بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب زکات برای همه, احمد محسنى گرکانى ( )
 
 

بخش های کتاب

     FEHREST -
     FOOTNT01 -
     zakat0001 -
     zakat0002 -
     zakat0003 -
     zakat0004 -
     zakat0005 -
     zakat0006 -
     zakat0007 -
     zakat0008 -
     zakat0009 -
     zakat0010 -
     zakat0011 -
 

 

 
 

 

next page

fehrest page

back page

عمر با بركت  
همانطور كه خداوند، بركت را در مال قرار داده ، عمر آدمى را هم با بركت ساخته است دردعاى مكارم الاخلاق از صحيفه مى خوانيم كه حضرت سجاد (عليه السلام ) مى فرمايد:
و عمرنى ماكان عمرى بذلة (239) فى طاعتك (240)
خدايا تا زمانىكه عمرم در پيروى از امر و نهى تو مصروف مى گردد مرا از نعمتطول عمر بهره مند فرما (بذله در لغت به معناى لباس كار، آمده است )
تشبيه عمر به لباس كار در كلام امام (عليه السلام ) بسيار بليغ و لطيف و گويا پارهاى از حقائق است . امام سجاد (عليه السلام ) عمرى را از خداوند مى خواهد كه در تمام دروانزندگى ، مانند لباس كار و خدمت در برش ‍ باشد. معمولا كارگر وقتى كارش پايانپذيرفت لباس كار را از تن بيرون مى آورد ولى امام (عليه السلام ) از خدا خواسته است، عمرش مانند لباس ‍ كارى باشد كه پيوسته در برداشته و تازنده است در طاعت وبندگى خدا باشد و از بدن بيرون نياورد. عمر نى ما كان عمرى بذلة فى طاعتك بارالها به من عمر طولانى عطا كن تا عمرم در همهاحوال و در تمام شبانه روز، در خواب و بيدارى در اطاعت و فرمان تو باشد، اينگونهعمر، در نزد حضرت سجاد (عليه السلام ) لباس طاعت بسيار پر قيمت است از اين نظركه هيچ گاه از او جدا نمى شود، به گونه اى كه اگر عمر، گاهى در طاعت الهى صرفشود و گاهى در عصيان و گناه سپرى گردد در نزد آن حضرت لباس ‍ اطاعت نيست وارزش و بركتى ندارد.
عمر هديه الهى است  
عمر هديه اى است از طرف خداوند، در صورتى كه انسان از آن استفاده بهينه كند و آن رادر راه طاعت خداوند و خشنودى وى سپرى نمايد و گذر عمر را وسيله تعالى وتكامل جان خود قرار دهد و به انجام عمل نيك موفق گردد، خداوند زندگى دنيا را در اختياربشر قرار داده تا بهترين اعمال را به وسيله آن انجام بدهد. در قرآن مى خوانيم : الذى خلق الموت و الحيوة ليبلوكم الكم احسن عملا(241)
خداوند مرگ و حيات را آفريده است تا شما را آزمايش كند، كدام يك از شما عملتان بهتراست ، امام عصوم عمر را وسيله اصلاح امر آخرت مى داند و براى آن مى خواهد و از خداوندآن را طلب مى كند، چه ، آخرت را خانه اى ابدى و پايدار تلقى مى نمايد. اين موفقيت رااز خداوند زير سايه زندگى سعادت بخش دنيا تقاضا دارد، زندگى دنيا را مى خواهد،اما براى تحصيل خيرات و ارزش ها، براى ازدياد امور زيبا و خوبى كه سعادت وخوشبختى انسان را در برداشته باشد.
در دعاى ايام هفته آمده است : و اجعل الحيوة زيادة لى فىكل خير.(242) بارالها، زندگى را براى من مايه بركت و نيكوبختى قراربده ، كه بتوانم هر جه بيشتر به كار خير توفيق يابم و از عمرم بهرمند گردم و بهكارهاى مهم و اساسى بپردازم . چه بسا افراد لايق و بزرگوارى كه شايسته كارهاىبزرگند و با ايمانى كه دارند از خداوند تقاضاى توفيق انجام كارهاى مهم را دارند ومى خواهند كارهاى غير مهم بدست ديگران انجام گردد.
صرفه جويى در عمر 
امام سجاد (عليه السلام ) در صحيفه سجاديه مى فرمايد: واكفنى ما يشغلنى الاهتمامبه . (243) بارالها: كفايت كن مرا، در كارهايى كه اگر بخواهم خود اقدام كند،از كارهاى مهم و اساسيم باز مى مانم . امام (عليه السلام ) از خداوند تقاضا مى كند كهاسبابى فراهم نما كه بدون صرف وقت و تضيع عمر، آن كار انجام شود، كارى كه هدف، انجام عمل است و ويژه شخصى معينى نيست . چه بسيارند افرادى كه لايق و شايستهاعمال بزرگند، اما در طول زندگى قسمت مهمى از عمر گرانقدرشان صرف كارهايى مىگردد كه ديگران هم مى توانند به نيابت از آنها انجام دهند و اينان وقت خود را در اعمالىمهم تر صرف نمايند. اين گروه مى توانند به پيروى از امام سجاد (عليه السلام ) دعاكنند و صميمانه از خدا بخواهند كه مسبب الاسباب وسيله انجام اين امر را فراهم آورد، كهدعاى آنها واجد شرايط استجابت باشد و مقبول درگاه بارى تعالى واقع شود و مستجابگردد، كه قسمت مهمى از سرمايه عمرشان تلف نخواهد شد و مى توانند آن را در راهىبه كار برند كه موجب تعالى روح و تكامل معنوى آنان گردد و به مدارج عالى ترىدست يابند.
يك نمونه
جوانى شايسته و لايق براى ادامه تحصيل و نيل به مدارج عالى علمى از زاهدان به تهرانآمده و با جديت مشغول درس است . مادرش در زاهدان بيمار مى شود به طورى كه اگر بهوى نرسند دار فانى را وداع مى كند. طبيب بر بالينش مى آورند و نسخه اى مى دهد ولىداوى آن را فقط در بيمارستان معينى در تهران مى توان تهيه نمود، نسخه را مسافرى كهبا هواپيما عازم تهران است با خود مى آورد، كه به فرزند آن مادر بيمار برساند و آندارو را زود تهيه كند و به زاهدان ببرد، دارو تهيه مى شود ولى اينمحصل محترم در اين فكر است كه اگر بخواهد خود، دارو را به زاهدان ببردحداقل يك هفته عمرش در اين شهر مصرف مى گردد و به ديد و بازديد بايد سرگرمشود و در نتيجه از درس و حضور در كلاس باز مى ماند، چون آنمحصل مردمى الهى است و علاقه مند به شؤ ون معنوى ، همانطور كه در خيابان راه مى رود،متوجه ذات اقدس بارى تعالى مى گردد و به ياد دعاى امام سجاد (عليه السلام ) مىافتد و عين دعا را به زبان مى آورد و يا آنكه فارسى آن را به خدا عرض مى كند:
واكفنى ما يشغلنى الاهتمام به يعنى بارالها تو مرا كفايت كن و كارى كنكه من به اين قضيه اشتغال نيابم و وقتم به هدر نرود و دگرى اين دارو را به زاهدانبرساند. طولى نمى كشد كه در خيابان با مرد محترمى ازاهل زاهدان كه در همسايگى آنان سكونت دارد برخورد مى كند و پس از سلام واحوال پرسى ، محصل به او مى گويد مادرم بيمار شده ، نسخه او را به وسيله مسافرهواپيما به تهران فرستاده اند، من دواء را تهيه نموده ام و نمى دانم چه كنم كه هر چهزودتر اين دواء به مادرم برسد. آن مرد محترم زاهدانى مى گويد دو ساعت ديگر من باهواپيما عازم زاهدانم . دارو را با كمال علاقه مندى به مادرت مى رسانم ، شما از اين نظرتشويق خاطر نداشه باشيد دارو را به او مى دهد، خداحافظى مى كند، آن مرد هم در موعدمقرر به زاهدان مى رود و دارو به موقع به دست مادرش مى رسد و موجبات درمان فراهممى گردد.
اين است معنى دعاء امام (عليه السلام ) كه در پيشگاه الهى عرض مى كند: بارالها ! توكفايت كن مرا از آن چيزهايى كه اگر خودم به خواهم به آنهااشتغال پيدا كنم و آنها را انجام دهم وقت مرا مى گيرد و از كار اساسيم باز مى دارد.(244)
انسان موفق
انسان هايى را مى شناسيم كه در طول زندگى همواره موفق بوده اند و با تاءييداتالهى زندگى كرده اند گرچه به ظاهر عمر آنان معمولى ، بلكه از معمولى هم كمتربوده است ولى از حيث آثار و بركات ، به درازاى عمر جهان ، حياتى مفيد داشته اند وثمرات جاودانگى عمرشان آنچنان انقلاب و فكرى در جهان به وجود آورده كه بابسعادت و راه تعالى و تكامل را براى هميشه به روى بشريت گشوده اند.
آثار جاودانه
با يك نگاه اجمالى به تاريخ حيات پيامبر معظم اسلامى (صلى الله عليه وآله ) و آثارجاودانه زندگى با بركت آن حضرت ، نمونه بارز عمر با بركت را به عينى مى بينيم .پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) شصت و سهسال در اين جهان بيشتر درنگ نكرد، از اين مدت ، بيست و سهسال موفق شد و به تربيت و تهذيب نفوس و تعليم و آموزش انسان هاى مستعد بپردازندو اين در حالى بود كه سيزده سال آغاز بعثت ، پيوسته درگير معاندين ، بت پرستان وده ساله بعد در مدينه گرفتار مشكلات جنگ بوده ، خدا مى داند چه فشارهاى سياسى واقتصادى فراوانى را آن حضرت تحمل كرد، كه از همه جانكاه تر آزارها و شكنجه هاىروحى بود.
ايمان راسخ و توحيد خالص آن حضرت از يك طرف و عزم پولادين و آسيب ناپذيرىحاصله از نداى آيه فاستقم كما امرت (245) هر لحظه بر صلابت واميدواريش يم افزود، آن بزرگوار را مانند كوهى محكم او استوار نگه مى داشت به طورىكه در تمام جبه هاى مبارزه با كفار و بت پرستان در اين بخش را عمر مباركش پيروزگرديد. اما بعد از هجرت از مكه معظمه به مدينه منوره كه دهسال به طول انجاميد تا حدودى از بحران كاسته شد و آرامش نسبى در زندگى ايشانپديد آمد با اينكه بخش مهمى از وقت گرانبهاى آن بزرگوار را جنگ هااشغال مى كرد، معذلك توانست در فرصت هاى كم ، اما مفيد و پر تحرك ، معارف سعادتبخش عالى اسلام را براى مردم بيان كند، برنامه هاى اخلاقى و اجتماعى انسان سازآسمانى را تبيين فرمايد و ارزش هاى فراوانى را براى ارتقاى فرهنگ بشريت بهارمغان آورد ده ها قرن است كه بشريت از بركات و ثمرات حيات بخش معنوى و مادىرسول الله (صلى الله عليه وآله ) به طور مدام بهره مند است و در آينده هم بركات وجودايشان استمرار خواهد داشت .
زندگى ائمه طاهرين سلام الله عليهم نيز بركات بسيار مهمى به همراه داشت ، گرچهبه ظاهر آن بزرگواران ، عمرى طولانى نداشتند و دشمنان بشريت به عمر مبارك آنانبا كشتن و مسموم كردن خاتمه دادند و آن بزرگواران را به شهادت رساندند، اما همينحيات اندك ، چراغ فروزانى شد براى نيك بخت و تعالى جامعه ، نهضت علمى و كرسىتدريسشان ، فضاى جوامع بشرى را تا افق بيكران روشن ساخته و به كاشانه تاريكبشريت نور بخشيد.
به حقيقت آنها پايه گذار تمدن جهان و پشتوانه بسيار محكمى براى نظم زندگىفردى و اجتماعى بودند و شاگردان محضر آن پيشوايان راستين ، مكتب فكرى و فقهىآنان را، سينه به سينه به نسل بعد از خود منتقل كردند و تا جهان باقى است ادامه خواهدداشت .
رمز باقى ماندن آيين پيامبران :
تحول و تمدنى كه از بركت وجود انبياء بويژه پيامبر عظيم الشاءن اسلام (صلى اللهعليه وآله ) و جانشينانش در جهان پديد آمد در دنيايى كه شهوات و غرائز حيوانى بشر،تعادل خود را از دست داده و امروز در چند قدمى پرتگاه سقوط قرار گرفته ، تنها نقطهاميد و راه صلاح و فلاح است .
نكته قابل توجه بقاى آيين انبياء و خصوصا پيامبر عظيم الشاءن اسلام (صلى اللهعليه وآله ) اين است كه هدف آنان از زندگى ،تحصيل كمالات معنوى و تهذيب نفس بوده و باتحمل سختى ها و تلخى ها، سرانجام در راه آن جان باختند. غرض آنها هرگز از زندگىدنيا، خوش گذرانى و كامرانى نبوده و به رسيدن حكومت دنيا نظر نداشتند. آنچه به مردمدر مقام موعظه مى گفتند ابتدا خود به آن عمل مى كردند و همين امر سبب باور و ايمان مردممى شود، رمز بقاى دين ، اعتقاد و باور مردم به رهبرى دينى است پيامبر معظم و اميرالمؤمنين (عليه السلام ) به آنچه مى گفتند، عمل مى كردند. على (عليه السلام ) در زمانحكومتش نامه اى به يكى از استانداران مى نويسند: (246) بدانكه رهبر شما از دنيا بهدو جامعه كهنه و به دو قرص نان اكتفا كرده الا وان امامكم قد التفى من دنياهبطمريه و من طعمه بقرصيه (247)
به راستى امام المتقين چنين بوده ، گفتارش را درعمل ثابت كرده است . آرى آن حضرت مى فرمايد: و انما هى نفسى اروضهابالتقوى لتاتى امنة يوم الخوف الاكبر(248)
اين منم كه همت و انديشه خود را مصروف بر اين داشته ام كه خويشتن خويش را باپرهيزكارى تربيت نموده تا در روز خطرناك قيامت احساس ‍ امنيت كند و درمحل لغزشگاه استوار بماند.
عمر بى بركت  
عمر انسان ها متفاوت است ، براى بعضى وزروبال است و براى صاحبش ‍ جز شر و فساد و بدبختى و خيانت ، ثمر ديگرى ندارد، چونكلمه خبيثه اى است كه براى او ثبات و قرارى نمى باشد. با توجه به وسعت مفهوم كلمهخبيثه ، مى توان گفت عمر، وقتى تواءم با كفر و شرك باشد. اين عمر خبيث است . ماننددرخت خشك و زشتى است كه بر اثر بى ريشگى ، رشد و نمو ندارد، نه برگ ، نهگل ، نه ميوه اى دارد.
بى خاصيت محض است كه تنها به كار سوزندان مى آيد و اگر سوزانده نشود، مزاحم ،مجروح كننده و آزاردهنده هم هست .

بسوزند چوب درختان بى بر
سزا خود همين است بى حاصلى را
خداوند متعال مى فرمايد: و مثل كلمة خبيثة كشجرة خبيثة اجتثت من فوق الارض ما لها منقرار (249) كلمه كفر و نفاق همانند درخت ناپاكى است كه از زمين كنده شودو روى زمين افتد و قرار و ثباتى ندارد.
بنابراين عمر بى بركت ، مانند كلمه خبيثه و ناپاكى است كه فايده اى بر آن مترتبنيست ، بلكه براى صاحبش و جامعه ، زيان بخش است و مرگ جرم او را تخفيف مى بخشد ومردم را از شر او راحت مى كند. در دعا مى خوانيم خدايا:
(اگر حياتم موجب سعادتم نيست ) مرگم را سبب راحت شدنم از هر گناهى قرار بده والوفات راحة لى من كل شر(250) در دعاى صحيفه سجاديه امام زين العابدين(عليه السلام ) آمده است :
فاذا كان عمرى مرتعا للشيطان فاقبضنى اليك (251) آنحضرت از پيشگاه الهى در خواست مى كند بارالها: هر گاه عمرم چراگاه شيطان شود بهآن پايان ده و جان مرا بگير، پيش از آن كه خشم و غضب بر من مستولى و استوار گردد.
پرواضح است كه اگر عمر انسان ، چراگاه شيطان شود، ميدان فعاليت شيطان بسياروسيع خواهد شد همان طور كه حيوانات اگر در چراگاه رها باشند، به هر طرف كهبخواهند مى روند و از هر گياهى استفاده مى كنند حتى بهنهال هائى كه تازه جوانه زده است رحم نمى كنند و مى كنند و مى خورند.
و اى از آن وقتى كه شيطان بر انسان مسلط شود و در مرتع انديشه آدمى رخنه كند،آنجاست كه راه هزاران گناه را بر انسان باز مى كند، چرا كه شيطان ، دشمن ديرينه آدمىاست . هر زمان بتواند با وسوسه ، اغواء مى كند. خداوند منان ما را به دشمنى با شيطاندستور داده و فرموده : ان الشيطان الكم عدو فاتخذوه عدوا(252) بهراستى شيطان دشمن شماست شما هم او را دشمن بداريد.
كيفر گناه
در حديثى از ابى حمزه ثمالى روايت شده كه اميرالمؤ منين فرموده : اعوذبالله منالذب التى تعجل الفناء(253) به خدا پناه مى برم از گناهانى كه درنابودى (گناهكاران ) شتاب مى كند.
ابن كوا كه در زمره دشمنان و از خوارج بود. پيوسته مى خواست كهايرادى بر گفتار و يا كردار حضرت امير (عليه السلام ) بگيرد، از جا برخاست گفت :يا على مگر گناهى هست كه در نابودى شتاب مى كند؟
فقال : نعم : ويلك قطيعه الرحم بنابراين عمرى كه به گناه سپرى شودبركت ندارد و به دست فنا و نابودى سپرده مى شود.
كيست كه نخواهد مال و عمرش بابركت باشد؟  
از جمله چيزهايى كه خداوند در آن بركت فراوان قرار داده زكات است ، زكات با استنادبه روايات اهل بيت طاهرين داراى بركات فراوانى است ، روان انسان را از اخلاق رذيله وپست مانند: بخل حرض و قساوت پاك مى كند ومال را بركت مى دهد.
اميرالمؤ منين فرمود: اگر مى خواهى مالت زياد شود زكات بده و اگر مى خواهيد تندرستو سلامت باشى صدقه زياد بده (254) صدقه باعث اداى دين و زيادىمال نيز مى گردد و در زندگى بركت مى آورد، در بسيارى از روايات صدقه به معنىزكات آمده است . بنابراين با انجام اين فريضه الهى هممال زياد مى شود و هم زندگى شيرين و گوارا مى گردد
على التحقيق زكات عمل صالح است هر كس عمل صالح انجام بدهد خدا زندگى گوارا بهاو مى دهد. من عمل صالحا من ذكر او انثى و هو مؤ من فلنحيينه حياة طيبة(255) هر كس عمل صالح و شايسته بجا آورد، ما به او زندگى پاكيزه مى دهيم .
انسانى موفق است كه عمر خود بهره كافى مى گيرد زيرا عمر سرمايه نقدى است كه هركسى در اختيار دارد و مى تواند از آن سود كلان ببرد عمر انسان عالى ترين هديه اى استكه از جانب خداوند به او عطا گرديده است و مى تواند با اين سرمايه گرانقدر كالايىچون توحيد، ايمان ، فضيلت ، مغفرت و پاكىتحصيل كند و يا شرك ، ريا، رذيلت و ناپاكى . واقعا اختيار كدام يك به منطقعقل نزديك تر است ؟ !
متاع كفر و دين بى مشترى نيست
گروهى اين گروهى آن پسندند
عن ابى الحسن (عليه السلام ) قال : الدنيا سوق ربح فيها قوم و خسر آخرون(256)

امام هادى (عليه السلام ) فرمود: دنيا بازارى است كه بعضى در آن سود مى برند وبعضى زيان مى كنند دنيايى كه در آن زندگى مى كنيم درست مانند بازارى است كهانسان وارد آن مى شود، پيوسته معاملاتى در آن انجام مى گيرد كه از نظر خردمندانبعضى سودآور و برخى زيان بخش
على (عليه السلام ) در اين مورد براى رهنمايى مردم به تجارت سودمند و نافع فرموده:
لا تجارة كالعمل الصاح و لا ربع كالثواب (257) هيچ تجارتىمثل عمل صالح نيست و هيچ سودى همانند اجر الهى نيست .
تجارت نجات بخش  
بعثت پيامبر الهى در اين جهان براى آگاه ساختن مردم و رهايى آنان از ضلالت و گمراهىبودن است تا در اين آشفته بازار دنيا از سرمايه عمر بهترين استفاده را ببرند و يا باامتعه سود آور آن را مبادله نمايند.
يا ايها الذين آمنوا هل ادلكم على تجارة تنجيكم من عذاب اليم يؤ منون باالله ورسوله و تجاهدون فى سبيل الله باموالكم و انفسكم ذالكم خير لكم ان كنتمتعلمون (258)
اى دين باوران آيا (يم خواهيد) شما را راهنمايى كنم و تجارتى كه از عذاب دردناكنجاتتان بخشد، آن تجارت اين است كه ايمان بياوريد به خدا و رسولش و بامال و جانتان در راه او جهاد كنيد اين براى شما اگر بدانيد از هر تجارتى بهتر است .
بركات ذاتى و اكتسابى 
خداوند متعال بعض از مخلوقات را ذاتا و اصالتا با بركت آفريده است ، مانند گوسفند وآب كه بركت همراه با آفرينش آنهاست و همواره وجود آنها براى انسان بركت مى آورد.گاهى خداوند اعطاى بركات را به اعمال و صفات بندگانش مرتبط نموده است مثلا اگرمردم زكات بدهند، اگر در زندگى تقوى و عدالت داشته باشند، خداوندمتعال سراسر عمر و مالشان را با بركت مى سازد. بركت آسمانى و زمينى را دراختيارشان مى گذارد. در اين زمينه آيات فراوانى در قرآن دربارهتحصيل تقوى و امر به آن مانند يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله (259) بهچشم مى خورد و نيز در نهج البلاغه جملاتى كه امر به تقوى و سفارش به تقوى چون فاتق الله و اوصيك بتقوى (260) فاوصيكم (261) عباد الله بتقوىالله فراوان ديده مى شود. حضرت امام رضا (عليه السلام ) فرموده : عليكم بتقوى الله و الورع و الاجتهاد و اداء الامانة و صدق الحديث و حسن الجوارفبهذا جاء محمد (صلى الله عليه وآله ) بر شما باد به تقوى الهى وكوشش در طاعت و بندگى (اداء امانت ) امانت دارى و راستگويى و حسن همجوارى كه اين هااساس رسالت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله ) است . و آمدن پيامبر (صلى الله عليهوآله ) به همين خاطر بوده است . تقوى پايه محكم بركات الهى است . در روايات آمده استعدالت و تقوى ، بركات را افزايش ‍ مى دهد.قال اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بالعدل تضاعف البركات با اجراىعدالت ، بركات مضاعف مى شود هم چنانكه با دادن زكات ، بركات الهى مضاعف مى گرددو نعمت هاى خداوند براى بندگانش فراوان مى شود.
در حديثى از حضرت امام رضا (عليه السلام ) مى خوانيم : خداوندمتعال به يكى از پيمبران وحى فرستاد كه خشنودم از بندگانى كه از من پيروى مى كنندو هنگامى كه من از آنها خشنود باشم ، به زندگى آنها بركت مى دهم ، بركتى كه نهايت وپايانى ندارد و اذا رضيت باركت و ليس لبر كتى نهاية (262)
خداوند راضى مى شود از آن بندگانى كه او را از جان ودل پيروى مى كنند و بركيت به آنها عطا مى فرمايد كه هرگز تمام نمى شودپروردگارا بركات بى كرانت را بر ما نازل فرما اللهمانزل علينا من بركاتك با بينا فرازى از دعاى مبارك سمات ، تيماو تبركا به اين بحث پايان مى دهيم ، باشد كه از بركت روح بخش آن ، فضاى روح وعمق جانمان با عرفان و شناخت دعا، صف و نورانيتى پيدا كند. الهى و ببركاتكالتى باركت فيها على ابراهيم خليلك (عليه السلام ) فى امة محمد (صلى الله عليهوآله )(263)
الها به بركات كاملى كه به واسطه ابراهيمخليل (عليه السلام ) به امت حضرت محمد (صلى الله عليه وآله ) عطا فرمودى وبركاتى كه بواسطه حضرت استحق و عيسى و يعقوب در امتان و پيروان آناننازل كردى و از همه كامل تر بركت و رحمتى كه به واسطه حبيبت حضرت محمد (عليهالسلام ) در ميان عترت و ذريه و امتش عطا نمودى .
و باركت الحبيبك محمد (صلى الله عليه وآله ) فى عترته و ذريته و امته تواى خدا با همان تجليات درود فرست بر محمد وآل محمد، بركت و رحمت عطا كن محمد آل محمد بهترين درود و بركت و رحمتى كه بر ابراهيمو آلش فرستادى ، همانا كه تو ستوده صفات و بزرگوار و مقتدارى كه هر چه اراده كنىانجام مى دهى .
و انتبارك على محمد و آل محمد و ترحم على محمدكافضل ما صليت و باركت و ترحمت على ابراهيم انك حميد مجيدفعال الما تريد و انت على كل شى ء قدير. (264)
رابطه تقوى و بركات آسمانى 
خداوند متعال بين تقوى و بركات خود، رابطه اى مستقيم بر قرار نموده است ونزول بركات آسمانى و زمينى را به داشتن تقوى مشروط كرده است . در آيه 96 سورهاعراف مى خوانيم :
و لو ان اهل القرى آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم بركات من السماء و الارض. (265) اگر اهر شهرها و روستاها ايمان آورند و تقوى پيشه كنند، درهاىرحمت و بركات آسمان و زمين را بر آنان مى گشاييم .
بركات الهى هنگامى زندگى فرد و جامعه را فرا مى گيرد و آباد و پر رونق مى كند كهپايه و اساس زندگانى آنان بر تقوى بنا گرديده باشد.
به موجب وعده آسمانى در هر جامعه اى كه ايمان و تقوى حاكم باشد، خير و بركت در آنراه مى يابد، فقر و فلاكت از ميان مى رود و امنيت و آرامش ‍ برقرار مى شود.
در نهج البلاغه آمده است فمن اخذ بالتقوى غربت عنه الشدائد بعددنوها (266) هر كس تقوى و پرهيزكارى پيشه كند، سختى ها و مشكلاتبعد از نزديك شدن از آنها دور گردد پس از آن فرمود: و تفرجت عليه النعم بعدنضوبها و بلعت عليه البركة بعد ارذاذها(267)
تلخى هاى زندگى شيرين سود، بركات فراوان (الهى ) بر او بجو شد، بهدنبال باران اندك از باران رحمت و با بركت ، بهره مند گردد، آرى اتصاف انسان بهتقوى سبب بركت مى گردد، بدى ها و زشتى ها و تلخى و ناكامى ها را از جامعه انسانىدور مى كند، دشوارى ها و رنج ها را برطرف و زندگى را آسان مى نمايد.
و خشكسالى و تنگ دستى و گرانى را با ابر كرامت و باران رحمت از بين مى برد، امواجفتنه و فساد را ريشه كن مى كند، مهر و محبت و وحدت بردارى جاى آن را مى گيرد،عدل و انصاف حاكم مى شود، زندگى اجتماعىتعديل مى گردد و به مقتضاى عدالت اجتماعى فقرزدايى كه خواسته مصلحين جامعه استعملى مى شود، تحقق اين امور در جامعه نشانه قدرت و تقواى متقين است نفاق هاى مالىهمچون خمس ، زكات ، صدقات ، موقوفات ، نشانه ديگر پرهيز كاران است كه اگر بهمالشان حقى تعلق گرفت ، با طيب نفس و آرامش خاطر مى پردازند، چنانچه مالشانمشمول زكات گرديد بلافاصله قبل از آنكه درمال زكوى تصرف كنند، اول زكات آن را جدا مى كنند و به مستحقين مى رسانند با انجاماين وظيفه سبب استحكام بناى جامعه و موجب نزول بركات مى گردند، در اين هنگام است كهخداوند متعال خشنود مى شود و دريچه رحمت و نعمت را بر بندگانش ‍ مى گشايد و بركتىبه آنها عطا مى فرمايد كه نهايت و پايان نخواهد داشت .
به اميد آن روز كه مسلمانان با درك حقايق اسلام وعمل به دستورات آن ، به كمال انسانى و بركات مادى و معنوى برسند.
با كمال تاءسف بايد اعتراف كنيم : در اين روزگار، به جاى بركات مضاعف ، سلببركات در جامعه رو به افزايش است ، چرا كه جنايات و عصيان بشر رو به افزايشاست ، زيرا بى تقوايى ها و منع زكات ها و ارتكاب معاضى و گناهان ، قطعا بركات رااز بين مى برد.
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى فرمايد: قال اذا ظهرت الجنايات ارتفعت البركات (268) هرگاه گناهانبزرگ آشكار و علنى گردد، بركات (از ميان جامعه ) مى رود.
بركات در سايه زكات  
درخت ايمان و تقوى شاخه هايى دارد، همچون نماز و روزه و حج كه يك شاخه اش زكاتاست . قطعا هر كس زكات بدهد رستگار مى شود و بركات آسمان و زمين نصيب او مىگردد، كماليكه اگر بخل ورزد و از پرداخت زكات خوددارى كند مستحق عذاب و سلببركات مى شود.
در آيات قرآنى به سرگذشت اقوامى همچون قوم هود، صالح ، شعيب و نوح برمىخوريم كه دراثر فساد و بى ايمانى به چه سرنوشت شوم و زشتى گرفتار شدند،تفكر در اين سرگذشت ها به قدر كافى براى ما عبرت انگيز است . كهعمل نكردن به يك دستور الهى چه زندگى نكبت بارى را بهدنبال خواهد داشت تا چه رسد به طغيان و سركشى از عبوديت پروردگار عالم .
كشاورزانى كه گندم هاى زكات نداده را به سيلوهاتحويل مى دهند. سپس ‍ آرد و نان از آن تهيه مى شود، وضيع و شريف شهر نشين و ده نشينآن را مصرف مى كنند آيا كمترين اثر آن اين نيست كه حضور قلب را از بين مى برد و دعامستحباب نمى شود؟
در حالى كه اگر مردمى كه در اين شهرها و بخش ها و روستاها زندگى مى كنند، به جاىبخل ، فساد و تكذيب آيات پروردگار، ايمان و تقوى پيشه مى كردند و در پرتو ايمانو عمل صالح به مستمندان احسان مى نمودند و احكام قرآن را برنامه زندگى خود قرار مىدادند، نه تنها رابطه آنها با پروردگارشان قطع نمى شد و مورد خشم و مجازات قرارنمى گرفتند، بلكه از نعمات و بركات الهى متنعم و بهره مند مى شدند، در گفتارى ازاميرالمؤ منين در نهج البلاغه مى خوانيم كه خداوند زكات را سبب فراوانى روزى(بندگانش ) قرار داده است . و الزكاة تسبيبا للرزق (269) آرى درپرتو زكات ، سعادت و خوشبختى ، و بركت و گشايش در زندگى است .
بركات اجتماعى زكات  
در روايات اهل بيت (عليه السلام ) ثمرات و فوايد فراوانى براى فريضه زكات بيانشده برخى از آنها را بر مى شمريم :
1- حضرت امام رضا (عليه السلام ) در باب علت تشريع زكات فرمود است :
علة الزكاة من اجل قوت الفقراء و تحصيلاموال الاغنياء لان الله تبارك و تعالى كلف اهل الصحة القيام بشاءناهل الزمانة و البلوى كما قال عزوجل : لتبلون فى اموالكم اخراج الزكاةو انفسكم (270) بتؤ طين الانفس مع الصبر (271)

زكات از آن جهت تشريع شده كه قوت فقراء تاءمين مى شود و سببتحصيل اموال براى اغنياء مى گردد. همانا خداوند تباركت و تعالى آنان را كه در ناز ونعمت و خوشبختى و سلامتى به سر مى برند، موظف كرده كه به زندگى فلاكت بار زمينخوردگان و مصيبت ديدگان اجتماع سركشى كنند و ازحال و روزگار سياه آنان دلجويى نمايند.
خداوند فرمود: شما در مال و جانتان (در همين جهان ) آزمايش مى شود (اصلا جهان براىبندگان خدا صحنه آزمايش است با داشتن و نداشتنمال آزمايش مى شوند) زكات يك نوع امتحان است زيرا دادنمال در راله خدا صبر و مقاومت مى خواهد، همانطور كه هنگام بلا و مصيبت امتحان ديگرى استبراى انسان .
حضرت على بن موسى الرضا (عليه السلام ) در حديث مذكور، فلسفه اجتماعى وجوبزكات را دو چيز بيان فرموده است :
اول : تاءمين زندگى فقراء و آسيب پذيران جامعه .
دوم : زياد شدن اموال اغنياء.
خداوند متعال متمكنين را مكلف فرموده كه به حال افراد بى نوا و زمين گير و مصيبت زدهتوجه كنند. تا در آزمايشگاه ايمان روسفيد بيرون آيند، چنانچه در قرآن مجيد آمده خداشما را با دادن زكات اموالتان و بردبارى و آرامش روحى ، هنگام بلا و گرفتارى آزمايشمى كند
قال الراوى سمعت ابا الحسن (عليه السلام )يقول : انما وضعت الزكاة قوتا الفقراء و تو فيرالاموال الاغنياء(272) را وى گفت : شنيديم حضرت ابى الحسن (عليه السلام) مى فرمود: زكات موجب روزى فقراء و فراوانى ثروت اغنياء مى باشد.
رابطه زكات و بركات الهى در اجتماع 
هنگامى كه مؤ منين به فريضه زكات و عمل به آن پاى بند پاشند و به اين دستورقرآنى عمل كنند. بركات مادى و معنوى فراوانى نصيب جامعه مى شود و آثار فزاينده آندر اجتماع پيدار مى گردد. به گونه اى كه خداوند بركات آسمان و زمين را از هر سوبه آنان عطا مى كند.
بهره مند شدن از بركات زمين و آسمان در گرو ايمان و تقوى وعمل به دستورات الهى است . عمل به فريضه زكات يكى از نشانه هاى ايمان و تقوىاست و رابطه مستقيم بين ايمان و تقواى و نزول بركات مى باشد همانگونه كه در آيهشريفه خوانديم و لو ان اهل القرى امنوا واتقوا لفتحنا عليهم بركات من اسماء والارض (273) مردمى كه در شهرها و آبادى ها زندگى مى كنند اگر ايمانآورند و با تقوى شوند درهاى رحمت و بركات آسمان و زمين را براى آنان مى گشاييم .
اين حقيقت كه زكات و انفاق در راه خدا موجب بركت و فزونىمال مى شود و داراى اجرا و پاداش فراوان مى باشد جاى انكار نيست ، قرآن كريم اينمطلب را با صراحت بيان فرموده است :
مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت سبعسنابل فى كل سنبلة ماة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم(274)

كسانى كه اموال خود را در راه خدا انفاق مى كنند، مانند بذرى است كه هفت خوشه بروياندو در هر خوشه يكصد دانه باشد، خداوند همين را هم براى هر كس كه بخواهد (و شايستگىداشته باشد) مضاعف مى گرداند.
شايد تعجب آور باشد كه چگونه از يك دانه گندم مثلا هفت خوشه و در خوشه صد دانهگندم به عمل آيد. صاحب تفسير مجمع البيان مرحوم طبرسى به اين نكته اشاره كرده و آنرا تاءييد نموده تفسير الميزان عملا به بار نشستن هفتصد دانه از يك دانه گندم را تحقيقپذير مى داند، همانطور كه قرآن اين واقعيت را بيان فرموده وقابل ترديد ندانسته است .
اين همان بركتى است كه خداوند در چيز كم قرار داده و به آن فزونى عطا مى كند. دركشاورزى تجربه نشان داده و در جايى كه با اسلوب صحيح ، بذر سالم و اصلاح شدهدر زمين مناسب كشت شود بيش از هفتصد دانه و دو برابر هم مى توان برداشت كردچند سال قبل كه سال پربارانى بود، در مطبوعات اين خبر انتشار يافت كه درنواحى شهرستان بوشهر در پاره اى از مزارع ساقه هاى گندم بسيار بلند و پر خوشهديده شد كه گاهى در يك بوته در حدود چهارهزار دانه گندم وجود داشت و اين خود مىرساند كه تشبيه قرآن يك تشبيه كاملا واقعى است .(275)قابل ذكر است كه آيه شريفه عموميت دارد و هر گونه انفاق واجب و مستحب در راه خدا را دربر مى گيرد، زكات دادن از بارزترين مصاديق انفاق در راه خداست . كسانى كه در راه خدابه مستمندان كمك مى كنند اگر چه با دادن زكات واجب باشد، خداوند به آنان پاداشمضاعف مى دهد.
قرآن كريم اين حقيقت را در سوره روم آيه 39 بيان كرده است : و ما اتيتم من زكاةتريدون وجه الله فاولئك هم المضعفون
آن چيزى كه به عنوان زكات مى دهيد تنها خشنودى خدا را در نظر داريد (نزد خداوند صاحبپاداش بزرگ ) و اجر مضاعف مى باشيد.
نكته قابل توجه ، كلمه مضعفون در آيه ، معنى اسم در آيه ، معنى اسمفاعل (مضاعف كننده ) را نمى دهد، بلكه به معنى صاحب اجر و پاداش ‍ چندين برابر است .چنانچه گفته شده رجل مقو يعنى مرد خيلى نيرومند ورجل مو سر يعنى صاحب ثروت فراوان (276)
راغب در مفردات گفته : هر گاه كسى بگويد اضعفت الشى ء وضاعفته معنايش تنها دو برابر نيست بلكه چندين برابر را همشامل مى شود. (277)
زكات موجب فراوانى نعمت مى شود 
فى وصية الباقر (عليه السلام ) لبحابر الجعفى : الزكاة تزيد فىالرزق (278)
در وصيت امام باقر (عليه السلام ) به جابر جعفى آمده است كه : زكات روزى را زياد مىكند.
قال رسول الله (صلى الله عليه وآله ): لاتزال امتى بخير ما تحابوا و تهادوا ادوا الامانة و اجتنبوا الحرام و قروا الضيف و اقامواالصلاة و آتوا الزكاة فاذا لم يفعلوا ذالك ابتلوا بالقحط والسنين . (279)
پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرموده : امتم پيوسته به خير و سعادتند مادامى كهبه يكديگر محبت و احسان كنند و امانت دار باشند و از كارهاى ناشايست اجتناب نمايند و ازمهمان پذيرائى كنند و نماز بپا دارند و زكات بدهند، هرگاه به اين هاعمل نكنند، به خشكسالى و كمياب شدن ارزاق عمومى گرفتار مى شوند.
همانطور كه پرداختن زكات سبب بركات و فراوانى نعمت مى شود نپرداختن آن هم عكسالعمل شديد دارد منشاء و آثار مسوء بسيار مى شود كه سلب بركت و كمبود نعمت يكى ازآنهاست .
امام باقر (عليه السلام ) مى فرمايد: در كتاب (جدم ) على (عليه السلام ) يافتم ، هرگاهاز زكات جلوگيرى كردند، زمين بركتش را دريغ مى كند و بركت از زراعت ، ميوه و معادنبه طور كلى برداشته مى شود. (280)
اذا منعوا الزكاة منعت الارض بركتها من الزرع و الثمار و المعادنكلهاقال اميرالمؤ منين (عليه السلام ) ان الله يبتلى عباده عندالاعمال السيئة بنقص الثمرات و حبس البركات (281)
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرموده : تحقيقا خداوند بندگانش را گاهى كه كارنامه زشتارائه كنند، به كاهش ميوه ها، بازداشتن بركات و منع خيرات (و بستن خزائن خيرات ) دچارو گرفتارشان مى كند.
بركات اجتماعى زكات  
عن الحسن بن على (عليه السلام ) قال : ما نقصت زكاة منمال قط امام حسن (عليه السلام ) فرمود: زكات ، سرمايه را هرگز كاهش ‍ نمىدهد، با پرداختن زكات نه تنها كمبود و نقصائى درمال پديد نمى آيد بلكه از اطراف و اكناف جهان از در و ديوار، بركات و نعمات الهىبر مردم مى بارد، درهاى رحمت گشوده مى شود، روند زندگى جامعه به سمت و سوىروشنايى شتاب مى گيرد و آثار سعادت و خوشبختى و در اجتماع پديدار مى گردد.
بركات و آثار اجتماعى زكات  
1- پرداخت زكات زندگى را شيرين و سعادتمندانه مى كند.
2- با پرداخت زكات مال ، زمين بركت خود را ظاهر مى نمايد.
3- اداى زكات ، امانت خداست ، خداوند متعال امر فرموده ، امانت را به صاحبش بدهيد.
4- اداى زكات ، سپاسگزارى از نعمت خداوند منان است .
5- پرداخت زكات ، آينده درخشان و فراوانى ارزاق عمومى را نويد مى دهد.
6- پرداخت زكات ، ملاطفت و مهربانى به ناتوانان و وزير دستان است .
7- اداى زكات ، تقويت فقراء و هم بستگى با آنان است .
8- اداى زكات ، حفظ اعتقادات فقراء و حفظ اموال اغنياء مى باشد.
9- پرداختن زكات ، غضب خدا را از بين مى برد.
10- پرداختن زكات موجب رستگارى فرد و اجتماع است .
11- زكات پل اسلام است .
12- زكات قوت فقراء و توانمندى ثروتمندان است .
13- زكات ، چرك مال است . چرك را از بدن و مال بايد دور كرد.
14- زكات ، تنگدستى و فقرا را برطرف نموده ، عمر را طولانى مى كند.
15- زكات ، هفتاد نوع بلا را از انسان دور مى نمايد.
16- زكات ، موجب استحكام و وحدت مسلمين است .
17- پرداخت زكات ، عدالت اجتماعى را تحقيق مى بخشد.
18- زكات ، روزى را بيمه مى كند
19- زكات ، اتلاف مال نيست .
20- زكات ، بركت مى آورد و بلا را مى برد.
21- زكات ، جزيه نيست .
آثار معنوى :
22- اغنياء از ديده چهره رنجور فقراء به ياد فقر و بيچارگى آخرت مى افتند . ديدناين منظره سبب موعظه و عبرت آنان مى شود.
23- ترغيب دولتمندان به شكر و سپاس خداوندمتعال است به خاطر اموالى كه خدا به آنان عطا فرموده ، كه مى توانند موفق به كارهاىخير مانند زكات ، صله رحم و عيادت بيماران گردند.
24- با تضرع و دعا از خدا مى خواهند مانند تهى دستان مبتلا به فقر نگردند و زندگىشان دچار سرگردانى و تباهى نشود.
اين آثار اجتماعى و معنوى زكات ، اندكى از بسيار است و شرح و بساط آن را مى توان دركتاب هاى مفصل همچون بحارالانوار و جواهرالكلام ملاحظه فرمائيد.
در پايان اين بحث داستان جالبى از شهيد محراب آية الله دستغيب قدس سرهنقل مى شود:
زكات آفات را از زراعت دفع مى كند:  
جناب حاج مرادخان حسن شاهى ارسنجانى نقل كردند، در سالى كه بيشتر نواحى فارسبه آفت ملخ مبتلا شده بود، به قوام الملك خبر دادند كه مزارع شما در اطراف شهرستانفسا به واسطه ملخ از بين رفته ، قوام گفت بايد خودم ببينم ، به اتفاق ايشان و مرحومبنان الملك و چند نفر ديگر از شيراز حركت كرديم . چون به مزارع قوام رسيديم ديديمتماما خوراك ملخ گرديده به طورى كه يك خوشه سالم نمانده همين طورى كه مى رفتيمو تماشا مى كرديم . به قطعه زمينى رسيديم كه تقريبا وسط مزرعه بود، ديديممحصول آن سالم و يك خوشه اش هم مورد حمله واقع نشده در حالى كهمحصول زمين هاى چهار طرف آن به كلى از بين رفته بود.
قوام پرسيد در اين زمين چه وقت بذر پاشيده اند و متعلق به كيست ؟! گفتند فلانشخصى كه در بازار پاره دوزى مى كند، گفت مى خواهم او را ببينم به من گفتند او رابياور، رفتم او را ديدم و گفتم آقاى قوام تو را طلبيده ، گفت من با آقاى قوام كارىندارم اگر او با من گار دارد بيايد هر طور بود با خواهش و التماس او را نزد قوامآورديم ، قوام از او پرسيد فلان زمين بذرش از تو است و تو كاشته اى ؟
گفت : بلى ، قوام پرسيد چه شده كه ملخ همه زراعت ها را خورده جزمال تو را؟ گفت اولا من مال كسى را نخورده ام تا ملخمال مرا بخورد، و ثانيا من هميشه زكات آن را سر خرمن خارج مى كنم و به مستحقيق مىرسانم و مابقى را به خانه ام مى برم ، قوام الملك او را آفرين گفت (282) و از حالش‍ سخت در شگفت شد.
زكات و اضاضه غيبى 
داستان كربلايى كاظم ساروقى فراهانى را بيشتر روحانيون و مؤ منين شنيده اند كه دراثر افاضه غيبى ، دفعتا حافظ كل قرآن كريم گرديد در حالى كه سواد خواندن ونوشتن نداشت ، واقعه بهت انگيز و اعجاز گونه كربلايى كاظم در روزنامه ها و مجلاتوقت مانند اطلاعات ، كيهان ، مجله آسياى جوان ، سالمنامه نور دانش و روزنامه نداى حق درسال هاى 1332 - 1334 - 1335 درج گرديد و مراجع تقليد همچون آية الله العظمىبروجردى قدس سره و آية الله عظمى صدر قدس سره قضيه كربلايى كاظم را باامتحان حضرورى و با اعجاب تاءييد فرمودند.
نگارنده در جلسه اى كه جمعى از علماء و بزرگان از روحانيت از جمله مرحوم آية الله حاجشيخ مرتضى حايرى يزدى اعلى الله مقامه تشريف داشتند حضور داشتم . در آن جلسه ،علماء از كربلايى كاظم آزمايش هاى مختلف و دقيق بهعمل آوردند و همگى تصديق كردند بر اينكه نامبرده تسلطكامل به حفظ تمام آيات قرآن دارد و موجب شگفتى همگان گرديد تا آنجا كه بعضى ازعلماء (مرحوم آقاى تربتى واعظ) آياتى را جابجا كرد و كنار هم گذاشت و به كربلايىكاظم ارائه داد فورا گفت اين آيه مربوط به فلان سوره و آيه ديگر در سوره اعرافاست ، به هر حال داستان كربلايى كاظم يك حقيقت روشن بود و موردقبول خاص و عام قرار گرفت ، بنده ايشان را در آن شب به حجره خود در مدرسه فيضيهمهمان كردم ، براى استفاده بيشتر، چگونگى داستانش را جويا شدم و مشروحا بيان كرد ازجمله فرمود: من در ساروق كشاورزى مى كنم ، هرسال كه محصول گندم را به دست مى آورم ، سر خر من زكات آن را جدا كرده و از همان جابه مستمندان مى رساندم و اين كرامت الهى مى تواند نتيجهعمل به فريضه زكات باشد. بار الها ما را از مؤ منين و عاملين به دستورات الهى قراربده ، از بركات عمل به فرائض دينى نور ايمان و تقواى در قلوب ما بيافكن ، توفيقبندگى خالص و ترك گناه به ما مرحمت فرما.
بخش هشتم : زكات عامل پاكى فرد و اجتماع 
با زكات پاكسازى و خودسازى كنيم 

next page

fehrest page

back page