بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب نهج البلاغه از دیدگاه مقام معظم رهبری, محمدمهدی علیقلی ( )
 
 

بخش های کتاب

     Fehrest -
     63245500 -
     63245501 -
     63245502 -
     63245503 -
 

 

 
 

بسم الله الرحمن الرحيم‏

ما مفتخريم كه كتاب نهج البلاغه كه بعد از قرآن بزرگترين دستور زندگى مادى و معنوى و بالاترين كتاب رهايى بخش بشر است و دستورات معنوى و حكومتى آن بالاترين راه نجات است، از امام معصوم ما است.
وصيت نامه سياسى، الهى، امام خمينى رحمه الله.
پيام رهبر كبير انقلاب اسلامى ايران حضرت امام خمينى قدس سره به مناسبت برگزارى كنگره هزاره نهج البلاغه ارديبهشت 1360 تهران.

بسم الله الرحمن الرحيم‏
در كنگره‏ى هزاره نهج البلاغه از چه صحبت خواهد شد و از كى معرفى؟ دانشمندان بزرگ جهانى مى‏خواهند مولا اميرالمؤمنين را معرفى كنند و به ديگران بشناسانند با كتاب نهج البلاغه را؟ ما با كدام مؤنه و با چه سرمايه‏اى مى‏خواهيم در اين وادى وارد شويم؟
ما درباره‏ى شخصيت على بن ابى طالب از حقيقت ناشناخته‏ى او صحبت كنيم يا با شناخت محجوب و مهجور خود. اصلا على عليه‏السلام يك بشر ملكى و دنيوى است كه ملكيان از او سخن گويند يا يك موجود ملكوتى است كه ملكوتيان او را اندازه‏گيرى كنند؟ اهل عرفان درباره‏ى او جز با سطح عرفانى خود و فلاسفه و اللهيون جز با علوم محدوده‏ى خود با چه ابزارى مى‏خواهند به معرفى او بنشينند تا چه حد او را شناخته‏اند تا ما مهجوران را آگاه كنند. دانشمندان و اهل فضيلت و عارفان و اهل فلسفه با همه‏ى فضائل و با همه‏ى دانش از ارجمندشان آنچه از آن جلوه‏ى تام حق دريافت كرده‏اند در حجاب وجود خود و در آئينه‏ى محدود نفسانيت خويش است و مولا غير از آن است. پس اولى آن است كه از اين وادى بگذريم و بگوئيم على بن ابى طالب فقط بنده خدا بود و اين بزرگترين شاخصه‏ى او است كه مى‏توان از آن ياد كرد و پرورش يافته و تربيت شده‏ى پيامبر عظيم الشأن است و اين از بزرگترين افتخارات اوست. كدام شخصيت مى‏تواند ادعا كند كه عبدالله است و از همه عبوديت‏ها بريده است جز انبياء عظام و اولياء معظم كه على عليه‏السلام آن عبد وارسته از غير و پيوسته به دوست كه حجب نور و ظلمت را ديده و به معدن عظمت رسيده است در صف مقدم است و كدام شخصيت است كه مى‏تواند ادعا كند از خردسالى تا آخر عمر رسول اكرم در دامن و پناه و تحت تربيت وحى و حامل آن بوده است. جز على بن ابى طالب كه وحى و تربيت صاحب وحى در اعماق روح و جان او ريشه دوانده پس او به حق عبدالله است و پرورش يافته عبدالله اعظم است. و اما كتاب نهج البلاغه كه نازله‏ى روح اوست براى تعليم و تربيت ما خفتگان در بستر منيت و در حجاب خود و خودخواهى خود معجونيست براى شفا و مرهمى است براى دردهاى فردى و اجتماعى و مجموعه‏اى است داراى ابعاد به اندازه‏ى ابعاد يك انسان و يك جامعه بزرگ انسانى از زمان صدور آن تا هرچه تاريخ به پيش رود و هر چه جامعه‏ها بوجود آيد و دولتها و ملتها متحقق شوند و هر قدر متفكران و فيلسوفان و محققان بيايند و در آن غور كنند و غرق شوند. هان فيلسوفان و حكمت اندوزان بيايند و در جملات خطبه اول اين كتاب الهى به تحقيق بنشينند و افكار بلند پايه خود را به كار گيرند و با كمك اصحاب معرفت و ارباب عرفان، اين يك جمله‏ى كوتاه را به تفسير بپردازند و بخواهند به حق وجدان خود براى درك واقعى آن ارضاء كنند به شرط آن كه بياناتى كه در اين ميدان تاخت و تاز شده است آنان را فريب ندهد و وجدان خود را براى فهم درست بازى ندهند و نگويند و بگذرند تا ميدان ديد فرزند وحى را دريافته و به قصور خود و ديگران اعتراف كنند و اين است آن جمله:
مع كل شيئى لا بمقارته و غير كل شيئى لابمزايله‏
و اين جمله و نظير آن كه در كلمات اهل بيت وحى آمده است بيان و تفسير كلام الله است كه در سوره‏ى حديد است و براى متفكران آخرالزمان آمده است و هو معكم اين ما كنتم اينك اميد آن است كه شما دانشمندان و متفكران متعهد كه در كنگره ارجمند هزاره نهج البلاغه گرد هم آمديد ابعاد عرفانى و فلسفى و اخلاقى و تربيتى و اجتماعى و نظامى و فرهنگى و ديگر بعدها را به مقدار ميسور بيان فرماييد و اين كتاب را به جوامع بشرى معرفى نموده و عرضه داريد كه اين متاعى است كه مشترى آن انسانها و مغزهاى نورانى است. صلوات و سلام بى پايان به رسول اعظم كه چنين موجود الهى را در پناه خود تربيت فرموده و به كمال لايق انسانيت رساند.
و سلام و درود بر مولايمان كه نمونه‏ى انسان و قرآن ناطق است و تا ابد نام بزرگ او باقى است و خود الگوى انسانيت و مظهر اسم اعظم است. و سلام بر شما دانشمندان كه با زحمت پر ارج و سودمند خود راه رسيدن به اهداف عالى اين كتاب مقدس را باز مى‏نمائيد.
والسلام على عبادالله الصالحين 27 ارديبهشت 1360 12 رجب 1401 روح الله الموسوى الخمينى‏
امروز شرايطى مشابه شرايط حكومت دوران اميرالمؤمنين عليه‏السلام است. پس روزگار، روزگار نهج البلاغه است. امروز مى‏شود از ديدگاه دقيق و نافذ اميرالمؤمنين عليه‏السلام به واقعيتهاى جهان و جامعه نگاه كرد و بسيارى از حقايق را ديد و شناخت و علاج دردها را پيدا كرد. همين است كه به نظر ما امروز بيش از هميشه به نهج البلاغه محتاجتريم.
((حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى))
بسم الله الرحمن الرحيم‏
امروز روز استفاده هر چه بيشتر از نهج البلاغه است.(حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى)

توجه مقام معظم رهبرى حضرت آيه الله العظمى خامنه‏اى به نهج البلاغه نشان از عمق ديدگاه ايشان به اين كتاب ارزشمند دارد.
آنچه در اين كتاب از سخنرانيها، پيامها، مواعظ و ارشادات آن مقام عظام برگرفته شده، حاصل تحقيق و تفحص فراوان ايشان است كه مى‏تواند راهگشاى پژوهشگران، طلاب و دانشجويان و ديگر علاقه‏مندان به اين كتاب شريف باشد.
آشنايى با نهج البلاغه، تاريخچه‏ى نهج البلاغه، نقش نهج البلاغه در جامعه‏ى اسلامى، جهان اسلام و نهج البلاغه، نقش وزارت آموزش و پرورش در احياء نهج البلاغه و... عناوين موضوعاتى هستند كه در اين مجموعه تقديم حضورتان مى‏شود.
تلاش شده است موضوعات، به گونه‏اى انتخاب شود كه در هماهنگى و يكپارچگى آن كاستى نگردد، اما شايد مطالب اين مجموعه به خاطر تنوع، ترتيب و توالى بك رساله تحقيقى و منسجم را نداشته باشد، از اين رو پيشنهاد مى‏شود در موارد نياز به اصل سخنرانيها و ارشادات مراجعه شود.
همچنين با اينكه كوشيده‏ايم از تكرار مطالب پرهيز نمائيم، باز هم در مواردى براى تأكيد بر موضوع به ناچار برخى مسايل را تكرار كرده‏ايم.
اميد است كه مربيان، مبلغان و دست اندركاران معارف اسلامى با الهام از رهنمودهاى ولى امر مسلمين جهان حضرت آيت الله العظمى خامنه‏اى جهت احياء هر چه بيشتر نهج البلاغه در جامعه‏ى اسلامى نهايت تلاش و سعى خويش را مبذول فرمايند. انشاء الله. محمد مهدى عليقلى‏
قبلا آگاهيهاى مختصرى در مورد نهج البلاغه بايستى به خواهران و برادران عرض كنم. نهج البلاغه - همان طور كه مى‏دانيد - مجموعه‏ى خطبه‏ها و نامه‏ها و كلمات متفرقى است كه از مولاى متقيان اميرمؤمنان صلوات الله عليه براى ما به يادگار مانده است، كتاب شريف نهج البلاغه به سه بخش تقسيم مى‏شود: خطبه‏ها، نامه‏ها و كلمات قصار .-نهج البلاغه شامل 241 خطبه، 79 نامه و 480 كلمات قصار مى‏باشد. ? -درسهايى از نهج البلاغه، ص 3. ?
خطبه‏ها يعنى سخنرانيها، نه خطبه‏هاى نماز جمعه؛ شايد بعضى از اينها مضمون خطب نماز جمعه هم باشد، اما اميرالمؤمنين در موضع يك معلم و يك اسلام شناس و نيز در موضع يك حاكم با مردم خود حرف مى‏زد و سخنرانى مى‏كرد و اين سخنان مجموعه‏ى آن سخنرانيهاست.
ناگزير اين سخنان، ضمن اين كه خطوط كلى انديشه‏ى اسلامى را در خود منعكس مى‏كند، ناظر به مسايل روز، يعنى مسايل جارى و مشكلات زندگى اميرالمؤمنين عليه‏السلام نيز است. -درسهايى از نهج البلاغه ص 8. ?
نهج البلاغه مانند گفته‏هاى حكيمى نيست كه دور از غوغاى زندگى و فارغ از واقيعتها و مسايل گوناگونى كه در يك جامعه ممكن است مطرح باشد، مى‏نشيند و معارف اسلامى را بيان مى‏كند؛ بلكه سخنان انسانى است كه بار مسؤوليت اداره‏ى يك جامعه‏ى عظيم را بر دوش خود احساس مى‏كند و داناى دين و بصير به همه‏ى معارف اسلامى و قرآنى است و با دلى مالامال از معرفت و روحى بزرگ و در مقامى پر مسؤوليت، با مردم رو به رو مى‏شود، با آنها حرف مى‏زند، و به سؤالات و استفهامات آنها پاسخ مى‏دهد. اين است زمينه و موقعيت صدور نهج البلاغه. .-بيانات مقام معظم رهبرى در كنگره چهارم نهج البلاغه، 1363. ?
بايد پرتويى بر نهج البلاغه بيفتد كه شما شيعيان و پيروان و طرفداران على عليه‏السلام بدانيد كه نهج البلاغه چيست. و دل خود را فقط به نام قرآن و نهج البلاغه خوش نكنيد. چنين نباشد كه بعضى از غفلت و جهالت ما استفاده كنند و به نام قرآن و نهج البلاغه، بافته‏ها و اندوخته‏هاى ذهنى خود را در مغز ما بريزند و آن طور نباشد كه عناصر تحت تأثير فرهنگ غربى، به جاى آن كه به اين اثر انسانى و اجتماعى و تاريخى و هنرى توجه كنند؛ به نوشته‏ها و گفته‏ها و اندوخته‏هاى ذهنى ديگران بپردازند.
اگر ما اندكى با نهج البلاغه آشنا شويم و راه خود را به سوى اين كتاب باز كنيم، راه سواستفاده‏ى دشمنهاى كوچك و خرد و ريزى كه در داخل هستند و نيز راه استفاده دشمنهاى بزرگ جنايتكارى كه هميشه از غفلت و از دورى ما از اسلام استفاده كرده‏اند؛ بسته خواهد شد. .-گفتارى درباره حكومت علوى، ص 4، (بيانات مقام معظم رهبرى در مسجد دارالسلام تهران، 5/5/1359). ?
ائمه‏ى اطهار عليهم السلام در دوران حاكميتى كه مورد قبول خودشان باشد زندگى نمى‏كردند؛ آنها در دوران اختناق به سر مى‏بردند مسايل از ديدگاه يك حاكم و مسؤول اداره‏ى مملكت بر زبان آنها جارى نمى‏شد؛ اما اميرالمؤمنين عليه‏السلام به عنوان يك حاكم اسلامى حرف مى‏زند و با جامعه‏يى كه تحت اشراف و حكومت خود اوست، سخن مى‏گويد و اين بخش بيشترين سخنانى است كه از اميرالمؤمنين عليه‏السلام در نهج البلاغه نقل شده است. البته در كلمات آن حضرت سخنانى هم وجود دارد كه مربوط به دوران حكومت ايشان نيست.
ما امروز در همان شرايط قرار داريم، شرايط كنونى جامعه‏ى اسلامى ما همان شرايط است. -بيانات مقام معظم رهبرى در كنگره چهارم نهج البلاغه، 1363. ?
نهج البلاغه كلام اولين مؤمن به وحى محمدى، و كلام خليفه‏ى پيغمبر صلى الله عليه و آله است؛ خليفه‏يى كه همه‏ى مسلمانها بر او اتفاق نظر دارند و امامى كه به اعتقاد شيعه و بسيارى از اهل سنت افضل صحابه است. يعنى انسانى در اين حد عظمت و اهميت، سخنرانى‏ها و خطبه‏هايش عينا باقى مانده است و اين مى‏تواند نشان دهنده‏ى متنى عظيم و اصيل از معارف اسلامى باشد ما مى‏توانيم پايه‏هاى اعتقاد كامل و جامع به اسلام را در اين كتاب - كه اخلاق و زهد و عرفان و رهبرى و نظام سياسى و اجتماعى در آن وجوه دارد - پيدا كنيم. -بيانات مقام معظم رهبرى در كنگره چهارم نهج البلاغه، 1364. ?
نهج البلاغه يعنى مجموعه‏يى كه به همت و تلاش سيد بزرگوار شريف رضى گرد آمده و بحمدالله تا امروز مرجع مراجعه و مطالعه‏ى خواص و-گردآورنده نهج البلاغه، علامه سيد رضى، دانشمند بزرگ قرن چهارم هجرى است كه در سال (359 ه.ق) در بغداد متولد شد. پدر و مادر او هر دو از نسل مبارك حضرت اميرالمؤمنين على عليه‏السلام بودند. علامه سيد رضى براى گردآورى نهج البلاغه، بيست سال تلاش كرد و سرانجام پس از بررسى صدها كتاب و جمع آورى آثار پراكنده نويسندگان گذشته، توانست در سال 400 هجرى نهج البلاغه را به جهان علم و انديشه، معرفى كند. سيد رضى سرانجام، پس از يك زندگى كوتاه، اما پربار، در روز يكشنبه ششم محرم سال (406 ه.ق) در سن 47 سالگى در بغداد از دنيا رفت و بدن شريفش در كاظمين كنار قبر امام كاظم عليه‏السلام به عنوان امانت دفن گرديد و پس از مدتى (طبق وصيت) پيكر پاك او و همچنين برادرش سيد مرتضى را به كربلا انتقال داده و در آنجا به خاك سپردند. ? انديشمندان - نه فقط محور معرفت و كار عمومى مردم - بوده است. شايد در تمام دورانى كه اين كتاب تأليف شده و به وجود آمده، مانند امروز مورد نياز و متناسب با اوضاع زمان و مكان نبوده است. البته نهج البلاغه از جهات مختلف حايز اهميت است.
شايد بشود گفت كه نهج البلاغه مجموعه‏يى از عمده‏ترين مباحث و معارف اسلامى است و همه‏ى آنچه كه براى يك انسان مسلمان و يك جامعه‏ى اسلامى لازم است، سخنى و حرفى و اشاره‏يى و يا بحثى و هدايتى از آن در نهج البلاغه آمده است: توحيد و عقايد اسلامى و اصول دين تا اخلاق و تهذيب و تزكيه نفسانى؛ سياست ملك دارى و كيفيت اداره‏ى صحنه‏هاى عظيم فعاليت اجتماعى تا تنظيم روابط اخلاقى و خانوادگى، جنگ و سياست و حكمت و علم و... -بيانات مقام معظم رهبرى در كنگره چهارم نهج البلاغه، 1363. ?
بنده تصور مى‏كنم مرحوم سيد رضى رضوان الله تعالى عليه اين كتاب را از ديدگاه فصاحت و بلاغت و زيباييهاى هنرى بيشتر مورد توجه قرار داده است؛ اسم كتاب هم همين نكته را تأييد مى‏كند: ((نهج البلاغه * ))-نهج البلاغه يعنى ((راه و روش شيوايى گفتار و رسايى كلام)). ? -بيانات مقام معظم رهبرى در كنگره چهارم نهج البلاغه، 1363. ?
خوشبختانه امروز شايد چند برابر خطابه‏هاى نهج البلاغه در اختيار ماست؛ منتها نهج البلاغه‏يى كه نوشته و تدوين شده‏ى مرحوم سيد رضى مى‏باشد در دسترس است كه بخش برگزيده‏ى اين كلمات است:
باب المختار من خطب اميرالمؤمنين.
حال سيد رضى اين برگزيده‏ها را از چه ديدى نگاه كرده است؟ آيا از ديد اجتماعى و يا فلسفى نگريسته است؟ متأسفانه بايد بگويم: خير. بيشترين نقطه نظر و تكيه سيد رضى بر زيباييهاى هنرى است؛ لذا مى‏گويد: ((نهج البلاغه)): راه شيواگرايى. بلاغت يعنى گفتار شيوا؛ در حالى كه اميرالمؤمنين همه‏ى مسايل اسلامى را در اين خطبه‏ها بحث كرده‏اند -بيانات مقام معظم رهبرى در كنگره چهارم نهج البلاغه، 1363. ?
نهج البلاغه يك اثر فوق العاده هنرى است و از لحاظ زيبايى كلمات و شيوايى معتبر است و ما هيچ گوينده‏ى فارسى و هيچ نويسنده و هنرمند و شاعرى را در زمان خود و در هيچ زمانى سراغ نداريم كه بتواند با زبان شيواى على عليه‏السلام حرف بزند؛ اما در عين حال مى‏شود جملاتى را انتخاب كرد كه اجمالا معانى را بفهماند. هر چه ما پيش رويم و هر چه با متن نهج البلاغه آشناتر شويم؛ ظرافتها و زيباييهايش را بيشتر حس مى‏كنيم. -درسهايى از نهج البلاغه، ص 14. ?
البته نه اين كه سيد رضى فقط از جنبه‏ى شيوايى لفظ اين كتاب را جمع آورى كرده و به مضامينش اعتنايى يا توجهى نداشته است؛ قطعا داشته، منتها سيد رضى - آن مرد شاعر فصيح زبان آور كه يكى از بزرگترين شعراى عرب در زمان خودش است - با يك ديد شاعرانه و سخن شناسانه با نهج البلاغه برخورد كرده است. او گشته تا كلمات زيبا را پيدا كند البته كلمات على بن ابى طالب عليه‏السلام زيباست و در حد عالى فصاحتش هم داراى مضامين عالى است - آن هم كه از لحاظ فصاحت و بلاغت در آن حد بالا نباشد، داراى مضامين عالى است - اما سيد رضى بيشتر به اين جهت توجه داشته است -درسهايى از نهج البلاغه، ص 14. ?
-سئوال: شما گفتيد كه نهج البلاغه بيشتر به خاطر جنبه‏ى هنرى آن جمع‏آورى شد، آيا اين امكان وجود ندارد كه جمع‏آورنده‏ى آن به خاطر زيباتر كردن خطبه‏ها در آن دست برده باشد؟
جواب: خير به هيچ وجه، زيرا جمع كننده‏ى آن خودش را در مقابل اين كلمات و زيبايى و هنر جملات حقير مى‏دانست. اين مثل آن مى‏ماند كه شما بگوييد مثلا فلان كسى كه ديوان حافظ را جمع كرده است - مثل دكتر غنى، علامه‏ى قزوينى و عبدالرحيم خلخالى - از كجا معلوم كه در شعر حافظ دست نبرده باشد براى اين كه زيباترش كند؟ شعر حافظ از سطح اندازه‏ى معمولى كه ((غنى)) و ((خلخالى)) مى‏توانند بگويند و بشنوند بالاتر است. زيبايى آن به حدى است كه يك انسان شاعر هنرمندى مثل سيد رضى وقتى به اين جرثومه‏ى هنر - نهج البلاغه - نگاه مى‏كند، احساس حقارت مى‏كند. اولا اگر او بتواند از كلمات على عليه‏السلام چيزى را اقتباس مى‏كند و در كلام خودش مى‏گنجاند كه كلام خودش زيبا شود، نه اين كه از خودش به كلام على عليه‏السلام چيزى بيفزايد. ثانيا سيد رضى مردى كاملا امين است و امكان ندارد كه ما چنين فرضى را در مورد او بكنيم‏-درسهايى از نهج البلاغه، ص 25. ?
البته قبل از آن كه سيد رضى به اين كار دست بزنند، خطبه‏ها و كلمات و نوشته‏هاى آن حضرت در كتابهاى حديث و تاريخ به صورت پراكنده يافت مى‏شد، ولى به صورت تدوين شده و جمع آورى شده نبودند و كسانى هم قبل از سيد رضى اين كار را به يك نحوى شروع كردند ، منتها نه به‏-دانشمند محقق، عبدالزهراء حسينى، در كتاب مصادر نهج البلاغه 46 كتاب ديگر را نام مى‏برد كه براى تهيه و تدوين و جمع آورى سخنان امام على بن ابيطالب نوشته شدند كه 22 كتاب، مربوط به قبل از پيدايش نهج البلاغه مى‏باشند. مجموعه‏ى آشنائى با نهج البلاغه، ج 2، ص 68. ? صورتى كه سيد رضى انجام داد بنابراين ما مرهون زحمت و ابتكار اين عالم بزرگوار هستيم كه نهج البلاغه را براى ما باقى گذاشت. -درسهايى از نهج البلاغه، ص 3. ?
حضرت عبدالعظيم حسنى رضوان الله عليه از جنبه‏ى علمى، يك‏-حضرت عبدالعظيم حسنى معروف به سيد الكريم، فرزند عبدالله، فرزند على بن حسن، فرزند حسن بن زيد، فرزند زيد بن حسن عليه‏السلام فرزند على بن ابيطالب عليه‏السلام است و با پنج واسطه به اميرالمؤمنين عليه‏السلام مى‏رسد ولادت آن حضرت به سال 173 هجرى در مدينه واقع شد، 79 سال عمر كرده و در 15 شوال 252 هجرى، در ((شهر رى)) وفات يافت. ? محدث و مؤلف بزرگ است. تا آن جا كه براى ما روشن و محرز است، ايشان اول كسى است كه خطبه‏هاى اميرالمؤمنين عليه‏السلام را گردآورى كرده است كه مربوط به 150 سال قبل از تأليف نهج البلاغه توسط سيد رضى مى‏باشد -بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار با مردم شهر رى / روزنامه جمهورى اسلامى. فوق العاده شهرستان رى، آذر ماه 1373. ?
نكته‏ى ديگرى كه بايد به آن توجه داشت اين است كه علاوه بر خطب و نامه‏ها و كلماتى كه در نهج البلاغه آمده است، تعداد زيادى خطبه و نامه و جمله‏ى حكمت‏آميز از اميرالمؤمنين به صورت متفرق در كتابهايى وجود دارد كه علماى متأخر سعى كردند آنها را هم جمع‏آورى كنند و كتايهايى به عنوان مستدرك نهج البلاغه - يعنى تدوين شده چيزهايى كه در نهج البلاغه نيست - فراهم بياورند. پس ما امروز غير از نهج البلاغه كه خود گنجينه‏ى غنى و ارزشمندى است، چند كتاب ديگر هم داريم كه اينها را بعدا با خصوصيات و نام و نشان معرفى مى‏كنيم و چون بعضى از آنها به چاپ هم رسيده است، بعدا براى شما مى‏آوريم تا كلا يك آشنايى كتاب‏شناسى با-جهت كتاب‏شناسى نهج البلاغه به كتابنامه نهج البلاغه، اثر استاد محترم رضا استادى كه 370 كتاب پيرامون نهج البلاغه معرفى نموده‏اند، مراجعه نمائيد.
?
نهج البلاغه و دنباله‏هاى آن پيدا كنيد .-درسهايى از نهج البلاغه، ص 3. ? -برخى از محققين با بررسى و تحقيق در اسناد و مدارك نهج البلاغه متوجه شده‏اند كه: الف: سيد رضى همه‏ى سخنان امام عليه‏السلام را نياورده است. ب: گاهى در نقل يك خطبه يا نامه يا كلمه حكمت‏آميز اعمال سليقه نموده و تنها برخى از قمست‏هاى يك خطبه را كه از نظر فن بلاغت جذاب و زيبا بود نوشته و بقيه‏ى آن را نياورده است، (تقطيع كرده است) از اين رو تلاش گسترده ارزشمند ديگرى را آغاز نمودند و به جمع آورى ديگر سخنان امام عليه‏السلام پرداختند و خطبه‏ها و نامه‏ها را همانگونه كه در منابع اوليه آمده بود نوشتند. مانند: مستدرك نهج البلاغه نوشته‏ى هادى كاشف الغطاء. نهج السعاده 8 جلدى نوشته‏ى محمد باقر محمودى. كتاب التذييل نوشته اسمعيل حلبى. ملحق نهج البلاغه نوشته احمد بن يحيى (ابن ناقه) نهج التقويم نوشته‏ى خلف بن سيد عبدالمطلب مشعشعى. مصباح البلاغه نوشته سيد حسن ميرجهانى طباطبائى. غررالحكم نوشته آمدى. الحكم المنشوره جلد آخر ابى الحديد نوشته ابن ابى الحديد. مجموعه آشنائى با نهج البلاغه، ج 2، ص 172. ?
مطلب ديگرى كه بايد درباره‏ى نهج البلاغه بدانيد اين است كه از سالها پيش كسانى ادعا كردند كه نهج البلاغه كتاب معتبرى نيست - حالا انگيزه‏ى آنها چه بود، قابل بحث است - مضامينى كه در اين كتاب وجود دارد منافع گروهى يا قشرى يا طبقه‏يى و يا اصحاب فرقه‏يى را تهديد مى‏كند و براى اين دستجات بهترين راه اين است كه آن كتابى را كه شامل بر اين مطلب است از اعتبار بيندازند؛ همچنان كه در مورد يك شخصيت هم همين طور است. آن كسانى كه شخصيت امام على بن ابى طالب عليه‏السلام را مخالف با منافع شخصى يا گروهى خودشان مى‏دانستند، طبيعى بود كه آن شخصيت را مورد خدشه قرار بدهند. در مورد كتاب آن حضرت هم عينا همين مطلب صادق است. -درسهايى از نهج البلاغه، ص 4. ?
نهج البلاغه واقعا يك اقيانوس عميق و تمام شدنى است. همه هم توفيق پيدا نمى‏كنند اين كتاب را آنچنان كه شايسته است، سير و در آن غور كنند؛ در حالى كه بسيارى از مطالب و معارف اين كتاب براى مردم لازم است.

next page fehrest page