بسم الله الرحمن الرحیم
 
نگارش 1 | رمضان 1430

 

صفحه اصلی | کتاب ها | موضوع هامولفین | قرآن کریم  
 
 
 موقعیت فعلی: کتابخانه > مطالعه کتاب عرفان اسلامی جلد 1, استاد حسین انصاریان   مناسب چاپ   خروجی Word ( برگشت به لیست  )
 
 

بخش های کتاب

     1 - مقدّمه مؤلّف
     10 - كيفر گناهان در روايات
     11 - 5 ـ خوف از نقصان در عبادت
     12 - گفتگوى حضرت سجّاد با جابر در مسئ
     13 - از عبوديّت تا ربوبيّت
     14 - آري بندگيهاي ما هر چند زياد باشد
     2 - بسم الله الرحمن الرحيم
     3 - در بيان حالات عارفان
     4 - اوصاف عارفان
     5 - نفس و هفت مرحله ى آن
     6 - عرفان از زبان پيشواى عارفان
     7 - اقسام حجاب
     8 - نَجْوَى الْعارِفينَ تَدُورُ عَلى
     9 - كيفر گناهان در قرآن
     FEHREST - عرفان اسلامي جلد اول
 

 

 
 
قبلفهرست بعد

از عبوديّت تا ربوبيّت

در بدو امر به نظر مى رسد كه تعبير زننده اى است :از بندگى تا خدايى !! مگر ممكن است بنده اى از مرز بندگى خارج گردد ، و پا در مرز خدايى بگذارد ؟

أَيْنَ التُّرابُ وَرَبّ الأَرْبابِ .

به قول عارف شبسترى :

سيه رويى زممكن در دو عالم  ***  جدا هرگز نشد والله اعلم

راست است ، ولى مقصود از ربوبيّت خدايى نيست ، ربوبيّت يعنى خداوندگارى نه خدايى .

هر صاحب قدرتى خداوندگار آن چيزهايى است كه تحت نفوذ و تصرّف اوست . جناب عبدالمطّلب به « ابرهه »كه به قصد خراب كردن كعبه آمده بود گفت :

إِنّي رَبُّ الإِبِلِ وَإِنَّ لِلْبَيْتِ رَبٌّ .

ما تعبير بالا را (عبوديّت تا ربوبيّت) به پيروى از يك حديث معروف كه در« مصباح الشّريعه » آمده است آورديم .در آن حديث مى گويد :

الْعُبُوديّةُ جَوْهَرَةٌ كُنْهُهَا الرُّبُوبِيَّةُ .

« همانا بندگى خدا و پيمودن صراط قرب حق ، گوهرى است كه نهايت آن خداوندگارى يعنى قدرت و توانائى است » .

الهى بر رخم بگشا درى از لطف و احسانت  ***  بدان راهم هدايت كن كه پيمودند خاصانت
فروزان سينه ام را از شرار شوق ديدارت  ***  درى بگشا زدام هجر در گلزار رضوانت
در اشكم به دامان ريز از گنجينه ى عشقت  ***  فداى قطره اى زين اشك صد درياى عمّانت
دلم را پادشاهى ده به عزّ فقر در كويت  ***  سرم را تاج دولت نه به فخر ذلّ فرمانت
فراز و شيب عالم را سپاى بى حد عشقت  ***  زپيدا و نهان بگرفت دست ما و دامانت
چو مه روشن روانم ساز شب از پرتو ذكرت  ***  چو خور رخشنده روزم كن به اشراقات قرآنت
الهى را الهى ملك زهد و پارسائى ده  ***  كه برخيزد به عهد عشق و بنشيند به پيمانت

مى دانيم كه بشر طالب قدرت است ، همواره در تلاش است تا راهى براى تسلّط بر جهان پيدا كند .درباره ى اينكه چه راههايى را براى اين هدف برگزيده ، و در آن راه كامياب و يا ناكام شده است ، كارى نداريم .

در ميان آن راهها يك راه است كه از اهميت زيادى برخوردار است ، از اين نظر كه انسان وقتى از اين راه استفاده كند و هدفش كسب قدرت و تسلّط بر جهان نباشد ، بلكه هدفى در نقطه ى مقابل اين هدف داشته باشد ، يعنى به دنبال تذلّل ، خضوع ، و فنا و نيستى از خود باشد .به مقام بندگى رسيده ، بنابر اين آن راه ارزشمند راه عبوديّت است .

آثار عبوديّت

كمال و قدرتى كه بر اثر عبوديّت و اخلاص در عمل و پرستش واقعى نصيب انسان مى شود منازل و مراحلى دارد .

1 ـ سلطنت بر نفس

تسلّط انسان بر نفس خود يكى از مهمترين آثار عبوديت و اخلاص در عمل است . كمترين نشانه ى قبولى عملِ انسان تو و پروردگار متعال اين است كه داراى بينشى نافذ ، بصيرتى روشن و بيناى حق گردد .

( إِن تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَل لَكُمْ فُرْقَاناً ) .

« اگر تقواى الهى داشته باشيد ، خداوند مايه ى تميزى براى شما قرار مى دهد » .

و نيز مى فرمايد :

( وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْسُبُلَنَا ) .

« و آنان كه در راه ما بكوشند ، ما راههاى خويش را به آنان مى نمايانيم » .

2 ـ تقويت اراده

ديگر اينكه انسان با تسلط بر نفس كه محصول عبوديّت است به اراده آهنينى دست مى يابد و در برابر خواهشهاى نفسانى و حيوانى ، نيرومند مى گردد ، در اين حال آدمى حاكم وجود خويش مى شود و مديريّت دايره ى وجود خود را كسب مى كند .قرآن كريم درباره ى نماز كه يكى از عبادات است مى فرمايد :

( إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ ) .

« محققاً نماز انسان را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى دارد » .

و درباره ى روزه مى فرمايد :

( كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ) .

« بر شما روزه نوشته شده ، آن چنان كه بر گذشتگان نوشته شد ، بدان جهت كه با اين عمل تقوا و نيروى خود نگهدارى كسب كنيد » .

و درباره ى هر دو عبادت مى فرمايد :

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَبْرِ وَالصَّلاَةِ ) .

« اى اهل ايمان !از نماز و صبر] روزه [كمك بخواهيد و از اين دو منبع نيرو استمداد كنيد » .

در اين مرحله از عبوديّت ، آن چيزى كه نصيب انسان مى شود اين است كه خواهشها و تمايلات نفسانى انسان و نيروهاى سركشِ درونى تحت فرمان او در مى آيد .به عبارت ديگر اوّلين اثر عبوديّت ، ربوبيّت و ولايت بر نفس امّاره است و در اثر اين تسلّط ، صفا و روشنايى و روشن بينى نيز پيدا مى شود .

مرحله ى دوم تسلّط و ولايت بر انديشه هاى پراكنده ، يعنى تسلّط بر نيروى متخيّله است .اين قوّه در اختيار ما نيست ;بلكه ما در اختيار اين قوّه قرار داريم ، بنابر اين هرچه بخواهيم ذهن خود را در يك موضوع معيّن متمركز كنيم و متوجّه چيز ديگرى نشويم براى ما ميسّر نيست و بى اختيار قوّه ى خيالْ ما را به اين سو و آن سو مى كشاند .مثلاً هرچه مى خواهيم در نماز «حضور قلب» داشته باشيم ، و اين شاگرد گريز پاى را بر سر كلاس نماز حاضر نگه داريم نمى توانيم ، يك وقت متوجّه مى شويم كه نماز به پايان رسيده و اين شاگرد در سراسر اين مدّت غايب بوده است .

در حديث آمده :

لِقَلْبِ ابْنِ آدَمَ أَشَدُّ إِنْقِلاباً مِنَ الْقُدْرِ إِذَا اجْتَمَعَتْ غَلَي .

« همانا قلب فرزند آدم از ديگر در حال جوشيدن بيشتر زير و رو مى شود » .

ولى آيا انسان محكوم قوّه ى متخيّله است و اين نيروى مرموز كه مانند گنجشكى همواره از شاخه اى به شاخه اى مى پرد حاكم مطلق وجود او است ؟ يا محكوميّت در برابر قوّه ى متخيّله از خامى و ناپختگى است و كاملان و اهل ولايت قادرند اين نيروى خودسر را مطيع خود گردانند ؟

روشن است كه هر گونه انسان محكوم و مجبور در برابر قوّه ى متخيّله اى خويش نيست و اين همه از نشانه هاى خامى و ناپختگى اوست كه بايد با تمرين و ممارست افسار اين لجام گسيخته را به دست گرفت ;چرا كه يكى از وظايف بشر تسلّط بر هوسبازى خيال است ، وگرنه اين قوّه ى مرموز مجالى براى تعالى و پيمودن صراط قرب نمى دهد .

براى كسب اين پيروزى هيچ چيزى مانند عبادت كه اساسش توجّه به خداست نمى باشد .بيشتر راهبان و مرتاضان با رياضت هاى غير شرعى به دنبال كسب اين امتياز بزرگند ;امّا از نظر اسلام با راه عبادت بدون نيازى به عُزلت گزينى و رياضت هاى حرام ، اين نتيجه تأمين مى شود .توجّه به خدا ، حضور قلب و تذكّر اينكه در برابر ربّ الارباب ، و خالق و مدبّر كل قرار گرفته ايم ، زمينه ى تجمّع خاطر و تمركز ذهن را فراهم مى كند .

ابن سينا در نمط نهم « اشارات » پس از تشريح عبادت هاى عوامانه كه تنها براى مزد است و ارزش زيادى ندارد ، مى گويد :

بندگى از نظر عارف و اهل معرفت ، ورزش همّت ها و قواى و همّيه و خياليّه است كه در اثر تكرار و عادت دادن به حضور در محضر حق ، همواره آنها را از توجّه به مسائل مربوط به طبيعت و مادّه به سوى تصوّرات ملكوتى بكشاند و در نتيجه اين قوا تسليم سرّ ضمير و فطرت خداجويى انسان گردند و مطيع او شوند ، تا جايى كه هر وقت اراده كند كه در پى جلب جلوه ى حق برآيد ، اين قوا در جهت خلاف فعّاليت نكنند و كشمكش درونى ميان دو ميل برتر و پست تر ايجاد نشود و سرّ باطن بدون مزاحمت اينها از باطن كسب اشراق نمايد .

3 ـ جدايى روح از بدن

اثر سوّم از آثار عبوديت و بندگى اين است كه روح در مراحل قوّت و قدرت و ربوبيّت و ولايت خود به مرحله اى مى رسد كه هرازگاهى از بدن بى نياز مى گردد ، در حالى كه بدن صددرصد نيازمند به روح است و بدون روح ثباتى ندارد .

4 ـ تسلّط بر جسم

اثر چهارم اين است كه خود بدن از هر لحاظ تحت فرمان و اراده ى شخص درمى آيد به طورى كه در حوزه ى بدن خود شخص ، اعمال خارق العاده سر مى زند .گرچه دامنه اين بحث گسترده است ;امّا با نقل يك روايت از آن مى گذريم :حضرت صادق (عليه السلام) مى فرمايد :

ما ضَعْفَ بَدَن عَمّا قَوِيَتْ عَلَيْهِ النِيَّةُ .

« آنچه كه همّت و اراده ى نفس در آن نيرومند گردد و جداً مورد توجّه نفس واقع شود بدن از انجام آن ناتوانى نشان نمى دهد » .

5 ـ تسلط بر جهان طبيعت

اثر پنجم ، كه بالاترين اثر از آثار عبوديّت و بندگى است ، اين است كه حتّى طبيعت خارجى نيز تحت نفوذ اراده ى انسان قرار مى گيرد و مطيع انسان مى شود .معجزات و كرامات انبيا و اولياى حق از اين مقوله است .

آرى !معجزه بدان جهت صورت مى گيرد كه به صاحب آن از طرف خداوند نوعى قدرت و اراده داده شده است كه مى تواند به اذن و امر پروردگار در كاينات تصرّف كند ، عصايى را اژدها نمايد ، كورى را بينا سازد ، مرده اى را زنده كند و يا از نهان و درون كسى خبر دهند . اين قدرت و آگاهى براى او تنها از طريق پيمودن صراط قرب و نزديك شدن به خالق هستى پيدا مى شود ، و ولايت و تصرّف جز اين چيزى ديگرى نيست .

همه ى اين مراحل نتيجه ى «قرب» به خداست ، و قرب به حق ، يك حقيقت واقعى است نه يك تعبير مجازى و اعتبارى .

عبادت موجب تقرّب ، و تقرّب موجب محبوبيّت نزد خداست ، يعنى انسان با عبادت نزديك به خدا مى شود ، و در اثر اين نزديكى قابليّت عنايت خاص مى يابد و در اثر آن عنايتها گوش و چشم و زبان و دست او حقّانى مى گردد يعنى با قدرت الهى مى شنود ، مى بيند ، مى گويد و درخواست مى كند ، آنگاه دعايش مستجاب و خواسته اش برآورده مى گردد .

از نظر مذهب تشيّع ، عبوديّت يگانه وسيله ى وصول به مقامات انسانى است ، و پيمودن راه بندگى به صورت كامل و تمام ، جز با عنايت و قافله سالارى انسانى كامل كه ولىّ و حجّت خداست ميسّر نبوده و نمى شود .

بُنِيَ الإِسْلامُ عَلى خَمْس : عَلَى الصَّلاةِ وَالزَّكاةِ وَالصَّوْمِ وَالْحَجِّ وَالْوِلايَةِ وَلَمْ يُنادَ بِشَيْء كَما نُودِيَ بِالْوِلايَةِ .

« اسلام بر پنج پايه بنا شده :نماز ، زكات ، روزه ، حج ، رهباى انسان كامل و حجّت خدا ، و چيزى به اهميّت رهبرى معصوم و انسان كامل نيست » .

آرى !نفس و قواى آن با عبادت خالصانه ، آن هم تحت سرپرستى انسان كامل ، در اختيار حق قرار مى گيرد و از اين طريق انسان به يك موجود الهى و با كرامت تبديل مى گردد .

در اين قسمت لازم است بحثى كوتاه ، از آيات و روايات و كتابهاى قابل توجّه اخلاقى و عرفانى و تربيتى ، درباره ى نفس تقديم كنيم ، باشد كه در ديگرى از معرفت و بينش به روى ما باز شود .

نفس و هفت مرحله ى آن

مسئله ى نفس در مباحث عرفانى از مباحث محورى است ، چرا كه در تمام مسائلى كه عرفان مطرح مى كند ، تزكيه و تصفيه ى نفس مورد توجّه قرار گرفته است .

كسى كه نفس سركش را رام نكرده و غرايز و شهواتش را با برنامه هاى الهى مقيّد ننموده و از خود نگذشته و روى دل به سوى قبله ى حقيقى نكرده باشد ، هرگز نمى تواند در جمع عارفان الهى قرار گيرد .

بى ترديد تهذيب و تزكيه ى نفس از اهداف مهم و اساسى انبياى الهى بوده است .

تمام بدبختى هايى كه در دوره ى حيات ، گريبانگير بشر است ، علّت ومنشأيى جز پيروى از هواى نفس نداشته و ندارد .

از صاحب نفس شريره نمى توان توقّع خير داشت و اگر خيرى هم از او صادر شود به دايره ى حبط كشيده مى شود .

نفس مهذّب و تزكيه شده ، در آخرت آراسته به چهار سرمايه ى عظيم و ابدى مى شود :

1 ـ علم بدون جهل .

2 ـ ثروت بدون فقر .

3 ـ عزّت بى ذلّت .

4 ـ حيات بى موت .

آراستگى نفس به اين چهار ويژه گى ارزشمند از ماده ى فلاح ، كه براى تزكيه ى نفس ، در قرآن به كار رفته است استفاده مى شود .چنانكه راغب اصفهانى در المفردات متذكّر شده است .

( وَنَفْس وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا * قَدْ أَفْلَحَ مَن زَكَّاهَا ) .

« نفوس آلوده كه نفوس ناقصه اند ، از خير و رحمت محروم ، و از رسيدن به عنايت حضرت محبوب ممنوعند » .

از اهمّ وظايف انسان كه در رأس وظايف اوست ، مخالفت با خواسته هاى غير مشروع نفس است . در آثار اسلامى از اين مخالفت تعبير به جهاد اكبر تعبير شده است .

عاشقان حق و ارادتمندان يار و سالكان طريق عشق ، تا زنده بودند از شرّ نفس در وحشت بودند ، تا جايى كه بزرگمردى مانند رسول اسلام در دعاهاى خود به پيشگاه محبوب عرضه مى داشت :

أَعُوذُ بِاللهِ مِنْ شُروُرِ أَنْفُسِنا .

راستى در صورت آلوده بودن نفس به رذايل ، و اسير بودن به دست انواع گناهان آيا مى توان دعوى محبّت حضرت او را اعلام داشت ؟! و آيا مى توان خرد را بنده و مؤمن به او معرّفى كرد ؟!

فيض بزرگوار چه نيكو سروده :

اى كه سر مى كشى زخدمت دوست  ***  چون كنى دعوى محبّت دوست
منفعل نيستى از اين دعوى  ***  شرم نايد تو را زطلعت دوست
نبرى امر دوست را فرمان  ***  دم زنى آنگاه از مودّت دوست
دعوى دوستى كنى آنگاه  ***  نشوى تابع ارادت دوست
دوستى را كجا سزاوارى  ***  نيستى چون سزاى خدمت دوست
دوست از دوستيت بيزار است  ***  كه نه اى جز سزاى لعنت دوست
بر درش بين هزار فرمانبر  ***  سر نهاده براى طاعت دوست
عاشقان بين نهاده جان بركف  ***  از براى نثار حضرت دوست
ما عبدناك گو ببين بى حد  ***  صف زده بر در عبادت دوست
جمع كروبيان قدس نگر  ***  بر درش مى زنند نوبت دوست
قبلفهرست بعد
 
 

کلیه حقوق این سایت محفوظ می باشد.

طراحی و پیاده سازی: GoogleA4.com | میزبانی: DrHost.ir

انهار بانک احادیث انهار توضیح المسائل مراجع استفتائات مراجع رساله آموزشی مراجع درباره انهار زندگینامه تالیفات عربی تالیفات فارسی گالری تصاویر تماس با ما جمادی الثانی رجب شعبان رمضان شوال ذی القعده ذی الحجة محرم صفر ربیع الثانی ربیع الاول جمادی الاول نماز بعثت محرم اعتکاف مولود کعبه ماه مبارک رمضان امام سجاد علیه السلام امام حسن علیه السلام حضرت علی اکبر علیه السلام میلاد امام حسین علیه السلام میلاد حضرت مهدی علیه السلام حضرت ابالفضل العباس علیه السلام ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها پاسخ به احکام شرعی مشاوره از طریق اینترنت استخاره از طریق اینترنت تماس با ما قرآن (متن، ترجمه،فضیلت، تلاوت) مفاتیح الجنان کتابخانه الکترونیکی گنجینه صوتی پیوندها طراحی سایت هاستینگ ایران، ویندوز و لینوکس دیتاسنتر فن آوا سرور اختصاصی سرور ابری اشتراک مکانی colocation