بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب فرهنگ عاشورا, ( )
 
 

بخش های کتاب

     01 - فرهنگ عاشورا
     02 - فرهنگ عاشورا
     03 - فرهنگ عاشورا
     04 - فرهنگ عاشورا
     05 - فرهنگ عاشورا
     06 - فرهنگ عاشورا
     07 - فرهنگ عاشورا
     08 - فرهنگ عاشورا
     09 - فرهنگ عاشورا
     10 - فرهنگ عاشورا
     11 - فرهنگ عاشورا
     12 - فرهنگ عاشورا
     13 - فرهنگ عاشورا
     14 - فرهنگ عاشورا
     15 - فرهنگ عاشورا
     16 - فرهنگ عاشورا
     17 - فرهنگ عاشورا
     18 - فرهنگ عاشورا
     19 - فرهنگ عاشورا
     20 - فرهنگ عاشورا
     21 - فرهنگ عاشورا
     22 - فرهنگ عاشورا
     23 - فرهنگ عاشورا
     24 - فرهنگ عاشورا
     25 - فرهنگ عاشورا
     26 - فرهنگ عاشورا
     27 - فرهنگ عاشورا
     28 - فرهنگ عاشورا
     29 - فرهنگ عاشورا
     30 - فرهنگ عاشورا
     31 - فرهنگ عاشورا
     32 - فرهنگ عاشورا
     33 - فرهنگ عاشورا
     34 - فرهنگ عاشورا
     35 - فرهنگ عاشورا
     36 - فرهنگ عاشورا
     37 - فرهنگ عاشورا
     38 - فرهنگ عاشورا
     fehrest - فرهنگ عاشورا
 

 

 
 

زيارت اربعين

اربعين،چهلمين روز شهادت امام حسين عليه السلام است كه جان خود و يارانش رافداى دين كرد.از آنجا كه گراميداشت‏خاطره شهيد و احياء اربعين وى،زنده نگهداشتن‏نام و ياد و راه اوست و زيارت،يكى از راههاى ياد و احياء خاطره است،زيارت‏امام حسين‏«ع‏»بويژه در روزبيستم ماه صفر كه اربعين آن حضرت است،فضيلت بسياردارد.

امام حسن عسكرى‏«ع‏»در حديثى علامتهاى‏«مؤمن‏»را پنج چيز شمرده است:نمازپنجاه و يك ركعت،زيارت اربعين،انگشتر كردن در دست راست،پيشانى بر خاك نهادن‏و«بسم ا...»را در نماز،آشكارا گفتن:«علامات المؤمن خمس:صلاة احدى و خمسين وزيارة الاربعين...» (1) زيارت اربعين كه در اين روز مستحب است،در كتب دعا آمده است‏و به اينگونه شروع مى‏شود: «السلام على ولى الله و حبيبه...»كه اين متن،از طريق‏صفوان جمال از امام ادق‏«ع‏»روايت‏شده است.زيارت ديگر آن است كه جابر بن‏عبد الله انصارى در اين روز خوانده است و متن زيارت بعنوان زيارتنامه آن امام در نيمه‏ماه رجب نقل شده و با جمله‏«السلام عليكم يا آل الله...»شروع مى‏شود. (2) مورخان نوشته‏اند كه جابر بن عبد الله انصارى،همراه عطيه عوفى موفق شدند كه درهمان اولين اربعين پس از عاشورا به زيارت امام حسين‏«ع‏»نائل آيند.وى كه آن هنگام‏نابينا شده بود،در فرات غسل كرد و خود را خوشبو ساخت و گامهاى كوچك برداشت تاسر قبر حسين بن على‏«ع‏»آمد و با راهنمايى عطيه،دست روى قبر نهاد و بيهوش شد،وقتى به هوش آمد،سه بار گفت:يا حسين!سپس گفت:«حبيب لايجيب حبيبه...»آنگاه‏زيارتى خواند و روى به ساير شهدا كرد و آنان را هم زيارت نمود. (3)

زيارت پياده

آنچه در راه طلب خسته نگردد هرگزپاى پر آبله و باديه پيماى من است

غير از عشق و محبت،كه پاى زائر را پياده به مرقد حسين‏«ع‏»مى‏كشاند و رنج‏سفر وخوف و خطر را به جان مى‏خرد،پياده روى براى زيارت سيد الشهدا،ثواب بسيار دارد ومورد تاكيد پيشوايان دين است.اما صادق‏«ع‏»فرموده است:«من خرج من منزله يريدزيارة قبر الحسين بن على‏«ع‏»ان كان ماشيا كتبت له بكل خطوة حسنة و محا عنه سيئة...» (4) هر كس به قصد زيارت امام حسين‏«ع‏»،پياده از خانه‏اش خارج شود،خداوند در مقابل هرگام،براى او حسنه‏اىمى‏نويسد و گناهى از او مى‏زدايد.

يكى از زائران هميشگى حسين‏«ع‏»كه هر ماه آن حضرت را زيارت مى‏كرده،بخاطرپيرى و ناتوانى،يك بار نتوانست برود.نوبت بعد كه پياده پس از چند روز راهپيمايى به‏حرم مى‏رسد و سلام مى‏دهد و نماز زيارت مى‏خواند،در خواب،آن حضرت را مى‏بيندكه به وى مى‏گويد:چرا به من جفا كردى،تو كه نيكوكار بودى... (5) اين شدت عنايت ائمه‏را به زائر پياده مى‏رساند.معاوية بن وهب(از اصحاب امام صادق عليه السلام)مى‏گويد:

خدمت آن حضرت رسيدم.در مصلاى خود در خانه‏اش نشسته بود و پس از نماز باخداوند رازو نياز مى‏كرد.از جمله(در دعا نسبت به زائران قبر حسين‏«ع‏»)مى‏گفت:

«خداى زائران قبر حسين را بيامرز،اينان كه در اين راه،پول خرج مى‏كنند،بدنهاى خود رادر اين راه در معرض قرار مى‏دهند...خدايا رحمت كن بر چهره‏هايى كه آفتاب،رنگ آنهارا تغيير داده،صورتهايى كه متوجه قبر ابا عبد الله است،چشمهايى كه در محبت ما اشك‏مى‏ريزد... خدايا اين جانها و بدنها را به تو مى‏سپارم،تا كنار حوض كوثر به هم برسيم...» (6) اين سنت زيارت پياده،از زمان ائمه بوده و تاكنون نيز ادامه دارد و اجر بيشمارى براى‏آن نقل شده است. فاضل دربندى مى‏نويسد:اين پياده بودن،يا به جهت فقير بودن زائراست كه نشان مى‏دهد اين زيارت،برخاسته از شوق و محبت است،يا به جهت آنست كه‏زائر،خود را در برابر سلطان اقليم جوانمردى و خورشيد سپهر عصمت و شهادت كوچك‏مى‏شمارد و در راه او،رنج‏سفر پياده را بر خود هموار مى‏كند و هر دو ارزشمند است. (7) در عراق،از سالها پيش چنين رسم است كه هيئتها،دسته‏ها و كاروانهايى كوچك يابزرگ،در ايام خاصى از بصره،بغداد و عمدتا از نجف، براى زيارت كربلا پياده حركت‏مى‏كنند.بويژه در ايام زيارتى خاص مثل نيمه شعبان،اول رجب،ايام عاشورا و اربعين‏بيشتر و پر شكوهتر است و اغلب،راه كنار ساحل فرات را انتخاب مى‏كنند كه از نجف تاكربلا 18 فرسنگ است و چند روز طول مى‏كشد.در اين كاروانهاى زيارتى پياده،علماى‏بزرگ هم شركت مى‏كردند،همچون ميرزاى نايينى،آية ا...كمپانى،سيد محسن امين،وبسيارى از علماى معاصر.در اين مسير،ديدار با عشاير و فعاليتهاى تبليغى همانجام‏مى‏گرفت و شعارهايى هم مطرح مى‏شد و روضه‏خوانى برگزار مى‏گشت.

در ايام حكومتها بعثيها،اين پياده رويهاى پر شكوه،آن هم از طريق جاده غير رسمى‏كنار فرات،رنگ مبارزه و مخالفت با رژيم عراق هم به خود مى‏گرفت و يك بار هم در ايام‏اربعين حسينى در سال 1397 ق.به درگيريهاى سخت ميان نيروهاى بعثى با انقلابيون‏شيعه و كاروانهاى زيارتى در طول راه و در حرم ابا عبد الله الحسين‏«ع‏»انجاميد و كشته‏ها ومجروحانبسيارى داد، (8) و به‏«اربعين خونين‏»معروف شد.

در كوى عشق،درد و بلا كم نمى‏شود از باغ خلد،برگ و نوا كم نمى‏شود تيغ شهادتست دل گرم را علاج اين تشنگى به آب بقاء كم نمى‏شود قاصد،تسلى دل عاشق نمى‏دهدشوق حرم به قبله نما،كم نمى‏شود (9)

زيارت رجبيه

زيارتنامه‏اى كه با كيفيت‏خاص خطاب به حسين بن على‏«ع‏»و شهداى كربلا در روزاول ماه رجب و نيمه شعبان خوانده مى‏شود و متن آن در كتب دعا و زيارت آمده است. (10) در ادامه اين زيارتنامه،متنى خطاب به شهداى كربلا با ذكر نام آنها آمده است و شامل 75اسم است.منبع اين زيارت،«اقبال‏»سيد بن طاووس است و با زيارت ناحيه مقدسه كه آن‏هم مشتمل بر اسامى شهداى كربلاست،نقاط مشترك و اسامى متفاوت دارد.در پايان اين‏زيارتنامه،تعبيرهايى چون: ربانيون،برگزيدگان خدا،ويژگان الهى،شهداى در راه دعوت‏به حق،ياوران وفادار و جان نثار، سعادتمندان كامياب و شرافتمندان آخرت،در باره‏اصحاب امام حسين‏«ع‏»به كار رفته است.اين زيارت و زيارت ناحيه مقدسه،از منابع‏شناسايى نام آن اصحاب شهيد به شمار مى‏آيند. (11)

زيارت عاشورا

از زمانهاى بسيار مناسب و با فضيلت براى زيارت امام حسين‏«ع‏»،روز عاشوراست،چه به صورت حضورى و رفتن به ديدار مرقد سيد الشهدا«ع‏»در كربلا و چه خواندن‏زيارتنامه از دور. امام صادق‏«ع‏»فرمود:«من زار الحسين‏«ع‏»يوم عاشورا وجبت له‏الجنة‏». (12) كسى كه حسين‏«ع‏»را روز عاشورا زيارت كند،بهشت براى او واجب است.درحديث ديگرى زيارت آن روز، مانند به خون خويش غلتيدن پيش روى آن حضرت‏به شمار آمده است:«من زار قبر الحسينيوم عاشورا كان كمن تشحط بدمه بين يديه‏» (13) .

متن زيارتنامه‏اى هم كه از سوى ائمه دستور به خواندن آن داده شده به‏«زيارت‏عاشورا»شهرت يافته است و خواندن همه وقت و همه روز آن،آثار و بركات زيادى دارد.

اين زيارت را امام باقر«ع‏»به علقمة بن محمد حضرمى آموخته كه هر گاه خواست از دور وبا اشاره آن امام را زيارت كند،پس از دو ركعت نماز زيارت،چنين بخواند:«السلام عليك‏يا ابا عبد الله،السلام عليك يابن رسول الله...» (14) تا آخر،كه در كتب زيارت آمده است.اين‏زيارت،تجديد عهد همه روزه پيرو حسين بن على‏«ع‏»با مولاى خويش است كه همراه با«تولى‏»و«تبرى‏»است و خط فكرى و سياسى زائر را در برابر دوستان و دشمنان اسلام واهل بيت،ترسيم مى‏كند و اعلام همبستگى و سلم و صلح با موافقان راه حسين‏«ع‏»و اعلان‏جنگ و مبارزه با دشمنان حق است.«زيارت عاشورا»ولايت‏خون و برائت‏شمشير است‏و تسليم دل و يارى در صحنه است،تا عشق درونى به جهاد بيرونى بيانجامد و نفرت قلبى‏به برائت على برسد.زيارت عاشورا،منشور«تولى‏»و«تبرى‏»نسبت به جريان حق و باطل‏در همه جا و همه زمانهاست.

زيارت كربلا

از مقدسترين و با فضيلت‏ترين زيارتهايى كه در فرهنگ دينى و روايات اسلامى بيان‏شده است، زيارت قبر سيد الشهدا«ع‏»در كربلاست و براى زيارت هيچ امامى،حتى‏زيارت قبر رسول خدا«ص‏»به اين اندازه سفارش و دستور نيست.در احاديث،گاهى‏زيارت امام حسين‏«ع‏»از زيارت كعبه هم برتر و بالاتر به حساب آمده و براى زيارت آن‏حضرت،پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است و لحن روايات،بگونه‏اى‏است كه آن را براى يك شيعه در حد يك‏«فريضه‏»مى‏شمارد و ترك آن را ناپسند مى‏داند وهيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و ترك آن را جفامى‏داند.از امام صادق‏«ع‏»روايت است:«زيارة الحسين بن على واجبه على كل من‏يقر للحسين بالامامة من الله عز و جل‏» (15) زيارت حسين بنعلى‏«ع‏»،بر هر كس كه او را ازسوى خداوند،«امام‏»مى‏داند واجب است.

ميان عقيده به امامت و ديدار امام(چه در حال حيات و چه پس از مرگ)نوعى ملازمه‏است و در روايات،به اين نكته اهميت داده شده است.زيارت خائفانه سيد الشهدا هم ارج‏بيشتر و ثواب افزونترى دارد.اين،هم نشانه تاثير اجتماعى‏«زيارت‏»و هم ميزان عشق وفداكارى‏«زائر»است.امام صادق‏«ع‏»به‏«ابن بكير»كه سخن از خوف و هراس در راه‏زيارت سيد الشهدا مى‏گفت،فرمود:آيا دوست ندارى كه خداوند،تو را در راه ما ترسان‏ببيند؟... (16) و در حديثى كه زراره از امام باقر«ع‏»در باره زيارت خائفانه آن حضرت‏مى‏پرسد،حضرت پاسخ مى‏دهد:خداوند،از هراس قيامت،ايمنش مى‏دارد. (17) امام‏صادق‏«ع‏»نيز به‏«محمد بن مسلم‏»كه با خوف و هراس به زيارت سيد الشهدا مى‏رفت،فرمود:هر چه مساله دشوارتر و پر مخاطره‏تر باشد،پاداش زيارت هم به اندازه آن است وهر كس خائفانه قبر آن حضرت را زيارت كند، خداوند،هراس او را در روز قيامت،ايمن‏مى‏سازد:«ما كان من هذا اشد فالثواب فيه على قدر الخوف و من خاف فى اتيانه آمن الله‏روعته يوم يقوم الناس لرب العالمين...» (18) در حديث مفصلى،امام صادق‏«ع‏»به ثوابهاى آن‏اشاره كرده،مى‏فرمايد:كسى كه هنگام زيارت آن حضرت، دچار ستم سلطانى شود و او رادر آنجا بكشند،با اولين قطره خونش،همه گناهانش بخشوده مى‏شود و هر كه در اين راه‏به زندان افتد،در مقابل هر روزى كه زندانى و اندوهگين گردد،در قيامت برايش يك شادى است،و اگر در راه زيارت،كتك بخورد،براى هر ضربه‏اى يك حورى بهشتى است‏و در برابر هر درد و رنجى كه بر جسمش وارد مى‏شود،يك‏«حسنه‏»براى اوست. (19) ومى‏فرمايد:«من اتى قبر الحسين عارفا بحقه غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر». (20) هركه‏عارفانه قبر سيد الشهدا را زيارت كند،خداوند گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد.

آرى...براى رسيدن به كربلا،بايد اراده‏اى آهنين،قلبى شجاع،عشقى سوزان داشت ودر اين سفر،بايد رهتوشه‏اى از صبر و يقين،پاپوشى از«توكل‏»،سلاحى از«ايمان‏»ومركبى از«جان‏»داشت تا به منزل رسيد،چرا كه راه كربلا،از«صحراى عشق‏»و«ميدان‏فداكارى‏»و پيچ و خم خوف و خطر مى‏گذرد.پاداشهاى زيارت كربلا نيز شگفت است.ازقبيل:پاداش نبرد در ركاب پيامبر و امام عدل،اجر شهيدان بدر،ثواب حج و عمره مكرر،پاداش آزاد كردن هزار بنده و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا و... (21) البته‏تفاوت اجر و ثواب،به معرفت زائر وكيفيت زيارت و شرايط اجتماعى هم بستگى دارد.

كربلا،از يك سو،سمبل مظلوميت اهل بيت و امامان شيعه است،از سويى ديگر مظهردفاع بزرگ آل على و عترت پيامبر از اسلام و قرآن.توجه و روى آوردن به مزارسيد الشهدا،در واقع تكرار همه روزه و همواره حق و يادآورى مظلوميت است.اگر كعبه وحج و نماز و جهادى هم باقى مانده است،به بركت‏شهيد عاشوراست كه احياگر دين شد واسلام،تا هميشه مديون‏«ثار الله‏»است.خصومت دشمنان اسلام نيز با حسين‏«ع‏»و مرقداو،از همينجاست.زيارت آن حضرت، هميشه با سختى و هراس و موانع،رو به رو بوده‏است.شوق زيارت كربلا،از آغاز در دل شيعيان حق طلب و انسانهاى آزاده و فضيلت‏خواه بوده است.شيفتگان سيد الشهدا در اين راه حاضر به بذل جان و مال و دست و پابوده‏اند و«راه بسته كربلا»هميشه چون حسرتى بر دل شيعه بوده است،چه در دوره‏امويان و عباسيان،چه در عصر حكومت بعثيان و در تاريخ معاصر،و آرزوى‏«باز شدن راه‏كربلا»همواره چون مشعلى در دل عاشقان حسين‏«ع‏»روشن بوده و تلخيهاى هجران را بااين‏«اميد»تحمل مى‏كرده‏اند.زائر حسين‏«ع‏»،عاشقى از خود گذشته استو زيارت كربلا،عبادتى خدايى و ملكوتى.

(22) هر گاه خواستى حسين‏«ع‏»را زيارت كنى،با حالتى اندوهگين و پر رنج،خاك‏آلوده و پژمرده، گرسنه و تشنه زيارت كن...(در حديث ديگرى است كه:)چون حسين بن‏على اينگونه بهشهادت رسيد. (23) به قول حافظ:

نيازمند بلا،گو رخ از غبار مشوىكه كيمياى مراد است،خاك كوى نياز

غبار راه زيارت كربلا،خود،طراوت و پاكى است و اين آشفتگى و افسردگى،نشاطروح عاشقاست.

از شيشه غبار غم نمى‏بايد شست و ز دل،رقم‏«الم‏»نمى‏بايد شست پايى كه به راه عشق شد خاك آلودبا آب حيات هم نمى‏بايد شست (24)

زيارت ناحيه مقدسه

زيارتنامه‏اى است كه به امام زمان‏«ع‏»نسبت داده شده و شيخ طوسى با سندهاى خودآن را روايت كرده است.به اين صورت كه در سال 252 هجرى از ناحيه مقدس حضرت‏حجت‏«عج‏»اين روايت به دست‏شيخ محمد بن غالب اصفهانى صادر شده است. متن‏زيارت،خطاب به سيد الشهدا و شهداى كربلاست و نام يكايك آنان،اغلب با ذكر اوصاف‏و خصوصياتشان و نيز اسامى قاتلان آن شهدا در آن آمده است.آغاز زيارت،اينگونه‏است:«السلام عليك يا اول قتيل من نسل خير سليل...».متن زيارت،در كتاب اقبال سيد بن‏طاووس،ص 573 و نيز در بحار الانوار،ج 98،ص 269 نقل شده است.زيارت رجبيه نيزمشتمل بر اسماء شهداست كه در بحار(ج 98،ص 340)ذكر شده است.در اين زيارت،به برخى حوادث پس از شهادت امام حسين‏«ع‏»و اوضاع كربلا و اهل بيت و ذو الجناح وسراسيمه شدن عترت پيغمبردر آن صحرا نيز اشاره شده است. (25)

زيارتنامه

متنى كه هنگام زيارت مرقد پاك امام حسين‏«ع‏»و هر يك از امامان معصوم و ذريه پاك‏پيامبر و شهداى اهل بيت‏خوانده مى‏شود،دعايى كه به عنوان تشرف باطنى براى ائمه‏و امامزادگانمى‏خوانند و حاوى سلام و درود زائر نسبت به مدفون در آن مرقدهاست.

از آنجا كه‏«زائر»را ادب و معرفت‏شرط است،پس سخنى كه هنگام زيارت بر زبان‏مى‏آورد،بايد والا و عارفانه و مؤدبانه باشد.هر زائر مى‏تواند از پيش خود و به زبان خود،جملاتى و نيايش و دعايى را به عنوان زيارتنامه بخواند،ولى در منابع ما،متونى به نام‏«زيارتنامه‏»نقل شده كه سند آنها به ائمه مى‏رسد و به عنوان‏«زيارتهاى ماثوره‏»شناخته‏مى‏شود.علماى دين،كتب متعددى بصورت مجموعه‏هاى زيارات،تدوين كرده‏اند،كه‏آميخته‏اى است از زيارتهاى مستند و منقول از معصومين و زياراتى كه انشاى علماى‏بزرگ است.در اين ميان،آنچه از ائمه نقل شده،بسيار است،همچون زيارتهاى:امين الله،جامعه كبيره،وارث،عاشورا و زيارت اربعين.كتابهاى دعا و زيارات نيز بسيار است،همچون:مصباح المتهجد،مفاتيح الجنان،مزار،بحار الانوار(جلد زيارات).

دقت در مضامين و محتواهاى زيارتنامه‏ها بسيار مفيد است.مفاهيم كلى كه در زيارات‏ديده مى‏شود،بسيار است،از جمله:محبت،مودت،موالات،اطاعت،صلوات،سلام،عهد،شفاعت،توسل، وفا،دعوت،نصرت،تسليم،تصديق،صبر،تولى و تبرى،مواسات،نماز،زكات،زيارت،تبليغ،وراثت، مساعدت،معاونت،سعادت،رضا،خونخواهى،جنگ و صلح،امر به معروف و نهى از منكر،تقرب به خدا،برائت از دشمنان،ولايت،فوز،نصيحت،جهاد،فدا شدن و...دهها عناوين و مفاهيم كلى كه از مطالعه فقرات‏زيارتنامه‏ها برمى‏آيد.اوصافى كه در زيارتنامه‏ها آمده،برخى كلى و قابل انطباق بر همه ائمه‏و معصومين است،و برخى هم به تناسب وضعيت زندگى و شهادت امام خاص يا امامزاده‏و شهيد بخصوصى به كار رفته است.محورهاى كلى مفاهيمى كه درزيارتنامه‏ها آمده‏است،مى‏تواند اينگونه فهرست‏شود:

-مسائل اعتقادى،توحيد،نبوت،صفات خدا...

-شناخت ائمه،اوصاف،فضايل و مقاماتشان.

-تاريخ زندگى و عملكرد اولياء دين و مظلوميتهايشان.

-پيوندهاى‏«ولايى‏»بين زائر و پيشوا و همسويى در فكر و موضع و عمل و اقدام.-افشاگرى برضد ستمگران حاكم و جنايتهايشان نسبت به طرفداران‏«حق‏»وطالبان‏«عدل‏».

-تولى و تبرى،شفاعت،توسل،دعا و...معارفى از اين قبيل.

-طرح آرمانهاى والا و خواسته‏هاى متعالى و نيازهاى برتر.

-و برخى موضوعات ديگر.در واقع،يك سرى معارف دينى و ارزشهاى مكتبى‏و فضايل رفتارى در قالب فقرات زيارتنامه،از طريق ائمه به شيعيان و زائران‏آموخته شده است.زيارتنامه‏ها، نوعى اعلام مواضع اعتقادى،اخلاقى وسياسى است كه توسط زائر،در مقدسترين مكانها،بازبانى رسا ابراز مى‏شود.

«سلام‏»ها و«لعن‏»ها،محور عمده ديگرى در زيارتنامه‏هاست،بخصوص آنچه‏به شهداى عاشورا مربوط مى‏شود.سلام به امام و پيامبر و شهيد مورد زيارت،و لعنت به دشمنان،ظالمان،غاصبان،شريكان جور،همدستان ظالم،راضيان به‏ستم،زمينه سازان ظلم.

«حب و بغض‏»،جلوه ديگرى از اصل مهم‏«تولى‏»و«تبرى‏»است كه با عبارات‏مختلف در زيارتنامه‏ها آمده است،از ساده‏ترين شكل آن كه حالت قلبى است،تاشديدترين صورت برونى آن كه با عنوان‏«حرب‏»و«سلم‏»مطرح شده است.«بيعت‏»،عنصر ديگرى در زيارتنامه‏هاست. پيمان و ميثاق زائر با امام و شهدا.«جهاد»،محتواى‏زنده ديگرى در راستاى عملكرد اولياء خدا. مثلا در مورد پيامبر خدا،امير المؤمنين،حمزه‏سيد الشهدا،امام حسن،امام حسين،شهداى احد،شهداى كربلا و...تعبير«جهاد»به كاررفته است،با خطابهايى چون:«جاهدت فى سبيل الله، جاهدت فى الله حق جهاده،جاهدت‏الملحدين...»و«شهادت‏»،از جلوه‏هاى بسيار روشن فرهنگعاشوراست كه درزيارتنامه‏ها ديده مى‏شود.

فرهنگ شهادت و نيز شهادت طلبى،در جا به جاى زيارتهاى ماثوره ديده مى‏شود.

كشته شدن در راه خدا و بر منهاج رسول الله و دين حق و سعادتمند شدن در سايه‏شهادت،و طرح جدى اين مسائل،معارضه با تبليغات دشمنانى است كه شهداى كربلا وسيد الشهدا راياغى بر خليفه و خارجى معرفى مى‏كردند.در زيارتى كه امام هادى‏«ع‏»

آموزش داده است،مى‏خوانيم:«اشهد انك و من قتل معك شهداء احياء».درزيارتنامه‏هاى متعدد و نيز ادعيه گوناگون،از خواسته‏هاى زائر،توفيق قيام و خونخواهى در ركاب‏«قائم‏»عليه السلام است.اين القاء فرهنگ شهادت طلبى در جان و انديشه شيعه‏است:«و ان يرزقنى طلب ثاركم مع امام هدى ظاهر...»(زيارت عاشورا)و در زيارت‏جامعه،اعلام حمايت و نصرت نسبتبه امام زمان‏«عج‏»است:«نصرتى معدة لكم ومودتى خالصة لكم‏».

در زيارت شهداى كربلا،تعبيراتى از اين قبيل ديده مى‏شود:اصفياء،اولياء،اوداء،انصار،و نشان دهنده ارزشگذارى به صفاتى چون برگزيدگى،ولايت،مودت و نصرت درقاموس كربلاست. همچنين،تقرب به خدا و رسول و ائمه،با برائت از دشمنان خداحاصل مى‏شود.اين نيزجهتگيرى خاص اجتماعى-مكتبى زائر را مى‏رساند. (26) ه

زيارت وارث

يكى از زيارتهاى سيد الشهدا«ع‏»كه آن حضرت را بعنوان وارث آدم،نوح،ابراهيم،موسى،عيسى، محمد،على،فاطمه زهرا،خديجه كبرى خطاب مى‏كند.زيارت وارث ازامامادق‏«ع‏»روايت‏شده است. (27) و همراه آداب خاصى است و فضيلت بسيار دارد.

«زيارت وارث به زائر مى‏آموزد كه اسلام امامت،رسالت تاريخى اديان توحيدى را بردوش دارد و به همين دليل،خاتم الاديان و پيامبرش خاتم الانبياء است و در اينجاست كه‏معناى امامت را مى‏يابد.زائر در اين زيارت،رسالت همه پيامبران بزرگ تاريخ را بر دوش‏امام حسين‏«ع‏»مى‏يابد و چنين مى‏فهمد كه گويى عاشورا نقطه اوج نبرد همه توحيدتاريخى با همه شرك تاريخىاست‏» (28) .

زيارت وداع

در زيارت سيد الشهدا«ع‏»،مستحب است پس از تمام شدن آن،زاير بالاى سر قبرسيد الشهدا«ع‏»رفته زيارت وداع بخواند.متن آن و آدابش در كتب دعا و روايات آمده‏است (29) و متون مختلف و متنوعى دارد و از جمله محتويات آن خداحافظى با قبر امام و دعابراى توفيق زيارت مجدد است و اينكه آخرين بار نباشد:«اللهم لا تجعله آخر العهد منا ومنه...»،«اللهم صل على محمد و آل محمد و لا تجعله آخر العهد من زيارتى ابن رسولك‏و ارزقنى زيارته ابدا ماابقيتنى...»

زيد بن ارقم

از صحابه پيامبر خدا«ص‏»كه در زمان آن حضرت نوجوان بود و در تعدادى از جنگهادر ركاب پيامبر حضور داشت. (30) وى در سن پيرى پس از حادثه عاشورا،وقتى اسيران‏اهل بيت را به كوفه آوردند و وارد قصر ابن زياد كردند،در آنجا حضور داشت.وقتى سرمطهر سيد الشهدا را مقابل ابن زياد قرار دادند و او با چوب به دندانهاى آن سر بريده مى‏زد،زيد بن ارقم اعتراض كرد كه:چوب خود را از اين لبها بردار،به خداى يگانه قسم،من‏بارها ديدم كه رسول خدا«ص‏»با لبهاى مباركش اين لبها را مى‏بوسيد،سپس بعنوان‏اعتراض،مجلس را ترك كرد. (31) هم او نقل كرده كه وقتى سر امام حسين‏«ع‏»را در كوچه‏هامى‏گرداندند،من در غرفه خود بودم. جلوى من كه رسيد،شنيدم آيه‏«ام حسبت ان‏اصحاب الكهف و الرقيم...»را مى‏خواند. (32) وىدر سال 68 هجرى در كوفه درگذشت. (33)

زيد بن معقل

زيد بن ورقاء

از شهداى كربلاست.نامش در زيارت ناحيه مقدسه آمده است.بدر بن معقل هم‏گفته‏اند. (34)

عنصر خبيثى كه روز عاشورا،همراه حكيم بن طفيل،در نخلستانى اطراف فرات كمين‏كرده و بر عباس‏«ع‏»هنگام آب آوردن به خيمه‏ها حمله كردند.دست راست عباس در اين‏كمين از كار (35)

زين العابدين‏«ع‏»

پيشواى چهارم شيعه،حضرت سجاد،امام على بن الحسين،زين العابدين‏«ع‏»،فرزندسيد الشهدا«ع‏»كه در حادثه كربلا حضور داشت و بعلت بيمارى در خيمه بسترى بود وهمراه با اهل بيت،پس از شهادت امام حسين‏«ع‏»به اسيرى رفت و با حالتى دشوار وغمبار،كه غل و زنجير به دست و گردن آن حضرت بسته بودند،به كوفه و از آنجا به شام‏برده شد.در كاخ يزيد هم خطبه بسيار مهمى ايراد كرد كه چهره يزيد افشا شد و مردم شام‏نسبت به ماهيت‏حادثه كربلا آگاه شدند.امام سجاد«ع‏»در سال 38 هجرى در مدينه به دنياآمد.در حادثه كربلا حدود 24 سال داشت،پس از شهادت پدر نيز مدت 35 سال امامت‏كرد.مادرش شهربانو دختر يزدگرد بود.در حادثه كربلا آن حضرت ازدواج كرده و داراى‏فرزند بود و فرزند خردسالش امام باقر«ع‏»هم در كربلا بود. (36) نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا،پيام رسانى خون شهيدان كربلا و حفظدستاوردهاى آن انقلاب خونين و اهداف پدر،از تباه شدن و تحريف گشتن بود.اين‏رسالت،در قالب ايراد خطبه‏ها توسط آن حضرت و عمه‏اش زينب‏«ع‏»انجامگرفت.

سخنان امام سجاد در بارگاه يزيد،چنان او را به خشم آورد كه دستور كشتنش را داد، اماحضرت زينب،جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت.در دفن اجساد شهداى اهل بيت‏در كربلا،به يارى طايفه بنى اسد آمد و پس از خاكسپارى پيكر سيد الشهدا«ع‏»روى قبرآن‏حضرت نوشت:«هذا قبر الحسين بن على بن ابى طالب،الذى قتلوه عطشانا غريبا» (37) .

پس از عاشورا،حضرت سجاد«ع‏»دوران بسيار سخت و خفقان بارى را با خلفاى‏اموى سپرىكرد.وليد بن عبد الملك و هشام بن عبد الملك،از خلفاى معاصر او بودند.

داستان زيارت آن حضرت و بوسيدنش حجر الاسود را و شعرهاى بلند فرزدق در ستايش‏او(هذا الذى تعرف البطحاء وطاته...)معروف است.«صحيفه سجاديه‏»مجموعه‏اى ازدعاهاى آن حضرت است كه اينك در دست ما بعنوان گنجينه‏اى از معارف دينى موجوداست.آن حضرت در سال 95 هجرى با دسيسه وليد بن عبد الملك به شهادت رسيد و دربقيع،مدفون شد.براى آشنايى با زندگى،شخصيت و فضايل بيشمارش بايد بهكتابهاى‏مستقل و مفصلتر مراجعه كرد. (38)

زينب‏«ع‏»

زينب كبرى سلام الله عليها،پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين‏«ع‏»در نهضت‏خونين عاشورا.حضرت زينب،دختر امير المؤمنين و فاطمه زهرا«ع‏»در سال پنجم‏هجرى،روز 5 جمادى الاولى در مدينه،پس از امام حسين‏«ع‏»به دنيا آمد.از القاب‏اوست:عقيله بنى هاشم، عقيله طالبيين،موثقه،عارفه،عالمه،محدثه،فاضله،كامله،عابده‏آل على.زينب را مخفف‏«زيناب‏»دانسته‏اند،يعنى زينت پدر.

امام حسين‏«ع‏»هنگام ديدار،به احترامش از جا برمى‏خاست.زينب كبرى،از جدش‏رسول خدا و پدرش امير المؤمنين و مادرش فاطمه زهرا«ع‏»حديث روايت كرده است. (39) اين بانوى بزرگ، داراى قوت قلب،فصاحت زبان،شجاعت،زهد و ورع،عفاف وشهامت فوق العاده بود. (40) شوهرش، عبد الله بن جعفر(پسر عموى خودش)بود.از اين‏ازدواج،دو پسر حضرت زينب به نامهاىمحمد و عون،در كربلا به شهادت رسيدند.

وقتى امام حسين‏«ع‏»پس از امتناع از بيعت با يزيد،از مدينه به قصد مكه خارج شد،زينب نيز با اين دو فرزند،همراه برادر گشت.در طول نهضت عاشورا،نقش فداكاريهاى‏عظيم زينب، بسيار بود.سرپرست كاروان اسيران اهل بيت و مراقبت كننده از امام‏زين العابدين‏«ع‏»و افشاگر ستمگرى‏هاى حكام اموى با خطبه‏هاى آتشين بود.زينب،هم‏دختر شهيد بود،هم خواهر شهيد،هم مادر شهيد،هم عمه شهيد.پس از عاشورا و در سفراسارت،در كوفه و دمشق، خطابه‏هاى آتشينى ايراد كرد و رمز بقاى حماسه كربلا وبيدارى مردم گشت.پس از بازگشت به مدينه نيز،در مجالس ذكرى كه براى شهداى كربلاداشت،به سخنورى و افشاگرىمى‏پرداخت.وى به‏«قهرمان صبر»شهرت يافت.

در سال 63 و به نقلى 65 هجرى درگذشت.قبرش در زينبيه(در سوريه كنونى)است.

برخى نيز معتقدند مدفن او در مصر است.در كتاب‏«خيرات الحسان‏»آمده است:درمدينه قحطى پيش آمد.زينب همراه شوهرش عبد الله بن جعفر به شام كوچ كردند و قطعه‏زمينىداشتند.زينب در همانجا در سال 65 هجرى در گذشت و در همان مكان دفن شد. (41)

صبح ازل طليعه ايام زينب است پاينده تا به شام ابد نام زينب است در راه دين لباس شهامت چو دوختندزيبنده آن لباس بر اندام زينب است

بارزترين بعد زندگى حضرت زينب،همان پاسدارى از فرهنگ عاشورا بود كه باخطابه‏هايش، پيام خون حسين‏«ع‏»را به جهانيان رساند.در اين زمينه،نوشته‏ها وسروده‏هاى بسيارى است،ازجمله اين شعر:

سر نى در نينوا مى‏ماند اگر زينب نبود كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زينب نبود چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابرى از ريا مى‏ماند اگر زينب نبود چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان در كوير تفته جا مى‏ماند اگر زينب نبود زخمه زخمى‏ترين فرياد،در چنگ سكوت از طراز نغمه وا مى‏ماند اگر زينب نبود در طلوع داغ اصغر،استخوان اشگ سرخ در گلوى چشمها مى‏ماند اگر زينب نبود ذو الجناح داد خواهى،بى‏سوار و بى‏لگام در بيابانها رها مى‏ماند اگر زينب نبود در عبور از بستر تاريخ،سيل انقلابپشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زينب نبود (42)

خود زينب نيز از فصاحت و ادب برخوردار بود.در هنگام ديدن سر بريده برادر،خطاب به اوچنين سرود:«يا هلالا لما استتم كمالا...»بعدها هم در سوگ حسين‏«ع‏»

اشعارى سرود،با اين مطلع:«على الطف السلام و ساكنيه...»:سلام بر كربلا و برآرميدگان‏آن دشت،كه روح خدا در آن قبه‏ها و بارگاههاست.جانهاى افلاكى و پاكى كه در زمين‏خاكى، مقدس و متعالى شدند،آرامگاه جوانمردانى كه خدا را پرستيدند و در آن دشتها وهامونها خفتند.سرانجام،گورهاى خاموششان را قبه‏هايى افراشته در برخواهد گرفت،وبارگاهىخواهد شد،داراى صحنهاى گسترده و باز...

زينبين

دو زينب.اصطلاحا به حضرت زينب و حضرت ام كلثوم،دختران امير المؤمنين‏«ع‏»

گفته مى‏شود كه در كربلا حضور داشتند.اين كلمه از باب تغليب يك اسم بر ديگرى است،آنگونه كه به امام حسن و امام حسين هم‏«حسنين‏»گفته مى‏شود.

زينبيه

جايى كه به حضرت زينب‏«ع‏»منسوب باشد.آنگونه كه به جاى منسوب به امام‏حسين‏«ع‏»، «حسينيه‏»گفته مى‏شود.مكانهايى كه با اين عنوان و به ياد حضرت زينب درشهرهاى مختلف مى‏سازند و براى برپايى محفلهاى عزادارى يا مجالس دينى براى بانوان،و گاهى هم به عنوان دار الايتام مورد استفاده قرار مى‏گيرد،از آن جهت كه آن بانوى‏قهرمان،پس از عاشورا يتيمان ابا عبد الله الحسين‏«ع‏»را در سفر اسارت سرپرستى ونگهدارى مى‏كرد.مرقد زينبكبرى‏«ع‏»نيز كه در شام قرار دارد به همين نام‏«زينبيه‏»

شهرت دارد كه تا دمشق مقدارى فاصله دارد و زيارتگاه عاشقان عترت پيامبر«ص‏»است.

البته در مورد مدفن حضرت زينب،اقوال ديگرى نيز وجود دارد.

زين واژگون

تعبيرى است كه بيشتر درباره ذو الجناح،اسب امام حسين‏«ع‏»به كار مى‏رود كه پس ازشهادت امام،با زين واژگون و يال پر خون و پريشانحال به طرف خيمه‏ها آمد.برگرفته ازجمله‏اى در زيارت ناحيه مقدسه است كه آمده است:«...فنظر النساء الى الجواد مخزياوالسرج عليه ملويا» (43) .

پى‏نوشتها

1-بحار الانوار،ج 98،(بيروت)ص 329،المزار،شيخ مفيد،ص 53.

2-مفاتيح الجنان،زيارت اربعين.

3-منتهى الآمال،ج 1،حوادث اربعين،نفس المهموم ص 322،بحار الانوار،ج 98،ص 328.

4-بحار الانوار،ج 98،ص 28،المزار،شيخ مفيد،ص 30.

5-همان،ص 16.

6-همان،ص 52 و 8.

7-اسرار الشهادة،فاضل دربندى،ص 136،(چاپ سنگى)

8-شرح مبسوط ماجرا در كتاب‏«انتفاضة صفر الاسلاميه‏»از رعد الموسوى آمده است.

9-كليات صائب تبريزى،غزل 1523.

10-بحار الانوار،ج 98(بيروت)ص 336،مفاتيح الجنان،ص 438.

11-به بحث تحليلى و مقايسه‏اى بين اين دو متن،و نيز ميزان صحت و استناد اين دو زيارت دركتاب‏«انصار الحسين‏»،محمد مهدى شمس الدين،مراجعه كنيد.

12-كامل الزيارات،ص 174،المزار،شيخ مفيد،ص 52.

13-همان(كامل الزيارات).

14-همان،ص 176،بحار الانوار،ج 98،ص 291.

15-وسائل الشيعه،ج 10،ص 346،امالى صدوق،ص 123.در«مزار»شيخ مفيد،ص 26 چنين است(از امام‏باقر«ع‏»):مروا شيعتنا بزيارة قبر الحسين بن على‏«ع‏»فان اتيانه مفترض على كلمؤمن يقر للحسين عليه السلام بالامامة‏من الله عز و جل.

16-همان،345،بحار الانوار،ج 98،ص 11.

17-كامل الزيارات،ص 125،وسائل الشيعه،ج 10،ص 356.

18-وسائل الشيعه،ج 10،ص 357،بحار الانوار،ج 98،ص 11،كامل الزيارات،ص 127.

19-كامل الزيارات،ص 124(نقل به تلخيص).

20-امالى صدوق،ص 197.

21-در منابعى همچون:كامل الزيارات،وسائل الشيعه،بحار الانوار،ثواب الاعمال و...احاديثشآمده است.

22-وسائل الشيعه،ج 10،ص 414.

23-بحار الانوار،ج 98،ص 142.

24-مشفقى دهلوى.

25-براى تحقيق پيرامون سند اين زيارت و صحت آن،ر.ك:«انصار الحسين‏»،ص 146 تا 162.درضمن،در ج 45،بحار الانوار،ص 65 نيز اين زيارت آمده است.

26-براى مطالعه در تحليل محتوايى زيارتنامه‏ها،ر.ك:مقالات زيارت در مجله‏«پيام انقلاب‏».سال 1365.از شماره‏172 تا 181 به قلم نگارنده.

27-مفاتيح الجنان،ص 427 به نقل از مصباح المتهجد،شيخ طوسى.

28-چشمه خورشيد(مجموعه مقالات كنگره امام خمينى و فرهنگ عاشورا)،ج 1،ص 97،مقاله‏«ادبيات عاشورا».

29-از جمله در بحار الانوار،ج 98،ص 203 و 208.

30-تاريخ الاسلام،ذهبى،ج 5،ص 118.

31-بحار الانوار،ج 45،ص 116،اثبات الهداة،ج 5،ص 188.

32-همان،ص 125.

33-براى شرح حال او ر.ك:اعيان الشيعه،ج 7،ص 87.

34-انصار الحسين،ص 73.

35-بحار الانوار،ج 45،ص 40.

36-اعيان الشيعه،ج 1،ص 635.

37-حياة الامام زين العابدين،ص 166.

38-از جمله‏«الامام زين العابدين‏»،عبد الرزاق المقرم،«حياة الامام زين العابدين‏»،باقر شريف القرشى،«سيرة‏الائمة الاثنى عشر»هاشم معروف الحسنى،«بحار الانوار»ج 46،«زندگانى زينالعابدين‏»سيد جعفر شهيدى و....

39-الحسين فى طريقه الى الشهاده،ص 65.

40-درباره مقامات معنوى زينب و ويژگيهايش،ر.ك:«الخصائص الزينبيه‏»از سيد نور الدينجزايرى.

41-درباره زندگينامه حضرت زينب،از جمله ر.ك:«بطلة كربلا»عايشه بنت الشاطى،كه با نام‏«زينب،بانوى قهرمان‏كربلا»به قلم حبيب الله چايچيان و مهدى آيت الله زاده ترجمه شدهاست.

42-قادر طهماسبى(فريد.

43-حياة الامام الحسين،ج 3،ص 298.