (فضلا من ربّكم )
4 رزق رسانى ، از شئون ربوبيّت الهى است . (فضلا من ربّكم )
5 در رزق رسانى ، دست خداوند باز است . كلمه ((فضل )) نكره آمده است . (فضلا من ربّكم )
6 انجام عبادات بايد طبق دستور باشد. (واذكروه كما هداكم )
7 توجّه به توفيق الهى از يك سو و خطاها و گناهان گذشته ى خود از طرف ديگر، عشق و علاقه انسان را به الطاف خداوند زياد مى كند. (هداكم و ان كنتم من قبله لمن الضالين )
8 سابقه خودتان را فراموش نكنيد، او بود كه شما را هدايت كرد. (ان كنتم من قبله لمن الضّالين )
تفسير آيه : (199) ثُمَّ اءَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ اءَفَاضَ الْنَّاسُ وَاسْتَغْفِرُوا اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ
ترجمه آيه : 
سپس از همانجا كه مردم كوچ مى كنند، كوچ كنيد و از خداوند طلب آمرزش نماييد كه خداوند آمرزنده ى مهربان است .
نكته ها: 
O در اين آيه ضمن دستور به حركت دسته جمعى همراه مردم ، به اهل مكّه تذكّر مى دهد مبادا خيال كنيد كه چون اهل حرم يا از قبيله ى قريش و امثال آن هستيد بايد حركات عبادى شما با ديگران فرقى داشته باشد، اين خودبزرگ بينى ها را كنار گذاشته و همچون عموم مردم باشيد.
اساساً يكى از آثار و فلسفه هاى حج ، كنار زدن امتيازات پوشالى است . در آنجا انسان از كفش ، كلاه ، لباس ، همسر ومسكن خود مى گذرد و قطره اى مى شود كه به دريا ملحق شده است .
O در اين آيه ، دو بار و در آيه قبل يك مرتبه كلمه ((افاضة )) بكار رفته كه به معناى حركت دسته جمعى است ، اين تكرار و اصرار نشان مى دهد كه حركت دسته جمعى در انجام عبادات ارزشمند است .
O استغفار و ذكر خداوند، بهترين اعمال عرفات و مشعر است . گرچه در اين سرزمين ها اصل توقف ، شرط است و هيچ عمل ديگرى واجب نيست ، امّا در اين آيات ، قرآن ما را به ذكر خدا و ياد سوابق پرخطا و اشتباه خود و طلب آمرزش درباره گذشته ى خويش دعوت مى كند. مگر مى توان در سرزمينى كه اولياى خدا اشك ريخته اند بى تفاوت نشست .
پيام ها: 
1 امتيازطلبى ، تحت هر نام وعنوانى ، ممنوع است . (افيضوا من حيث افاض النّاس )
2 حركت دسته جمعى ، ارزش دارد. (افيضوا من حيث افاض الناس )
3 هرگز ماءيوس نشويم ، گذشته ها هرچه باشد استغفار چاره ساز است . زيرا او غفور و رحيم است . (واستغفروا انّ اللّه غفور رحيم )
تفسير آيه : (200) فَإِذَا قَضَيْتُمْ مَنَسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ ءَاَبآءَكُمْ اءَوْ اءَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ الْنَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فِي الْدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِى الاَْخِرةِ مِنْ خَلَقٍ
ترجمه آيه : 
پس چون مناسك (حج ) خود را انجام داديد، خدا را ياد كنيد، همانگونه كه پدران خويش را ياد مى كنيد، بلكه بيشتر و بهتر از آن . پس بعضى از مردم كسانى هستند كه مى گويند: خداوندا! به ما در دنيا عطا كن . آنان در آخرت بهره اى ندارند.
نكته ها: 
O گروهى از اهل مكّه ، بعد از پايان مراسم حج در محلّى اجتماع كرده و با ياد كردن پدران و نياكان خود به آنان افتخار و مباهات مى كردند. قرآن دستور مى دهد به جاى تفاخر به پدران و نياكان ، خدا را ياد كنيد(588) و از نعمت ها و توفيقات او سخن بگوييد و در اين كار جدّى تر باشيد.
O ياد هر كس يا هر چيز، نشانه ى حاكميّت آن بر فكر انسان است . كسى كه ياد نياكان را دارد و به آنان افتخار مى كند، فكر و فرهنگ آنان را پذيرفته است و اين يادكرد مى تواند فرهنگ جاهلى را بر جامعه حاكم كند. به همين دليل حضرت موسى گفت : من گوساله طلائى و پر قيمت سامرى را آتش مى زنم و خاكسترش را به دريا مى ريزم . زيرا تماشاى آن ، فرهنگ و تفكّر شرك را در انسان زنده مى كند.
پيام ها: 
1 جهت دهى به ايام فراغت ، يكى از وظايف مربّى است . (فاذا قضيتم ...فاذكروا اللّه )
2 ياد خدا، هم از نظر كمّيت بايد كثير باشد؛ (واذكروا اللّه كثيراً) و هم از نظر كيفيّت ، عاشقانه و خالصانه . (اشدّ ذكراً)
3 سطحى نگر نباشيم . گروهى در بهترين زمان ها و مكان ها، تنها دعاى آنها رسيدن به زندگى كوتاه مادّى است . (ربّنا اتنا فى الدنيا وما له فى الاخرة من خلاق )
تفسير آيه : (201) وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنَا ءَاتِنَا فِى الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِى الاَْخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ الْنَّارِ
ترجمه آيه : 
(اما) بعضى از مردم مى گويند: پروردگارا! در دنيا به ما نيكى عطا كن و در آخرت نيز نيكى مرحمت فرما و مارا از عذاب آتش نگهدار.
نكته ها: 
O يكى از راههاى شناخت مردم ، آشنايى با آرزوها و دعاهاى آنان است . در آيه قبل ، درخواست گروه اوّل از خداوند مربوط به دنيا بود و كارى به خير و شرّ آن نداشتند، ولى در اين آيه درخواست گروه دوّم از خداوند، (حسنة ) است در دنيا و آخرت . در ديدگاه گروه اوّل ؛ دنيا به خودى خود مطلوب است ، ولى در ديد گروه دوّم ؛ دنيايى ارزشمند است كه حسنه باشد و به آخرت منتهى گردد.
در روايات نمونه ها و مصاديقى براى نيكى هاى دنيا و آخرت نقل شده است (589)، ولى حسنه در انحصار چند نمونه نيست .
O در قرآن مجيد 115 مرتبه كلمه ى ((دنيا)) بكار رفته و 115 مرتبه كلمه ((آخرت )) استعمال شده است و اين يك تصادف نيست . البتّه اين به معناى آن نيست كه اهميّت دنيا و آخرت هر دو يكسان است .
O در دعاها، هدف هاى كلّى مطرح شود و تعيين مصداق به عهده خداوند گذاشته شود. ما از خداوند حسنه و سعادت مى خواهيم ، ولى در اينكه رشد و صلاح ما در چيست ؟ آنرا به عهده ى خداوند مى گذاريم . چون ما به خاطر محدوديّت هاى علمى و عدم آگاهى از آينده و ابعاد روحى خودمان ، نمى توانيم مصاديق جزئى را تعيين بنمائيم . به همين جهت توصيه شده است از خداوند وسيله كار را نخواهيد، خودِ كار را بخواهيد. زيرا ممكن است خداوند از وسيله ى ديگرى كه به فكر و ذهن ما نمى آيد، كارى را براى ما محقّق سازد. مثلاً از خداوند توفيق زيارت حج را بخواهيد، امّا نگوييد: خدايا مالى به من بده تا به مكّه بروم . چون خداوند گاهى سبب را به گونه اى قرار مى دهد كه ما فكر آن را نمى كرديم .
پيام ها: 
1 دنيا و آخرت با هم منافاتى ندارند، به شرط آنكه انسان به دنبال حسنه و نيكى باشد. (فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة )
2 هر رفاهى مذموم نيست ، بلكه زندگانى نيكو، مطلوب نيز هست . (ربّنا اتنا فى الدنيا حسنة )
3 دوزخ ، حساب جدايى دارد. با اينكه از خداوند نيكى آخرت را مى خواهند، ولى براى نجات از آتش ، جداگانه دعا مى كنند.(590) (قِنا عذاب النار)
تفسير آيه : (202) اءُوْلَّئِكَ لَهُمْ نَصِيِبٌ مِمَّا كَسَبُوا وَاللّه سَرِيعُ الْحِسَابِ 
ترجمه آيه : 
آنها از كسب (و دعاى ) خود بهره و نصيبى دارند و خداوند به سرعت به حساب هركس مى رسد.
نكته ها: 
O به ((بهره ))، ((نصيب )) مى گويند. گويا سهمى را براى انسان نصب كرده اند. بهره ى مؤ منان تنها به خاطر دعاى (ربّنا اتنا) نيست ، بلكه به خاطر تلاش و كسب آنان نيز بوده است . و اين به ما هشدار مى دهد كه الطاف خداوند به كسانى مى رسد كه به همراه دعا، تلاش و كوشش نيز بكنند.
پيام ها: 
1 بهره ى انسان در قيامت ، تنها از بعضى كارهاى خويش است ، نه تمام آنها. (ممّا كسبوا) چه بسيار كارهايى كه انسان مى كند، ولى بخاطر نداشتن قصد قربت و نيّت خالص ، در قيامت از آن بهره نمى برد.
2 بدون كسب وتلاش ، بهره اى نيست . (لهم نصيب ممّا كسبوا)
3 پاداش سريع ، يك امتياز است .(591) (سريع الحساب )
تفسير آيه : (203) وَاذْكُرُوا اللّهَ فِي اءَيَّامٍ مَعْدُودَاتٍ فَمَنْ تَعَجَّلَ فِى يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَنْ تَاءَخَّرَ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُوا اللّهَ وَاعْلَمُوا اءَنّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
ترجمه آيه : 
و خدا را در روزهاى معيّنى ياد كنيد، (روزهاى 11 و12 و13 ماه ذى الحجّه كه به ايام تشريق معروف است .) پس هر كس تعجيل كند (و اعمال مِنى را) در دو روز (انجام دهد،) گناهى بر او نيست و هر پرهيزكارى كه تاءخير كند (و اعمال را در سه روز انجام دهد نيز) گناهى بر او نيست . و از خدا پروا كنيد و بدانيد شما به سوى او محشور خواهيد شد.
نكته ها: 
O در حديثى كه در تفسير نورالثقلين آمده ، توصيه شده است : در پشت سر پانزده نماز كه آغازش نماز ظهر روز عيد و انجامش ، نماز صبح روز سيزدهم است ، اين دعا خوانده شود: ((اللّه اكبر، اللّه اكبر، لااله الااللّه واللّه اكبر، وللّه الحمد، اللّه اكبر على ما هَدانا، اللّه اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام )) خداوند بزرگتر است ، خداوند بزرگتر است و معبودى جز او نيست ، خداوند بزرگتر است و حمد و سپاس مخصوص اوست ، خداوند بزرگتر است به خاطر آنكه ما را هدايت كرد، خداوند بزرگتر است به خاطر آنكه از گوشت چهار پايان به ما روزى داد.
O اين آيه مى فرمايد: كسى كه در خارج شدن از سرزمين مِنى عجله كند و روز دوازدهم بعد از ظهر بيرون آمده و به مكّه رود، گناهى بر او نيست ، چنانكه اگر كسى شب سيزدهم را نيز در مِنى بماند، گناهى بر او نيست .
پيام ها: 
1 زمان در دعا اثر دارد. (فى اءيّام معدودات )
2 خداوند در سايه لطف خود، راه را بر مردم تنگ نمى كند.(فمن تعجّل ...ومن تاءخّر)
3 اساس كار، تقوى است . (لمن اتّقى ) به فرموده روايات مراد از ((تقوى )) در اينجا دورى كردن از محرّمات در حال احرام مى باشد.
4 تعجيل در خروج از سرزمين منى در روز 12 ذى الحجة يا تاءخير تا روز 13، بايد همراه تقوا باشد. (لمن اتّقى )
اگر عجله براى نشان دادن زرنگى يا هدف فاسدى باشد و يا اضافه ماندن در آن سرزمين جهت خودنمايى و شهرت باشد، عمل فاسد مى شود.
5 كارِ مقدّس و سرزمينِ مقدّس به تنهايى كافى نيست ، انسان نيز بايد مقدّس و با تقوا باشد. دوبار كلمه (تقوى ) در كنار هم براى زائران خانه ى خدا آن هم در سرزمين منى ، نشانه ى نفوذ شيطان در همه جاست .
6 ايمان به معاد، قوى ترين عامل تقواست . (واتّقوا اللّه ... انّكم اليه تحشرون )
تفسير آيه : (204) وَمِنَ الْنَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِى الْحَيَوةِ الْدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللّهُ عَلى مَا فِى قَلْبِهِ وَهُوَ اءَلَدُّ الْخِصَامِ
ترجمه آيه : 
و از مردم كسى است كه گفتارش درباره زندگى دنيا، مايه ى اعجاب تو مى شود و خداوند را بر آنچه در دل (پنهان ) دارد گواه مى گيرد (در حالى كه ) او سرسخت ترين دشمنان است .
نكته ها: 
O كلمه ((لُدّ)) به معناى خصومت زياد است و كلمه ((اَلَدّ)) به كسى گفته مى شود كه شديدترين خصومت ها را دارد . كلمه ى ((خصام )) يا جمعِ ((خصم )) است و يا مصدر، به معناى خصومت است .
O منافقان با ترفندهاى مقايسه اى ، آمارى ، كارشناسى ، تجربى و حدس هاى به ظاهر عالمانه با تكيه بر مسائل اجتماعى و با شايعات ، تهديد، تطميع و تبليغات ، تنها قدرت مانور در همين زندگى مادّى را دارند، ولى در ميدان معنويّات و در توجّه به امدادهاى غيبى و اراده ى خداوندى ، پاى آنان لنگ است و در آخرت نيز زبانشان بسته و حتّى اجازه عذرخواهى نيز ندارند.
پيام ها: 
1 سخنان شيوا و سحرآميزِ منافقان ، شما را فريب ندهد. (يعجبك قوله )
2 به هر سوگندى اطمينان نكنيد. (يشهد اللّه على ما فى قلبه )
3 سوگند دروغ يكى از راههاى نفوذ منافقان است . (يشهد اللّه على ما فى قلبه ) دشمنان هميشه از مقدّسات عليه مقدّسات و از مذهب عليه مذهب استفاده مى كنند و با سوگند به نام خدا، به رسول خدا خيانت مى كنند.
4 سوژه هاى سخن منافقان ، مربوط به مسائل دنيوى است تا ديگران را تحت تاثير قرار دهند. (يعجبك قوله فى الحيوة الدنيا)
5 خداوند پيامبرش را از غيب و درون ديگران آگاه مى سازد. (هو الدّ الخصام )
6 كسانى كه مى دانند دروغگو هستند، با سوگند و زيباسازى كلمات ، سعى دارند خود را دلسوز و مخلص نشان دهند. (يشهد اللّه )
تفسير آيه : (205) وَإِذَا تَوَلَّى سَعى فِي الاَْرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ الْنَّسْلَ وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الْفَسَادَ
ترجمه آيه : 
و هرگاه به قدرت و حكومت رسد براى فساد در زمين و نابودى زراعت ها و نسل كوشش مى كند و خداوند فساد را دوست ندارد.
نكته ها: 
O كلمه ((تولّى )) را دو نوع مى توان معنا نمود: يكى به معناى به قدرت و حكومت رسيدن كه در ترجمه آمده است . و ديگر به معناى اعراض كردن است كه در اين صورت معناى آيه اين مى شود: هرگاه از حقّ و هدايت الهى اعراض ‍ نمود و از نزد تو بيرون رفت ، به سراغ فتنه و فساد مى رود.
O در آيه قبل ، گفتار به ظاهر نيكوى منافقان مطرح شد و در اين آيه رفتار مفسدانه ى آنان را بيان مى كند.
O قرآن مى فرمايد: (الّذين ان مكنّاهم فى الارض ‍ اءقاموا الصلوة واتوا الزّكوة واءمروا بالمعروف ونَهوا عن المنكر)(592) اگر صالحان حكومت را بدست گيرند، نماز به پا مى دارند و زكات مى دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند. و بدين وسيله رابطه خود را با خداوند و محرومان جامعه حفظ مى كنند، ولى اگر نا اهل به قدرت رسيد و ولايت مردم را بدست گرفت ، بخاطر طوفان هوسهاى درونى و ناآگاهى ها و فشارهاى بيرونى ، همه چيز جامعه را فداى خود مى كند. به گفته ى الميزان ؛ تاريخ گواه آن است كه چه مسلمان نمايانى به نام اسلام و تظاهر به ايمان ، بر مردم حاكم شده و حَرث و نَسل را نابود ساختند.
O كسانى كه با جعل قوانين و تهاجم فرهنگى و تبليغات و مواد مخدّر، سبب نابودى اقتصاد و نسل نو مى شوند، مصداق اين آيه و ((مفسد فى الارض )) هستند.
O هلاك حرث به معناى محو كشاورزى ، و هلاك نسل ، انحراف نسل آينده است . مراغى و فخررازى در تفاسير خود احتمال داده اند كه مراد از (حرث ) زنان باشند، بدليل (نساؤ كم حرث لكم )(593) و مراد از (نسل ) فرزندان . يعنى طاغوت ها، نظام خانواده و تربيت فرزندان را نابود مى كنند.
پيام ها: 
1 نااهل اگر به قدرت رسد، همه چيز را به فساد مى كشاند. (اذا تولّى سعى )
2 بزرگ ترين خطر، نابودى اقتصاد و فرهنگ امّت است . (يهلك الحرث و النسل )
تفسير آيه : (206) وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللّهَ اءَخَذَتْهُ الْعِّزَةُ بِالاِْثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهَادُ
ترجمه آيه : 
و هنگامى كه به او گفته شود از خداى پروا كن ، عزت وغرورى كه در سايه ى گناه بدست آورده او را بگيرد. پس آتش دوزخ براى او كافى است وچه بد جايگاهى است .
پيام ها: 
1 مستكبران ، به موعظه ى ديگران گوش نمى دهند. (اذا قيل له اتّق اللّه اخذته العزّة )
در تاريخ آورده اند كه عبدالملك مروان از خلفاى بنى اميه بر بالاى منبر در شهر مدينه گفت : به خدا سوگند هركس مرا امر به تقوى كند، گردنش را خواهم زد.(594)
2 حاكم بايد پندپذير باشد. (اذا قيل ... اخذته العزّة )
3 گناه ، مايه ى عجب ، غرور و تكبّر است . (اخذته العزّة بالاثم )
4 توجّه دادن به دوزخ ، هشدارى غرور شكن است . (فحسبه جهنّم )
تفسير آيه : (207) وَ مِنَ الْنَّاسِ مَنْ يَشْرِى نَفْسَهُ ابْتغَآءَ مَرْضَاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ
ترجمه آيه : 
و از مردم كسى است كه براى كسب خشنودى خدا، جان خود را مى فروشد و خداوند نسبت به بندگان مهربان است .
نكته ها: 
O ابن ابى الحديد كه از علماى قرن هفتم اهل سنّت است ، در شرح نهج البلاغه خود آورده است : تمام مفسّران گفته اند اين آيه درباره على بن ابى طالب عليه السّلام نازل شده است كه در ليلة المبيت در بستر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خوابيد. و اين موضوع در حدى از تواتر است كه جز كافر يا ديوانه آنرا انكار نمى كند.(595)
O مشركانِ مكّه ، قرار گذاشتند از هر قبيله اى يك نفر را براى كشتن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انتخاب كنند و آن حضرت را دسته جمعى از بين ببرند تا بنى هاشم به خونخواهى او قيام نكنند و با اين عمل از دعوت پيامبر راحت شوند. پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از نقشه ى آنان با خبر شد و على عليه السّلام براى اينكه پيامبر به سلامت از مكّه خارج شود، در بستر ايشان خوابيد و اين آيه در شاءن آن حضرت نازل گرديد.(596)
O همين كه على عليه السّلام در آن شب خطرناك به جاى پيامبر خوابيد، خداوند به دو فرشته ى خود، جبرئيل و ميكائيل فرمود: كداميك از شما حاضريد فداى ديگرى شويد؟! هيچكدام از آنها حاضر نشدند. خداوند فرمود: اينك مشاهده كنيد كه چگونه على بن ابى طالب عليهما السّلام حاضر است جان خود را فداى رسول خدا كند.
O گاهى بايد براى احياى يك معروف ويا محو يك منكر، جان را تسليم كرد. حضرت على عليه السّلام فرمودند: كسى كه در راه امر به معروف و نهى از منكر كشته شود، يكى از مصاديق اين آيه است .(597)
پيام ها: 
1 نااهل ، حرفش زيباست وانسان را به تعجّب وامى دارد، ولى مؤ من ، عملش دنيا را متعجّب مى كند. (من النّاس مَن يعجبك قوله )، (من النّاس مَن يشرى نفسه )
2 ياد ايثارگران را زنده بداريم . (من الناس من يشرى )
3 پيش مرگِ اولياى خدا شدن ، يك ارزش است . (من الناس من يشرى )
4 بزرگ ترين سود آن است كه انسان بهترين متاع را كه جان اوست به خالق خود بفروشد، آن هم نه براى بهشت و يا نجات از دوزخ ، بلكه فقط براى كسب رضاى او. (ابتغاء مرضات اللّه )
5 در راه خدا، استقبال از خطر و آمادگى براى جانفشانى همچون دريافت خطر است . با توجّه به شاءن نزول آيه ، ستايش از كسى است كه جان خود را در معرض خطر قرار داد، هرچند حادثه اى اتفاق نيفتاد. (من يشرى نفسه ...)
6 راءفت خداوند، بهترين پاداش است . خداوند براى هركارى پاداشى قرار داده است ، امّا در اين آيه مى فرمايد: خداوند رئوف است . (اللّه رئوف بالعباد)

next page

fehrest page

back page