بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب رژیم صهیونیستی - احزاب سیاسی, حمد خلیفه ( )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     FOOTNT01 -
     REJIM001 -
     REJIM002 -
     REJIM003 -
     REJIM004 -
 

 

 
 

next page

fehrest page

فهرست مطالب 
سخن ناشر
پيش گفتار
مقدمه
مشخصات كلى نظام حزبى در اسرائيل
كثرت احزاب
انشعاب ها و ائتلاف ها
نقش هاى متعدد
ملاحظات عقيدتى
اردوگاه چپ گرايان
اردوگاه راست گرايان
اردوگاه مذهبيون
ساختار و رهبرى
احزاب سياسى
اردوگاه چپ گرايان
حزب كارگر
حزب ميرتس
حزب مبام
حزب راتس
حزب شينوى
اردوگاه راست گرايان
حزب ليكود
حزب هتحيا
حزب تسومت
حزب يعود
حزب موليدت
حزب كاخ
اردوگاه مذهب گرايان
حزب مفدال
حزب يهدوت هتوراه
حزب اغودات اسرائيل
حزب ديغل هتوراه
حزب شاس
احزاب عربى
حزب راكح / حداش
حزب ليست پيشرو براى صلح
حزب دموكراتيك عرب
جنبش فرزندان وطن
حزب حركت اسلامى
سخن ناشر 
پيچيدگى هاى روزافزون تحولات نظام بينالملل و تعامل تنگاتنگ و نزديك فعل و انفعالات سياسى و فرآيندهاى نظامى ، محيط جنگهاى پيشرفته را از حاكميت مطلق تاكتيك ها و استراتژى هاى نظامى خارج ساخته و حوزه ىنفوذ و تاثير عوامل تكنولوژيك ، اقتصادى ، روانى ، فرهنگى ، سياسى و... را در اينمحيط به شدت گسترش داده است . از سوى ديگر بروز تغييرات اساسى در مولفه هاىقدرت و حاكميت در واحدهاى سياسى كه مى توان آن را پيامد تحولات فوق دانست ، سببقرابت و همگرايى در حوزه ى مطالعات نظامى ، استراتژيك و روابط بينالملل شده است .
براى شناخت دقيق و عميق از عوامل موثر و تداوم بخش در حاكميت دولت ها در اين عرصه ،ناگزير بايد زمينه ى آشنايى بيش تر با فضاى طراحى استراتژيك ، تصميم سازىو مديريت اجرا در ساختار حكومتى و نيروى نظامى آنها، فراهم آيد. در اين ره گذربررسى نظريه هاى نظامى - استراتژيك نخبگان كشورهايى كه به نوعى در محيط امنيتملى جمهورى اسلامى ايران موثر هستند از درجه ىاول اهميت برخوردار است .
دوره عالى جنگ با هدف برگزارى دوره ى دكتراى علوم دفاعى و امنيتى درسال 1370 تاسيس شد و تاكنون در كنار اجراى برنامه ى آموزشى ، به مطالعه وتحقق در مورد مسايل دفاعى - امنيتى و ساير دانش هاى مرتبط با آن پرداخته است . ايندوره ضمن بررسى و پژوهش در زمينه هاى سياسى ، اقتصادى ، فرهنگى ، اجتماعى ،حقوقى و... در حوزه ى جنگ و امنيت بر آن است كه نتايجحاصل را بر حسب اقتضاى ماهيت مساله ، به صورت مقاله ، گزارش و يا كتاب در دسترسعلاقه مندان قرار دهد. همچنين دوره عالى جنگ به منظور ترسيم شفاف فضاى حاكم برمحيط جهانى و آشنايى بيش تر با انديشه هاى بازيگران صحنه ى بين المللى اقدام بهترجمه و طبع نظريات و ديدگاه هاى مختلف بدون هيچ گونه نقد يادخل و تصرف نموده تا در معرض قضاوت ، بحث و نقد كارشناسان و متخصصانمسايل دفاعى و امنيتى قرار گيرد. بديهى است اتخاذ چنين شيوه اى به مفهوم رد ياقبول مفروضات و يا تعابير نويسندگان و ناشران اين مجموعه ها نخواهد بود و باببحث و بررسى درباره ى مطالب ارايه شده به منظورتبادل آرا و ارتقاى سطح دانش و آگاهى هاى علاقه مندان ، همواره مفتوح است .
اين مجموعه كه در شمارگان محدود منتشر شده ، در اختيار تعدادى از اساتيد، فرماندهان ،صاحبنظران و نخبگان نظامى قرار مى گيرد. اميد است با بهره گيرى از نظريات وپيشنهادات ارسالى ، به نحو شايسته تر به رسالت خود جامه ىعمل پوشيم .
در تدوين برنامه و انتشار مجموعه ى فوق از كمك ها و رايزنى هاى بسيارى از مديران وصاحب نظران امور آموزشى و پژوهشى دانشكده - بخصوص ‍ آقايان على بختيارپور، علىاكبر رمضانزاده ، حسين سلامى ، احمد غلامپور، غلامرضا محرابى ، مجيد مختارى ، مهدىنطاق پور و محمد رضا نيله چى - بهره مند بوده ايم . در اين جا از همه آنها و نيز از آقاىعليرضا فرشچى كه سرپرستى گروه مترجمان را به عهده گرفته اند و همچنين ازكليه ى ويراستاران و همكاران عزيز كه در به ثمر رساندن اين مجموعه نهايت همكارى رامبذول داشته اند، صميمانه تشكر مى كنيم .
مدير تحقيق و پژوهش دوره عالى جنگ
جواد زمان زاده دربان
پيش گفتار 
مركز مطالعات فلسطين با انتشار كتاب ((راهنماى عمومىاسرائيل )) قصد دارد خلايى را كه خوانندگان (عرب زبان ) در خصوص نبود كتابىجامع و در عين حال مختصر و دربر گيرنده ى اطلاعاتى اساسى ، تازه و صحيح دربارهى اسرائيل احساس مى كنند، پرنمايد.
جنبش صهيونيزم و سپس اسرائيل عامل فاجعه ى بزرگ براى ملت فلسطين و نيز منشاءبسيارى از مصيبت ها و گرفتارى هاى كشورهاى عربى ، طى نيم قرن اخير بوده است .بى ترديد جهل و بى اطلاعى نسبت به اسرائيل يكى از موانع عمده و دشوار در برخوردشايسته و تواءم با قدرت ما با اين تهديد بزرگ منطقه و اقدامات خطرناك آن دولت بهشمار مى رود. جهل و ناآگاهى و سياست هاى نسنجيده ، وضعيت بسيار تاءسف بار موجود رادامن زده است .
مركز مطالعات فلسطين از بدو تاسيس خود درسال 1963 كمر همت بسته و سعى كرده است با انتشار كتاب ها، پژوهش ها، گزارش ها،مقالات و نشريات گوناگون در عرصه هاى مختلفى همچون رژيم هاى حقوقى و قضايى ،ساختار جمعيتى ، احزاب ، اقتصاد و تشكيلات عمده ى آن ، پيشرفت هاى علمى و فناورى ، مؤسسات آموزش عالى ، نيروهاى مسلح و... جنبش صهيونيسم و نهادهاى آن ، تحولات كلى دراوضاع يهوديان ، پراكندگى آنان در كشورهاى مختلف جهان و نيز ديدگاه و ماهيت ارتباطآنها با دولت اسرائيل را بشناساند.
متن حاضر سعى دارد با تكيه بر منابع مورد اطمينان رسمى و علمى و به كمككارشناسان و متخصصان فلسطينى كه علاوه بر احاطه ى كافى به مؤ سسات دولتى ،جامعه ، اقتصاد و ارتش ، بر منابع اصلى صهيونيستى و اسرائيلى دسترسى دارند، اينناآگاهى و بى اطلاعى را از ميان بردارد.
اكنون كه مساله ى فلسطين و به همراه آن سراسر منطقه در آستانه ى ورود به مرحله اىجديد (پروژه ى صلح خاورميانه ) است ، اين مركز به خوبى مى داند كه نه تنهامسووليتش پايان نيافته ، بلكه بر اهميت و ضرورت آن نيز افزوده شده است . در نتيجهشناخت درست اسرائيل و آگاهى از سياست ها و اهداف كوتاه و بلندمدت آن ، همواره يكى ازنيازهاى اساسى كشورهاى عربى (و اسلامى ) بوده و خواهد بود. چنانچه اين شناختتوسط پژوهشگران و محققان عرب (و نه به واسطه ىاسرائيل و آنچه كه از طريق رسانه هاى گروهى اش به خورد ملت ها داده مى شود)حاصل شود به طور قطع بسيار سودمندتر خواهد بود.
مؤ لفان كوشيده اند خوانندگان را از واقعيات موجود دراسرائيل با خبر سازند. اغلب آنان مسلط به زبان عبرى بوده و تعدادى از آنان نيزبخشى يا تمام دوران تحصيل خود را در مؤ سسات علمىاسرائيل گذرانده اند. در متن حاضر از دو روش تحليلى و توصيفى استفاده و سعى شدهاست تا حداكثر اطلاعات و داده هاى آمارى اخذ شده از منابع رسمى ، در آن گنجانيده شود.مؤ لفان ، زمان حاضر را مدنظر قرار داده و از پرداختن به گذشته جز در حد ضرورت وبه اقتضاى موضوع مورد بحث خوددارى نموده اند.
دست اندركاران اين مركز، ضمن اعتقاد به اين كه تدوين متن حاضر تجربه اى نو و بىسابقه به شمار مى رود، اعتراف دارند كه محتواى آن نيز خالى از نقص نيست . قصدداريم اين كتاب را در فواصل زمانى منظمى روزآمد نماييم ، بنابراين با آغوش باز ازنظرات و ملاحظات كليه ى صاحب نظران در زمينه هاى شكلى و محتوايى بحثاستقبال مى كنيم .
مركز مطالعات فلسطين
فوريه 1996
مقدمه 
هم اكنون (اواخر سال 1994) در اسرائيل هجده حزب سياسى فعاليت دارند. از اين تعداد،چهارده حزب (به صورت منفرد يا در قالب ائتلاف هاى
انتخاباتى پارلمانى ) در كنست حضور دارند. به غير از اين احزاب ، تعدادىتشكل ديگر در قالب جنبش و سازمان كه نمى توان آنها را به معناى واقعى كلمه حزبسياسى ناميد وجود دارند. تاريخ تشكيل احزاب عمده ى كنونىاسرائيل به دوره ((ييشوف )) بر مى گردد (ييشوف ، نامى است كه به جامعه ى يهوديانفلسطين پيش از تاءسيس اسرائيل اطلاق مى شود.) اساسا احزاب نقش مهمى درشكل گيرى جامعه ى يهود فلسطين در دوره ى قيمومت ايفا كردند. همچنين آنان در به وجودآوردن دولت اسرائيل نيز به نوعى سهيم بوده اند. احزاب مذكور با توجه به نگرشجامعى كه دارند، پس ‍ از تشكيل اسرائيل نيز تلاش كردند تا در عرصه هاى گوناگونزندگى از جمله سياست ، به شكل هاى مختلف تاءثير گذار باشند. حزب كارگر درحال حاضر (سال 1994) قدرت را در دست دارد، حزب مبام (يكى از احزابتشكيل دهنده ى گروه ميرتس و شريك حزب كارگر در كابينه )، ليكود بزرگ ترينحزب مخالف ، دو حزب مذهبى مفدال و اغودات اسرائيل (حزب اغوداتاسرائيل از جمله احزاب تشكيل دهنده ى گروه يهدوت هتوراه است ) و حزب راكع (يا حواش )كه اكثريت اعضايش را عرب ها تشكيل مى دهند، از جمله اين احزاب هستند.
ساير احزاب ، به نسبت جديد بوده و بيش تر آنها در دو دهه ى اخير و بهدنبال حوادث نظامى ، تحولات سياسى و اجتماعى و استمرار مهاجرت يهوديان بهاسرائيل طى سه دهه ى گذشته شكل گرفته اند. اينقبيل احزاب اغلب يك سونگر بوده و از تصورى جامع براىحل مشكلات مختلف دولت و اجتماع برخوردار نيستند. احزاب راتس ، شينوى ، هتحيا، تسومت ،موليدت ، يعود و كاخ ، دو حزب مذهبى شاس وديغل هتوراه (اين احزاب از جمله احزاب متشكله ى گروه يهوديت هتوراه ) و احزاب و سازمانهاى عربى شامل حزب دموكراتيك عرب ، ليست پيشرو براى صلح ، جنبش ‍ فرزندان وطنو گروه هاى اسلامى همگى جزو احزاب به نسبت تازه تاءسيس ‍ شده هستند.
مشخصات كلى نظام حزبى در اسرائيل 
نظام حزبى در اسرائيل داراى مشخصاتى است كه آشنايى با آنها به شناخت پديده هاىحزبى و سياسى اسرائيل و فهم بهتر احزاب منفرد كمك مى كند.
كثرت احزاب  
يكى از برجسته ترين مشخصات نظام حزبى كثرت احزاب و پيدايش پى در پى آنها بهخصوص در آستانه ى انتخابات سراسرى است . بيش تر اين احزاب بلافاصله پس ازبرگزارى انتخابات يا طى يك دوره ى تقنينيه (حداكثر 4سال ، چنانچه انتخاباتى زود هنگام انجام نگيرد) يا حداكثر ظرف دو دورهمنحل مى شوند.
براى نمونه در آخرين انتخابات كنست (سال 1992)،حداقل 25 ليست انتخاباتى شركت داشتند كه بعضى از آنها از ائتلاف سه حزبشكل گرفته بودند و در اين بين تنها نامزدهاى 10 ليست موفق شدند به كنست راهيابند.
فراوانى احزاب در حقيقت منعكس كننده تضادهاى اجتماعى و اقتصادى موجود در درون جامعهاسرائيل است . شاخصترين اين تضادها عبارتند از: از جدايى منيان يهوديان شرقى(سفاردى ها) و يهوديان غربى (اشكنازها)؛ اختلاف نظر درباره هويت و ماهيت كلى دولت ؛تقابل بين مذهب گرايان و لائيك ها در جامعه يهود؛ اختلاف نظر در خصوص سرنوشت مناطقاشغال شده و صلح با فلسطينيان و كشورهاى عربى ؛ جدايى يهوديان و عرب هاى مقيماسرائيل از يكديگر؛ آمال و آرزوهاى سياسى رهبرانى كه جايگاه مشخصى در ميان مردمدارند. شيوه انتخابات كه مبتنى بر نسبت آراى اكتساب شده است ، به تشديد اين پديدهكمك مى كند. با اين شيوه انتخاباتى احزاب كوچك فرصت مى يابند تا به آرايى نسبىبه كنست راه يابند. بر اساس قانون انتخابات ، همهاسرائيل يك دايره انتخابى به حساب آمده و احزاب مختلف براى راه يافتن به كنست 120نفره با ارايه ليستهاى انتخاباتى به رقابت با يكديگر مى پردازند. براى به دستآوردن حداقل يك كرسى در كنست ، لازم است ليستهاى انتخاباتىحداقل 15/1آراى واجدين شرايط را از آن خود كنند.
انشعاب ها و ائتلاف ها  
دومين خصوصيت بارز نظام حزبى كثرت انشعاب ها و ائتلاف هاست . احزاب مختلف ضمنحفظ استقلال تشكيلاتى ، با يكديگر ائتلاف كرده و در انتخابات و سپسداخل كنست تشريك مساعى دارند.
احزاب ائتلافى كه معمولا ديدگاه كلى و هدفهاى بلند مدت يا حياتى مشابهى دارند، باتشكيل كميته هاى مشتركى ، فعاليتها و اقدامات انتخاباتى و پارلمانى خود را هماهنگ مىكنند. اين ائتلاف ها با گذشت زمان و از طريق ادغام همه احزابتشكيل دهنده با بعضى از آنها در يكديگر و يا جدايى كلى يا جزيى آنها از يكديگرپايان مى پذيرند.
نگاهى گذرا به تاريخ احزاب اسرائيل ، اعم از احزاب بزرگ يا كوچك و تغييراتسريع و پى در پى نقش حزبى در اين دولت مبهوت كننده است . براى نمونه حزبكنونى كارگر حاصل رشته اى طولانى و پيچيده از ائتلافهاى احزاب اردوگاه چپ(كارگر) است .
حزب ليكود نيز به نوبه خود نتيجه ائتلاف ها و انشعاب هاى متعدد احزاب دست راستى وميانه رو و جدا شدن عده اى از چپ گرايان از حزب كارگر است كه به نوعى به نظريه((سرزمين كامل اسرائيل )) اعتقاد داشته اند. گروه موسوم به ميرتس كه در كنست فعلى(كنست سيزدهم ) حضور دارد، از احزاب راتس ، شينوى و مبام كه در كنست قبلى نمايندهداشتند، تشكيل شده است . گروه مذهبى يهدوت هتوراه از طريق ائتلاف احزاب اغودات ،بوعالى اغودات و ديغل هتوراه به وجود آمده است . حزب افراطى دست راستى يعود درسال 1994 توسط سه عضو انشعابى حزب تسومت تاسيس يافته است .
در اينجا نيز نظام نسبى انتخابات نقش مهمى در دامن زدن به اين پديده ايفا مى كند. زيرابا توجه به پايين بودن درصد آراى لازم براى ورود به كنست ، جناح ها و گروههاىانشعابى حتى مى توانند به حيات سياسى خود ادامه دهند.
به طور كلى مى توان دلايلذيل را به عنوان علت ائتلاف ها و گروه بندى ها برشمرد:
- بالا بودن شانس موفقيت در انتخابات يا رويارويى با گروههاى رقيب قدرتمند.
- پشتيبانى از جناح ها يا سياست هاى خاص .
- دستيابى به سهم بيشترى از قدرت با تلاش برخى احزاب براى بقا در صحنهسياسى از طريق ادغام در احزابى كه در ميان مردم از پايگاهى وسيع تر و آينده اىتضمين شده تر برخوردارند.
انشعاب ها و جدا شدن ها اغلب به علت تضادهاى عقيدتى يا سياسى يا رقابت بر سررهبرى و پست هاى بالاى حزبى و دولتى صورت گرفته است . بيشتر ادغام ها و انشعابها در دهه هشتاد و نيمه اول دهه نود و به دليل اختلاف در مورد سرزمين هاى اشغالى ومخالفت يهوديان شرقى با سلطه اشكنازها بر نهادهاى حزبى و دولتى بوده است .
نقش هاى متعدد 
سومين خصوصيت بارز نظام حزبى ، نقش هاى متعدد بعضى از احزاب است . احزاباسرائيل فعاليت خود را به مسايل سياسى محض محدود نكرده و متفاوت با نقش موسوماحزاب در دموكراسى هاى غربى عمل مى كنند. خصوصيت ذكر شده به دوران ((بيوشف ))برمى گردد. در آن دوران انتقال اعضاء و هوادران احزاب از خارج كشور به سرزمينفلسطين ، تامين مسكن ، كار، بهداشت و درمان و ساير نيازمندى هاى زندگى اجتماعى وتوجيه سياسى و ادغام آنها در بخش هايى از جامعه كه پايگاه مردمى اين احزاب به شمارمى رفتند، بر عهده احزاب سياسى بود.
هرچند هم اكنون بسيارى از كارهاى فوق ، توسط دولت انجام مى پذيرد، اما با اينحال احزاب قديمى كه تاريخ تاسيس آنها به د وران ((ييشوفلسطين )) بر مى گردد بااجراى طرح هاى مالى و اقتصادى و داير كردن موسسات شهرك سازى ، آموزشى ، درمانىو تامين اجتماعى ، هنوز نيز خدمات كلى يا جزيى در زمينهانتقال ، اسكان و ارايه كمك هاى اجتماعى و اقتصادى به مهاجرين جديد مى رسانند. ايناحزاب در به كارگيرى نفوذ سياسى خود جهت به دست آوردن مبالغ هنگفت از خزانه دولتبراى توسعه فعاليت هايشان و جلوگيرى از ايجاد وقفه در كار موسسات و طرح هاىوابسته (يا تحت كنترل ) از هيچ كوششى دريغ نمى نمايند. اينقبيل تلاش ها در دهه اخير بازتاب بسيار نامطلوبى در ميان عتوده هاى مردم داشته است .براى نمونه مى توان به موارد زير اشاره كرد:
- بهره گيرى احزاب كارگرى از نفوذ سياسى خود جهت تزريق مبالغ هنگفت دولتى بهاتحاديه هاى كيبوتس ها و موشاف ها، طرح هاى اقتصادى هستدروت و سازمان هاى بيمهخدمات درمانى و اجتماعى وابسته به منظور نجات دادن آنها از ورشكستگى وانحلال .
- ا ستفاده احزاب مذهبى از موقعيت خود جهت افزايش بودجه موسسات آموزشى و سازمان هاىتامين اجتماعى وابسته .
- بهره گيرى احزاب دست راستى مذهبى و ملى از نفوذ خود به منظور هزينه كردن پولهاىهنگفت جهت توسعه طرحهاى شهرك سازى كه موسسات و سازمانهاى تابعه يا برخورداراز پشتيبانى اين احزاب در نواحى اشغالى فلسطين اجرا كرده اند.
ملاحظات عقيدتى  
هنوز هم ملاحظات عقيدتى از عناصر مؤ ثر در عرصه ى سياست و احزاب به شمار مىرود. قبلا اشاره شد كه اختلاف ديدگاه در مورد سرنوشت سرزمين هاى اشغالى و رابطهى بين مذهب و حكومت يكى از عوامل اصلى انشعاب و ادغام احزاب است . تفاوت آراء درخصوص نظام اقتصادى از ديگر عوامل انشعاب در احزاب به شمار مى رود. هر چند اينتفاوت راى ، به نسبت سال هاى نخست تشكيلاسرائيل بسيار كم تر شده است . در حال حاضر تقريبا اتفاق نظر بر ضرورت ادامه ىنظام اقتصادى مختلط (متشكل از سه بخش دولتى ، هستدروتى و خصوصى ) در ميان احزابمختلف وجود دارد. عليرغم اختلاف نظر در زمينه ى حجم و نقشى كه هر يك از اين بخش هابايد ايفا كنند، جهت گيرى تمامى احزاب عموما به سمت كاستن از حجم بخش هاى دولتى وهستدروتى و تقويت و تشويق بخش خصوصى است . همچنين تقريبا همه ى احزاب بر لزومادامه ى خدمات بهداشتى و تاءمين اجتماعى به شهروندان تاءكيد دارند.
ملاحظات عقيدتى در دسته بندى احزاب از اهميت بالايى برخوردار است به طورى كه درحال حاضر احزاب باستناد موضع گيرى در برابر سرزمين هاى اشغالى و رابطه ى مذهببا حكومت به سه اردوگاه زير تقسيم بندى مى شوند:
اردوگاه چپ گرايان  
در اين اردوگاه آندسته از احزاب سياسى قرار دارند كه خواهان صلح با فلسطينيان وكشورهاى عربى در قبال عقب نشينى از تمام يا بخشى از سرزمين هاى اشغالى اند. البتهاين احزاب در زمينه هاى اقتصادى و اجتماعى با يكديگر اختلاف نظر اساسى دارند. همچنينتمامى احزاب سياسى عربى (با تاءكيد بر تفاوت ماهوى آنان با احزاب يهودى )بخشى از اين اردوگاه به شمار مى روند. به هميندليل مشاهده مى شود كه حزبى مانند حزب شينوى كه به لحاظ ساختار و اهداف از احزابليبرال است ، جزيى از اردوگاه چپ گرايان به حساب آورده مى شود.
اردوگاه راست گرايان  
شامل كليه احزاب سياسى است كه با هر نوع عقب نشينى از مناطق اشغالى مخالف و خواهانالحاق زود يا دير هنگام اين مناطق به اسرائيل هستند. اينجا نيز مشاهده مى شود حزب تسومتكه از حيث ساختار و هدف هاى اقتصادى و اجتماعى به حزب كارگر شباهت بيش ترى دارد،بخشى از اردوگاه راست گرايان به حساب مى آيد.
اردوگاه مذهبيون  
دربرگيرنده ى تمامى احزاب مذهبى ، صهيونيستى و غير صهيونيستى است .
قابلتامل است كه عده اى از انديشمندان علوم سياسى و جامعه شناسان با اين نوع تقسيم بندىاحزاب اسرائيل كه رايج تر است ابراز مخالفت كرده و با تكيه بر معيارهاى اجتماعى واقتصادى يا ديدگاه كلى اين احزاب ، تقسيم بندى ديگرى ارايه مى دهند. با اين ترتيبحزب شينوى از اردوگاه چپ گرايان خارج و احزاب مذهبى جزو اردوگاه راست گرايانمحسوب مى شود. ولى ما در اين فصل همان تقسيم بندى رايج را ملاك بررسى قرارخواهيم داد.
ساختار و رهبرى  
هر يك از احزاب داراى يك كنگره هستند. كنگره ، عالى ترين ارگان تصميم گيرى حزببوده و تعيين سياست هاى كلى را برعهده دارد. كنگره ها از يكهزار يا بيش از دو يا سههزار نفر (در مورد دو حزب بزرگ يعنى كارگر و ليكود)تشكيل شده و هر چند سال يكبار تشكيل جلسه مى دهند. در فاصله ى دو اجلاس كنگره ، يكشورا يا كميته ى مركزى چند صد نفره از ميان اعضاى كنگره برگزيده مى شوند وسالى چند بار گردهم آمده و خط مشى هاى كلى حزب را تعيين مى كنند.
تشكيلات كوچك ترى مانند دبيرخانه ، كميته ى اجرايى و دفتر سياسى به امور روزمرهى حزبى رسيدگى مى كنند. اختيارات و نحوه ى انتخاب كميته هاى مختلف و مناسباتفيمابين را اساسنامه و نظامنامه هاى داخلى احزاب مشخص مى كند.
با مطالعه سطور فوق به نظر مى رسد كه تعيين سياست هاى كلى و انتخاب رهبراناحزاب تا حدود زيادى به صورت دموكراتيك انجام مى پذيرد در حالى كه حقيقت امر، چيزديگرى است . زيرا مدت هاى مديدى بود كه اين كار به گونه اى بسيار غير دموكراتيكصورت مى گرفت و در مورد اغلب احزاب وضع به نحوى بود كه عده ى قليلىشامل رهبران سياسى ممتاز و صاحب منصبان عالى رتبه ى حزبى ، سرنوشت احزاب را دردست داشتند و تعيين خط مشى ها و انتخاب افراد براى تصدى پست هاى حساس حزبى ودولتى را به انحصار خود درآورده بودند و حتى رهبران پس از خود را نيز تعيين مىنمودند. طبقه ى ممتاز احزاب مختلف با سودجويى از موقعيت خويش و خريد آراى ديگراعضا، زمينه ى تثبيت موقعيت خود را فراهم مى كردند.
در اين خصوص از يك ابزار عمده به نام كميته هاى ((گزينش )) يا ((داوطلبى )) استفادهمى شد. كميته هاى مذكور طبق يك مكانيزم مشخص ‍ و بر اساس معاملات پشت پرده ى نخبگاناحزاب برگزيده مى شدند و وظيفه ى آنها انتخاب و معرفى نامزدهاى احزاب به هيئت هاىذى صلاح جهت اظهار نظر نهايى براى انتخابات كنست و تصدى پست هاى حساس ‍ ودولتى و حزبى بود.
اين وضعيت از اوايل دهه ى هشتاد به تدريج تغيير يافت و احزاب يكى از ديگرى تحتفشارهاى حزبى و غير حزبى ناگزير به پذيرش مكانيزم هاىقابل قبول ترى براى گزينش و انتخاب رهبران شدند. درسال هاى اخير نخست حزب كارگر و سپس حزب ليكود نظام انتخاباتى مقدماتى(primaries) را كه هم اينك در آمريكا اجرا مى شود، همراه با اصلاحاتى جهت انتخاب رهبرو نامزد حزب براى تصدى پست نخست وزيرى و ساير نامزدهاى حزب براى انتخاباتكنست ، دبير كلى هستدروت و رياست شهردارى ها و شوراهاى محلى پذيرفته اند. دو حزبمفدال و ميرتس به زودى اين نظام را خواهند پذيرفت و رهبران ساير احزاب نيز بافشارهاى شديد رهبران رده هاى ميانى و عموم اعضاء براىعمل به اين نظام ، مواجه هستند. نظام انتخابات مقدماتى مى تواند انحصارطلبى رهبرانكنونى احزاب را از بين ببرد و در صورت فراگير شدنشكل و ماهيت احزاب را دگرگون كند.
احزاب سياسى 
اردوگاه چپ گرايان  
اردوگاه چپ گرايان هم اكنون به معنى متعارف كلمهشامل احزاب زير مى شود: حزب كارگر با گرايش هاى گوناگون اعضاء و هوادارانش ازميانه روى گرفته تا چپ گرايى .
گروه ميرتس مركب از سه حزب شينوى (ليبرال )، مبام (چپى ) و راتس ‍ (ميانه رو) كه درآخرين انتخابات كنست (سال 1992) با ليست واحدى شركت كرد. احزاب متشكله ى اينگروه در كنست كنونى به صورت هماهنگ و از طريق كميته هايى مشترك فعاليت مى كنند.
حزب كارگر  
حزب كارگر (يا مفليغت هعفودا هيسرئيليت ) يك حزبسوسيال دموكرات صهيونيستى است كه در سال 1968 با اتحاد سه حزب كارگرى مباى، احدوت هعفودا- بوعالى تسيون و رافى تشكيل شد. درحال حاضر شيمون پرز رهبر اين حزب است . پرز بهدنبال ترور اسحاق رابين رهبر قبلى حزب كارگر ( و نخست وزير) در اواخرسال 1995، جايگزين وى در رهبرى حزب و نخست وزيراسرائيل شد.(1)
حزب كارگر از بدو تشكيل در سال 1968 تاسال 1992 با نام معراخ (تجمع كارگرى ) در انتخابات كنست شركت كرد. معراخ درسال 1969 با اتحاد دو حزب كارگر و مبام بوجود آمد و درسال 1984 منحل شد. حزب كارگر را مى توان ادامه ى حزب سابقه دار و معروف مباىدانست . زيرا بدنه ى اصلى حزب احدوت هعفودا- بوعالى تسيون (يكى از احزاب مؤ سسحزب كارگر) را گروهى تشكيل مى داد كه درسال 1944 از حزب مباى منشعب شد. همچنين حزب رافى (ديگر حزب مؤ سس حزب كارگر)در اصل عبارت از گروهى بود كه در سال 1965 به رهبرى ديويد بن گوريون از حزبمباى جدا شد. شاخص ترين بنيانگذاران حزب كارگر عبارتند از: ليوىاسكول ، گولدا مئير و بنحاس سابير (از حزب مباى )،اسرائيل گليلى ، يگال الون و اسحاق بن هارون (از احدوت هعفودا) و موشه دايان و شيمونپرز (از حزب رافى ) و اسحاق رابين كه درسال 1968 و پس از پايان يافتن دوره ى خدمت در ارتش به حزب كارگر پيوست .
حزب كارگر (با نام معراخ ) در انتخابات كنست هفتم و هشتم (درسال هاى 1969 و 1973) موفق شد موقعيت برتر حزب مباى را در ميان همه ى احزاب حفظكند. حزب مباى با برترى كه داشت همواره در راءس ‍ حكومتهاى ائتلافى كه با نظر خوداو تشكيل مى شدند، قرار داشت و پست هاى اصلى در كابينه ، دولت ، كنست و آژانس يهوددر تصرف او بود. ولى در انتخابات كنست نهم (درسال 1977) حزب كارگر با تحمل شكستى سنگين ، ناگزير به ترك قدرت و پيوستنبه احزاب معارض شد و دست راستى ها به رهبرى حزب ليكود براى نخستين بار درتاريخ اسرائيل زمام امور را به دست گرفتند.
در انتخابات كنست در سال هاى 1984 و 1988، موقعيت حزب به نسبت بهتر شد و دروضعيتى تقريبا همسان با حزب ليكود از حيث امكانتشكيل كابينه قرار گرفت و به همين دليل دو حزب ناگزير بهتشكيل كابينه ى وحدت ملى پس از اين انتخابات شدند. درسال 1990 و با خروج حزب كارگر از كابينه ى ائتلافى ، ديگر چيزى به اسمكابينه ى وحدت ملى نمايد ولى حزب ليكود با ائتلاف با احزاب مذهبى و احزاب افراطىدست راستى در راءس كابينه به كار خود ادامه داد.
هر چند حزب كارگر در انتخابات سال 1992 بيش ترين تعداد كرسى هاى كنست را از آنخود كرد و توانست در راءس كابينه قرار گيرد( و به تبع آنانتقال حزب ليكود به جبهه ى مخالفين )، ولى اكثريت شكننده اى كه اين حزب در كنستفعلى دارد، نمى تواند زياد مايه ى اطمينان خاطر او باشد.
حزب كارگر مانند ساير احزاب ، از بدو تاءسيس با مشكلات حادى روبرو بوده واختلافات داخلى بر سر مسايل سياسى ، اجتماعى يا سازمانى و يا رقابت بر سر رهبرى، اين حزب را بارها به لرزه در آورد. بر اثر اين لرزه ها تعدادى از رهبران شاخص حزباز جمله موشه دايان ، لوفا الياف ، شولاميت الونى و يوسى سريد درفواصل زمانى مختلفى ، حزب را ترك كردند. اين عده پس از خروج از حزب كارگرهمچنان به عنوان رهبران سياسى بارزى محسوب مى شدند و بيش تر آنان اقدام بهتشكيل احزاب تازه اى نمودند كه به جز حزب راتس كه شولاميت الونى آن را بنيانگذارىكرده است ، بقيه منحل شدند. آخرين بارى كه حزب كارگر بامشكل حادى روبرو شد، در اوريل سال 1994 بود. در آن زمان عده اى از اعضا و فعالانحزب (از جمله 3 عضو كنست ) به رهبرى حييم رامون بر اثر اختلاف در مورد امورى مربوطبه هستدروت ، از رهبرى حزب سرپيچى كردند و در انتخابات مهسال 1994 هستدروت ، ضمن ارايه ليست انتخاباتى جداگانه اى با رهبرى رامون ، بهرقابت با حزب كارگر پرداختند. در اين انتخابات ، رامون و طرفدارانش به پيروزىرسيدند و بدين ترتيب توانستند به سلطه ى مداوم تقريبا 70 ساله ى حزب كارگربر هستدروت پايان دهند. به دنبال ارايه ليستمستقل رامون ، رهبرى حزب كارگر مبادرت به اخراج گروه ناراضيان از حزب كرد ولىسه عضو ناراضى كنست را همچنان جزو گروه پارلمانى حزب ابقاء نمود اما چند ماه بعدتصميم به اخراج آن گروه را پس گرفت . پس از ترور اسحاق رابين (نخست وزير درسال 1995) رامون (همراه با ساير افراد گروه ناراضى ) به حزب بازگشت ووزارتخانه ى كشور را در كابينه اى كه پرز پس از ترور رابينتشكيل داد، عهده دار شد.(2)
از لحاظ ديدگاه سياسى كلى ، حزب كارگر خواهان صلح با فلسطينيان و كشورهاىعربى است . صلح مورد نظر حزب كارگر مبتنى بر يافتن يك راهحل وسط منطقه اى (هم براى سرزمين هاى اشغالى فلسطين (3) و هم براى بلندى هاىجولان ) با استناد به قطعنامه هاى 242 و 338 شوراى امنيت سازمانملل (آن طور كه اين حزب تفسير مى كند) است همچنين اين حزب با الحاقكامل يا عقب نشينى كامل از مناطق اشغالى مخالف است . در آخرين انتخابات پارلمانى ،برجسته ترين نكات برنامه ى انتخاباتى حزب كارگر در زمينه ىمسايل سياسى عبارت بود از:
در خصوص فلسطينيان : آمادگى براى مذاكره با ((شخصيت ها وتشكيلاتى از فلسطينيان كه اسرائيل را به رسميت مى شناسند، با تروريسم مخالفند وقطعنامه هاى 242 و 338 شوراى امنيت را قبول دارند))؛حل گام به گام مشكلات موجود؛ شركت دادن اردن در مذاكراتحل نهايى با هدف دستيابى به توافقى درباره ى ((نوعى حاكميت سياسى مشترك مياناردن و فلسطين (و نه كشور مستقل فلسطينى در كرانه ى غربى رود اردن ) كه براىهمكارى گسترده با اسرائيل آمادگى داشته باشد))؛ باقى ماندن شهر بيت المقدس بهطور كامل تحت حاكميت اسرائيل ؛ تاءكيد بر اينكه : ((دره ى اردن وشمال غرب بحرالميت (تحت حاكميت اسرائيل ) مرزهاى امنيتى دولتاسرائيل را تشكيل مى دهند.))؛ باقى ماندن بعضى مناطق حياتى در دستاسرائيل مانند حومه ى شهر بيت المقدس و غوش عتسيون ، كه اكثريت جمعيت آنها غير عربند؛توقف عمليات شهرك سازى به جز در نواحى بيت المقدس و دره ى رود اردن و تضمين عدمتعرض به شهرك هاى واقع در مناطقى كه اسرائيل از آن عقب نشينى خواهد كرد و همچنينتضمين سلامت و امنيت ساكنان آنها؛ حل مشكل آوارگان فلسطينى در خارج از مرزهاىاسرائيل .
در خصوص سوريه : ايجاد يك راهحل وسط منطقه اى ؛ ادامه ى حضور نظامى و غير نظامى (شهرك هاى يهودى نشين )اسرائيل در بلندى هاى جولان (اسرائيل سال هاست اين منطقه را ضميمه كرده و آن را مطابققوانين خود اداره مى كند)؛ تقويت شهرك هاى موجود در بلندى هاى جولان و احداث شهركهاى جديد (در صورت تصويب دفتر سياسى و نمايندگان اين حزب در كنست )؛ تضمينامنيت اسرائيل از طريق اقدامات گوناگون مانند: خلع سلاح بسيارى از مناطق (مناطق وسيع)، ايجاد حايل ميان نيروهاى طرفين و كاهش حجم نيروها.
در خصوص لبنان : امضاى معاهده ى صلح با لبنانىمستقل و داراى حق حاكميت ، آزاد از سلطه ى نظامى سوريه و خالى از هرگونه نيروىنظامى بيگانه و تروريستى ؛ اقدامات امنيتىشامل توقف كليه ى عمليات تروريستى و جلوگيرى از شروع مجدد آن (تا امضاى معاهده ىصلح )؛ ادامه ى دفاع از مرزهاى شمالى اسرائيل از طريق ادامه ى حضور نيروهاىاسرائيل در منطقه ى اشغالى جنوب لبنان و چند اقدام امنيتى اساسى ديگر.
در زمينه ى مسايل اقتصادى و اجتماعى ، حزب كارگر در برنامه ى انتخاباتى اش خواهان((اقتصادى مختلط رقابتى ، مركب از سه بخش خصوصى ، دولتى و عمومى هستدروتى كهبر اساس اصول اقتصاد و تجارت و به دور از هرگونه تبعيض اداره شود و همگان بهطور يكسان از آن بهره گيرند)) شد. حزب كارگر در برنامه اش تعهد كرد در صورتپيروزى در انتخابات ، كابينه اى كه تشكيل مى دهد، كم ترين دخالت را در فعاليت هاىعادى و مستقيم اقتصادى داشته باشد و براى خصوصى سازى طرح هاى اقتصادى تلاشكند. در اين برنامه همچنين بر لزوم تداوم خدمات اجتماعى و درمانى دولت و بخش عمومىبه شهروندان تاءكيد شد.
حزب كارگر از بدو تاءسيس در درون خود همواره با منازعه ى دو جناح كبوترها و بازهادر مورد خط مشى حزب در خصوص سرزمين هاى اشغالى و صلح با فلسطينيان و كشورهاىعربى روبرو بوده است . در كنگره ى حزب درسال 1991 و به منظور آمادگى براى انتخابات كنست درسال بعد (1992)، برنامه ى سياسى بازها مورد تاييد قرار گرفت . اين امر نشان مىدهد كه در آن زمان ، موازنه ى قوا به ويژه در ارتباط با موضوع بلندى هاى جولان بيشتر به نفع بازها بود. ولى بعدها اين وضع تغيير كرده و در انتخابات داخلى حزب كهبا هدف برگزيدن نامزدهاى حزب براى انتخابات كنست صورت گرفت ، رهبران جناحكبوترها از حيث تعداد نامزدهاى انتخاب شده و شمار آراء به دست آمده ، از رهبران جناحبازها پيشى گرفتند. اين پيش گرفتن پس از پيروزى حزب كارگر در انتخاباتپارلمانى سال 1992 در تركيب كابينه و موضع آن درقبال مذاكرات صلح با فلسطينيان و كشورهاى عربى كه بعضا با برنامه ىانتخاباتى حزب مخالف بود، انعكاس يافت . در نيمه ىسال 1994 منازعات دو جناح (كبوترها و بازها) از سر گرفته شد. در آن زمان سرانجناح بازها و در راءس آنان افيغدور كهلانى ، اقدام بهتشكيل گروهى بنام ((راه سوم )) با هدف جلوگيرى از عقب نشينىاسرائيل از مناطقى كه در برنامه ى انتخاباتى ؛ آشكارا از آن نام برده شد؛ اعم ازبلندى هاى جولان يا كرانه غربى ، نمودند. درمقابل ؛ سران جناح كبوترها با تشكيل گروهى مخالف ، خواهان اصلاح مندرجات برنامهدر خصوص عقب نشينى از جولان و بعضى نقاط كرانه ى غربى و پايان دادن به مخالفحزب با تشكيل دولت مستقل فلسطين در آينده شدند.
از لحاظ پايگاه حزبى و انتخاباتى ، حزب كارگر، نماينده ى منافع و (يا)آمال و آرزوهاى سياسى طيف وسيعى از جامعه ىاسرائيل از طبقات و قشرهاى گوناگون بوده و از پايگاه انتخاباتى بسيار گسترده اىبرخوردار مى باشد.
هر چند اين حزب هنوز هم خود را يك حزب سوسياليستى چپ گرا مطرح مى كند، ولى درانتخابات طبقه ى متوسط بيش تر به اين حزب راى مى دهد و نه به حزب ليكود. همچنيناين حزب در ميان طبقه ى كارگر مزدبگير از مقبوليت كم ترى برخوردار است . علت اينامر اساسا به نحوه ى راى دادن در انتخابات سراسرى ازسال 1977 (كه به سال ((كودتاى سياسى )) بهدليل به قدرت رسيدن حزب ليكود براى نخستين بار معروف است ) به بعد است . اغلبيهوديان غربى كه به طور كلى قشرهاى بالاى جامعه ىاسرائيل را تشكيل مى دهند، تمايل دارند به نفع حزب كارگر راى دهند در حالى كهاكثريت يهوديان شرقى كه اجمالا جزو قشرهاى پايين جامعه اند، به نفع ليكود و احزابدست راستى راى مى دهند. همچنين حزب كارگر از حمايت و تاييد بيش تر اعضاى كيبوتسكه تحت سيطره ى اين حزب است ، برخوردار مى باشد.
ساختار سازمانى حزب تشكيل مى شود از: كنگره كه عالى ترين ارگان تصميم گيرىبوده و هر چند سال يكبار تشكيل جلسه مى دهد، كميته مركزى بالاترين ارگان تصميمگيرى كه در فاصله هر دو اجلاس كنگره ، اعضايش سالى چند مرتبه گرد هم مى آيند،دبيرخانه كه مسوول اجراى مصوبات كنگره ، كميته مركزى و اداره امور احزاب است و بنابه ضرورت جلسه تشكيل مى دهد و بالاخره دفتر سياسى كه بالاترين بازوى اجرايىحزب مى باشد.
در سال هاى اخير، حزب كارگر، نظام انتخابات مقدماتى را به منظور انتخاب رهبر وكانديداى حزب براى نخست وزيرى و نامزدهاى انتخابات پارلمانى و تعدادى از پستهاى مهم حزبى و دولتى پذيرفته است .
با اين كار حزب گام مهمى به سوى دموكراسى و پايان دادن به انحصار طلبى وتسلط عده اى خاص بر رهبرى حزب برداشته شد و جوانان شايسته و كارآمد و آن عده ازاعضاى حزب كه سال ها بود حقشان تضييع مى شد، فرصت يافتند تا موقعيت خود را درحزب بهبود بخشند و به پست هاى حساس دست يابند.
نام اعضاى حزب كارگر حاضر در كابينه (در اواخرسال 1995)، شيمون پرز نخست وزير و وزير دفاع ، ايهود باراك ، ابراهام شومط،اسرائيل كيسار، ميخاحريش ، داويد ليبايى ، موششاحل ، بنيامين بن اليعيزر، اورانمير، شيمون شيتريت ، عوزى بر عام ، يعقوب تسار،افرايم سينه ، جيم رامون و يوسى بيلين .
تعداد نمايندگان حزب كارگر در كنست هفتم (1969) 47 نفر ار مجموع 56 نفر از معراخ ،كنست نهم (1977) 28 نفر از مجموع 32 نفر از معراخ ، كنست دهم (1981) 40 نفر ازمجموع 47 نفر از معراخ ، كنست يازدهم (1984) 38 نفر از مجموع 44 نفر از معراخ ، كنستدوازدهم (1988) 39 نفر و كنست سيزدهم (1992) 44 نفر.
حزب ميرتس  
يك گروه انتخاباتى پارلمانى متشكل از احزاب مبام ، راتس و شينوى كه در ماه مهسال 1992 و در آستانه (س ) انتخابات كنست سيزدهم كه در آنسال برگزار شد، بوجود آمد. واژه ى ميرتس كه به معنى نشاط و سرزندگى است ،مركب از حرف اول كلمه ى مبام و دو حرف اول و آخر كلمه راتس است . (ميرتس ) در ابتداشعار انتخاباتى اين گروه بود و سپس به خود گروه اطلاق گرديد.
هدف اصلى از تشكيل گروه ميرتس يكپارچه كردن گروه هاى صلح طلب يهودى مى باشدكه به نسبت حزب كارگر، گرايش هاى چپ گرايانه ترى دارند. اين گروه ها به اميدكسب تعداد بيش ترى از كرسى هاى كنست و در نتيجه افزايش شانس موفقيت اردوگاه چپگرايان در كنار گذاشتن حزب ليكود از قدرت و جايگزين نمودن حزب كارگر به جاىآن ، با يكديگر متحد شدند و به آنچه مى خواستند نيز رسيدند. تشابه ديدگاه كلىسه حزب مذكور نسبت به موضوعات سياسى ، زمينه ساز اتحاد آنها با يكديگر بودهاست هر چند در خصوص مسايل اقتصادى و اجتماعى ، سه حزب سوسياليستى مباى ،ليبرال شينوى و ميانه روى راتس تفاوت هاى زيادى با هم دارند.
در آخرين انتخابات پارلمانى (در سال 1992) برنامه ى سياسى گروه ميرتسشامل نكات عديده اى بود از جمله :
- به رسميت شناختن ((حق ملت فلسطين در خصوص تعيين سرنوشت خويش ((چه در جهتاتحادى فدرالى يا كنفدرالى با اردن و چه به سمت ايجاد دولتمستقل فلسطين )) كه به دلايل امنيتى ((اتحاد كنفدرالى با اردن )) ارجحيت دارد.
- مردود ندانستن مشاركت سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف ) در مذاكرات صلح ((پس از آنكههم در قول و هم در عمل كند اسرائيل را به رسميت شناخته و عمليات تروريستى را متوقفكرده است .))
- گام به گام بودن ؛ يافتن راه حل نهايى براى مشكلات مياناسرائيل از يك طرف و فلسطينيان و كشورهاى عربى از طرف ديگر و ((در نخستين گامتشكيل حكومت خودگردان فلسطينى در سرزمين هاى اشغالى ، به شرط آنكهكامل و زمينه ساز راه حل نهايى باشد، يك امر مثبت تلقى مى گردد.))
- توقف فورى عمليات شهرك سازى .
- آمادگى اسرائيل براى ((يك راه حل وسط منطقى و مورد توافق در خصوص جولان ))
- ترتيبات شديد امنيتى و خلع سلاح كامل و تام مناطقى كه از آن عقب نشينى مى شود.
- غير قابل تقسيم بودن پايتخت اسرائيل يعنى شهر بيت المقدس
در تعيين وضع نهايى اين شهر، همان گونه كه در معاهده ى صلح مشخص ‍ خواهد شد،تمامى مسايل دينى و نژادى شهر بايد لحاظ شود.
در زمينه ى موضوعات اقتصادى و اجتماعى احزابتشكيل دهنده ى گروه ميرتس توافق كرده اند كه نمايندگانشان در كنست هر كدام با توجهبه نظر حزب متبوع عمل كند.
شولاميت الونى رهبر حزب راتس ، به لحاظ سازمانى رياست گروه ميرتس ‍ را بر عهدهدارد. ميرتس فعاليت هاى مشترك خود را از طريق گروه نمايندگانش در كنست وتشكيل چندين كميته ى مشترك انجام مى دهد. شعار نمايندگان سه حزب متشكله گروه ميرتسدر كميته هاى ياد شده با توجه به تعداد نمايندگان آنها در كنست دوازدهم تعيين مىگردد.

next page

fehrest page